<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن تخصصی مهندسی آب - آب های  سطحی و زیر زمینی ]]></title>
		<link>http://mahab.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن تخصصی مهندسی آب - http://mahab.ir]]></description>
		<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 13:24:51 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[چاه هایی كه از آلودگی پر می شوند]]></title>
			<link>http://mahab.ir/thread-1464.html</link>
			<pubDate>Thu, 15 Apr 2010 20:21:16 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mahab.ir/thread-1464.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: small;"><br />
<br />
<br />
    دسترسي به منابع آب براي ادامه حيات در دنياي امروز تبديل به چالش منحصر به فردي در ميان جوامع شده است تا حدي كه اقتصاد آب در مناطق مختلف كره زمين در نقش يك نوع اهرم قدرت به چشم مي آيد. از اين رو حفاظت از انواع منابع آب، چه براي شرب و چه مصارف صنعتي و كشاورزي، همواره در سطوح مختلف كم و بيش مورد توجه همه مردم بوده است. از آنجايي كه در مواجهه با كمبود آب تا به حال راهكار جايگزين و جبران كننده اي نيافته اند، امروزه دركشور ما نيز سعي مي شود تا حدممكن از منابع آب در دسترس براي تامين آب مورد نياز نگهداري و حفاظت شود.<br />
    در اين ميان منابع زيرزميني آب بخصوص در مناطق شهري، نقش مهمي دارند و به همان اندازه نيز در معرض تهديدات گوناگون آلودگي و تخريب فضاي مورد نيازشان قرار گرفته اند. استفاده فزاينده ازمواد شيميايي محلول و ورود آن به سفره هاي آبهاي زيرزميني يكي از اين تهديدات است. مديركل امور آب و خاك سازمان حفاظت محيط زيست در اين باره به «ايران» مي گويد: «فاضلاب هاي صنعتي، پساب هاي غيراستاندارد تصفيه شده و همين طور فاضلاب هاي خام شهري و خانگي وقتي وارد آبهاي زيرزميني مي شوند، مهم ترين منابع آلوده كننده اين منابع به شمار مي روند.»<br />
    نشت فاضلاب هاي خانگي و صنعتي به آبهاي زيرزميني كيفيت آنها را چه به صورت يكباره و چه در درازمدت تغيير داده و روبه افول مي برد. سروش مدبري با اشاره به اين كه آب هاي زيرزميني از مهم ترين و بزرگترين منابع تامين آب شيرين براي انسانها، پس از يخچالها هستند، مي افزايد: «توسعه شهري در همه جاي دنيا باعث شده بهره برداري از اين آبها براي صنعت، كشاورزي و آشاميدن به مراتب افزايش پيداكند، اين در حالي است كه براي مناطقي كه خشك بوده يا دور از رودخانه و درياچه آب شيرين هستند، آبهاي زيرزميني تنها منبع در دسترس هستند.»<br />
    با وجود اهميت آبهاي زيرزميني ، اين آبها همواره در معرض سه دسته عامل آلوده كننده قرار دارند. كاني هاي موجود در معادن سطحي كه در اثر تغيير و تبديل، مي توانند آلوده كننده باشند، يكي از اين عوامل را تشكيل مي دهند. به عنوان مثال به گفته كارشناسان آب جاري سطحي وقتي از معادن زغال سنگ مي گذرد، دي سولفيد آهن را در خود حل مي كند و در اثر واكنش آن را به اسيد سولفوريكي تبديل مي كند كه به اسيد حاصل از آن با عبور از لايه هاي مخازن زيرزميني، آب هاي موجود در آن را آلوده مي كند.<br />
    مدبري در اين خصوص توضيح مي دهد: «وقتي باقي مانده كودهاي شيميايي و سموم دفع آفات گياهي در زهكش هاي كشاورزي تخليه و به نوعي غيربهينه مصرف مي شود و همين طور نشت شيرابه از استاندارد ورودي اين آلاينده ها را مي توان آلاينده هاي كشاورزي خواند كه منابع آب زيرزميني را آلوده مي كند. اين آلودگي ها مانند رودخانه ها و آب هاي سطحي چون در معرض ديد قرار ندارند، بسيار مورد بي توجهي واقع مي شوند.»<br />
    وي مي افزايد: «در ايران 50هزار معدن زيرزميني و روباز فعاليت دارد كه پيامدهاي زيست محيطي متعددي را بر جاي مي گذارد. زهكشي اسيدي معادن، غبارهاي سمي، سر و صدا و باران اسيدي، تخليه و رهاسازي پساب ها، سدهاي باطله و تخريب زمين نمونه هايي از عواقب غيرقابل جبران معدنكاري و استخراج است .»<br />
    باكتري هاي بي هوازي فاضلاب نيز در آب هاي زيرزميني نفوذ كرده و در آن به فعاليت مي پردازد . علاوه بر اين ورود فلزات سنگين با تخليه فاضلاب هاي صنعتي نيز آلودگي هاي شديد ميكروبي و شيميايي به دنبال دارد.<br />
    با اين حال وارد كردن به ظاهر ساده پساب هاي خانگي از سوي مردم به طور روزمره را نيز نبايد از نظر دور داشت. مديركل امور آب و خاك سازمان حفاظت محيط زيست در اين باره مي گويد: «ريختن هر نوع پسماند و پساب بخصوص شيميايي در مخازن آب و اراضي و چاه بتدريج باعث آلودگي پايداري در آب هاي زيرزميني مي شود. حوادثي مانند رانش زمين، شكست خطوط انتقال مواد نفتي و شيميايي و تخليه و وارد شدن مواد خطرناك به دليل وقوع سوانح جاده اي يا ريلي، به يكباره آلودگي زيادي را وارد منابع زيرزميني آب مي كنند كه كنترل آن دشوار است.»<br />
    كاهش سطح آب زيرزميني با توجه به افزايش نامتوازن برداشت مصارف كشاورزي از اين منبع، در حالي كه آبخوان ها آن طور كه بايد به طور طبيعي با توجه به شرايط آب و هوايي امروز زمين، تغذيه نمي شود، عوارض مختلفي به دنبال دارد. مدبري در اين باره اظهار مي دارد: «در اين شرايط نه تنهاكيفيت آب تنزل پيدا مي كند، بلكه با كاهش دبي آب رودخانه ها و درياچه ها، خشك شدن چاه هاي آب و تخريب و از بين رفتن خاكريزها، هزينه گزافي بايد صرف پمپاژ و استحصال بهينه آب كرد كه حتي در كوتاه مدت هم به چشم مي آيد.»<br />
    دفن غيراصولي و بيش از حجم قابل پذيرش زباله به خصوص از نوع عفوني در خاك، مسئله ديگري است كه بسياري كارشناسان آن را تهديدي بسيار جدي براي سلامت و بهداشت آب هاي زيرزميني دانسته اند.<br />
    مدبري مي گويد: «دفن غيراصولي پسماندها، دامپينگ سنتي روي خاك و همچنين نشت شيرابه هاي فاضلاب، عوارض متعدد زيست محيطي را ايجاد مي كند كه ورود تركيبات شيميايي حاصل از هر نوع زباله به لايه هاي زيرين خاك و منابع زيرزميني آب يكي از مهمترين آنهاست.»<br />
    از آنجايي كه تغييرات نامطلوب كيفيت يا خصوصيات فيزيكي، شيميايي و حياتي آب، مخاطره اي موثر براي حيات انسان و ديگر موجودات زنده به شمار مي رود، تهيه نقشه هاي خطرپذيري و شناسايي مناطق آسيب پذير آلودگي آب هاي زيرزميني و طراحي اصولي سازه و شبكه انتقال آب و جمع آوري فاضلاب را مي توان از اثرگذارترين اقدامات حفاظت از اين منابع غني آب دانست.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: small;"><br />
<br />
<br />
    دسترسي به منابع آب براي ادامه حيات در دنياي امروز تبديل به چالش منحصر به فردي در ميان جوامع شده است تا حدي كه اقتصاد آب در مناطق مختلف كره زمين در نقش يك نوع اهرم قدرت به چشم مي آيد. از اين رو حفاظت از انواع منابع آب، چه براي شرب و چه مصارف صنعتي و كشاورزي، همواره در سطوح مختلف كم و بيش مورد توجه همه مردم بوده است. از آنجايي كه در مواجهه با كمبود آب تا به حال راهكار جايگزين و جبران كننده اي نيافته اند، امروزه دركشور ما نيز سعي مي شود تا حدممكن از منابع آب در دسترس براي تامين آب مورد نياز نگهداري و حفاظت شود.<br />
    در اين ميان منابع زيرزميني آب بخصوص در مناطق شهري، نقش مهمي دارند و به همان اندازه نيز در معرض تهديدات گوناگون آلودگي و تخريب فضاي مورد نيازشان قرار گرفته اند. استفاده فزاينده ازمواد شيميايي محلول و ورود آن به سفره هاي آبهاي زيرزميني يكي از اين تهديدات است. مديركل امور آب و خاك سازمان حفاظت محيط زيست در اين باره به «ايران» مي گويد: «فاضلاب هاي صنعتي، پساب هاي غيراستاندارد تصفيه شده و همين طور فاضلاب هاي خام شهري و خانگي وقتي وارد آبهاي زيرزميني مي شوند، مهم ترين منابع آلوده كننده اين منابع به شمار مي روند.»<br />
    نشت فاضلاب هاي خانگي و صنعتي به آبهاي زيرزميني كيفيت آنها را چه به صورت يكباره و چه در درازمدت تغيير داده و روبه افول مي برد. سروش مدبري با اشاره به اين كه آب هاي زيرزميني از مهم ترين و بزرگترين منابع تامين آب شيرين براي انسانها، پس از يخچالها هستند، مي افزايد: «توسعه شهري در همه جاي دنيا باعث شده بهره برداري از اين آبها براي صنعت، كشاورزي و آشاميدن به مراتب افزايش پيداكند، اين در حالي است كه براي مناطقي كه خشك بوده يا دور از رودخانه و درياچه آب شيرين هستند، آبهاي زيرزميني تنها منبع در دسترس هستند.»<br />
    با وجود اهميت آبهاي زيرزميني ، اين آبها همواره در معرض سه دسته عامل آلوده كننده قرار دارند. كاني هاي موجود در معادن سطحي كه در اثر تغيير و تبديل، مي توانند آلوده كننده باشند، يكي از اين عوامل را تشكيل مي دهند. به عنوان مثال به گفته كارشناسان آب جاري سطحي وقتي از معادن زغال سنگ مي گذرد، دي سولفيد آهن را در خود حل مي كند و در اثر واكنش آن را به اسيد سولفوريكي تبديل مي كند كه به اسيد حاصل از آن با عبور از لايه هاي مخازن زيرزميني، آب هاي موجود در آن را آلوده مي كند.<br />
    مدبري در اين خصوص توضيح مي دهد: «وقتي باقي مانده كودهاي شيميايي و سموم دفع آفات گياهي در زهكش هاي كشاورزي تخليه و به نوعي غيربهينه مصرف مي شود و همين طور نشت شيرابه از استاندارد ورودي اين آلاينده ها را مي توان آلاينده هاي كشاورزي خواند كه منابع آب زيرزميني را آلوده مي كند. اين آلودگي ها مانند رودخانه ها و آب هاي سطحي چون در معرض ديد قرار ندارند، بسيار مورد بي توجهي واقع مي شوند.»<br />
    وي مي افزايد: «در ايران 50هزار معدن زيرزميني و روباز فعاليت دارد كه پيامدهاي زيست محيطي متعددي را بر جاي مي گذارد. زهكشي اسيدي معادن، غبارهاي سمي، سر و صدا و باران اسيدي، تخليه و رهاسازي پساب ها، سدهاي باطله و تخريب زمين نمونه هايي از عواقب غيرقابل جبران معدنكاري و استخراج است .»<br />
    باكتري هاي بي هوازي فاضلاب نيز در آب هاي زيرزميني نفوذ كرده و در آن به فعاليت مي پردازد . علاوه بر اين ورود فلزات سنگين با تخليه فاضلاب هاي صنعتي نيز آلودگي هاي شديد ميكروبي و شيميايي به دنبال دارد.<br />
    با اين حال وارد كردن به ظاهر ساده پساب هاي خانگي از سوي مردم به طور روزمره را نيز نبايد از نظر دور داشت. مديركل امور آب و خاك سازمان حفاظت محيط زيست در اين باره مي گويد: «ريختن هر نوع پسماند و پساب بخصوص شيميايي در مخازن آب و اراضي و چاه بتدريج باعث آلودگي پايداري در آب هاي زيرزميني مي شود. حوادثي مانند رانش زمين، شكست خطوط انتقال مواد نفتي و شيميايي و تخليه و وارد شدن مواد خطرناك به دليل وقوع سوانح جاده اي يا ريلي، به يكباره آلودگي زيادي را وارد منابع زيرزميني آب مي كنند كه كنترل آن دشوار است.»<br />
    كاهش سطح آب زيرزميني با توجه به افزايش نامتوازن برداشت مصارف كشاورزي از اين منبع، در حالي كه آبخوان ها آن طور كه بايد به طور طبيعي با توجه به شرايط آب و هوايي امروز زمين، تغذيه نمي شود، عوارض مختلفي به دنبال دارد. مدبري در اين باره اظهار مي دارد: «در اين شرايط نه تنهاكيفيت آب تنزل پيدا مي كند، بلكه با كاهش دبي آب رودخانه ها و درياچه ها، خشك شدن چاه هاي آب و تخريب و از بين رفتن خاكريزها، هزينه گزافي بايد صرف پمپاژ و استحصال بهينه آب كرد كه حتي در كوتاه مدت هم به چشم مي آيد.»<br />
    دفن غيراصولي و بيش از حجم قابل پذيرش زباله به خصوص از نوع عفوني در خاك، مسئله ديگري است كه بسياري كارشناسان آن را تهديدي بسيار جدي براي سلامت و بهداشت آب هاي زيرزميني دانسته اند.<br />
    مدبري مي گويد: «دفن غيراصولي پسماندها، دامپينگ سنتي روي خاك و همچنين نشت شيرابه هاي فاضلاب، عوارض متعدد زيست محيطي را ايجاد مي كند كه ورود تركيبات شيميايي حاصل از هر نوع زباله به لايه هاي زيرين خاك و منابع زيرزميني آب يكي از مهمترين آنهاست.»<br />
    از آنجايي كه تغييرات نامطلوب كيفيت يا خصوصيات فيزيكي، شيميايي و حياتي آب، مخاطره اي موثر براي حيات انسان و ديگر موجودات زنده به شمار مي رود، تهيه نقشه هاي خطرپذيري و شناسايي مناطق آسيب پذير آلودگي آب هاي زيرزميني و طراحي اصولي سازه و شبكه انتقال آب و جمع آوري فاضلاب را مي توان از اثرگذارترين اقدامات حفاظت از اين منابع غني آب دانست.</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آب زیر زمینی چیست ؟]]></title>
			<link>http://mahab.ir/thread-956.html</link>
			<pubDate>Thu, 19 Feb 2009 00:47:46 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mahab.ir/thread-956.html</guid>
			<description><![CDATA[بخشی از آب‌های سطحی در اثر نیروی جاذبه وارد محیط مخلخل خاک شده و به سمت پایین حرکت می‌کند. لایه‌های مختلف زمین از مواد و ترکیبات مختلف خاک شکل گرفته و در زمان‌های مختلف بوجود آمده‌اند. مجموعه عواملی نظیر جنس و اندازه دانه‌ها، میزان تخلخل، میزان تراکم، میزان ترک‌خوردگی،... باعت می‌شود بخش‌های مختلف فضای زیرزمین ظرفیت‌های متفاوتی برای جذب، ذخیره و انتقال آب داشته باشد. لایه‌هایی از زمین که به صورت نسبی ظرفیت بالاتری برای جذب، ذخیره و انتقال آب دارند آبخوان نامیده می‌شوند. به دلیل نفوذپذیری بیشتر این لایه‌ها، بخش اعظم آب نفوذ کرده در عمق زمین به صورت طبیعی جذب آن‌ها می‌شود. بسته به شرایط احاطه کننده آن، یک لایه آب‌دار می‌تواند مانند یک مخزن زیرزمینی آب را ذخیره و یا مانند یک رودخانه زیرزمینی آب را به لایه‌های مجاور و عمیق‌تر منتقل نماید. ابعاد این مخازن یا رودخانه‌های زیرزمینی می‌تواند از جند ده متر تا چند صد کیلومتر متفاوت باشد. به دلیل وابستگی شدید انسان به منابع زیرزمینی آب، شناسایی، مطالعه و مدیریت لایه‌های آب‌دار دارای اهمیت بسیار است.منابع زیرزمینی آب به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از آب‌های سطحی و بارندگی تغذیه می‌شوند. بنابراین استفاده پایدار از این منابع به معنای برداشت محدود از آن‌هاست. در سال‌های اخیر در بسیاری از کشورهای جهان برداشت آب از منابع زیرزمینی از میزان تغذیه سالیانه آن‌ها بیشتر است. این امر به معنای استخراج و استفاده از آبی است که در طول هزاران سال در لایه‌های آب‌دار زمین ذخیره شده‌است. با این کار سطح آب‌های زیرزمینی در منطقه روز به روز افت کرده و سرانجام به جایی خواهد رسید که آبی برای استخراج وجود نخواهد داشت. پایین افتادن سطح آب‌های زیرزمینی به معنای خشک شدن مناطق پایین دست (مناطق با ارتفاع کمتر که آب جاری در لایه‌های آب‌دار تحت اثر جاذبه به سمت آن‌ها جریان می‌یابند) و از بین رفتن چاه‌ها، قنات‌ها و چشمه‌های آن است.در سال ۲۰۰۵ (میلادی) چین، هند و ایران رتبه‌های اول تا سوم برداشت بیش از حد از منابع زیرزمینی آب را داشته‌اند. ایران به طور متوسط سالانه پنج میلیارد مترمکعب آب بیش از ظرفیت لایه‌های آب‌دار زمین از آن‌ها بهره‌برداری می‌کند. این مقدار آب معادل آب مورد نیاز جهت تولید یک سوم کل غله تولیدی این کشور است. سطح آب‌های زیرزمینی در منطقه چناران در شمال‌شرقی ایران، که منطقه کوجک اما بسیار پراهمیتی برای کشاوزی است، در سالهای پایانی دهه نود میلادی به صورت میانگین ۲٫۸ متر در سال افت داشته‌است. چاه‌های حفر شده جهت تامین آب کشاوزی و همچنین تامین آب آشامیدنی شهر مشهد عامل این اتفاق بوده‌اند. (دانشنامه ویکی پدیا).<br />
مزایای آب زیرزمینی:<br />
1- دسترسی به آب های زیرزمینی در مناطق مختلف و اقلیم های متفاوت:در صورت مساعد بودن شرایط زمین شناسی امکان پذیر است، به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک منابع آب زیرزمینی نسبت به سایر منابع آب بیشتر در دسترس هستند.2- حجم نسبتاً زیاد آب ذخیره شده در آبخوان ها:برای مثال ذخیره ی تجدید شونده یا دینامیک آبخوان های موجود در دشت های ایران حدود 50 میلیارد مترمکعب است که به طرق مختلف از آن بهره برداری می شود.3- عدم تبخیر از سطح آب زیرزمینی:در عمق بیشتر از 5 متر امکان تبخیر و کاهش حجم آب نقصان می یابد و یا میزان آن قابل چشم پوشی می شود.4- عدم نیاز به سرمایه گذاری کلان جهت استخراج و انتقال آب زیرزمینی:ساختمان های بهره برداری از استخراج این منابع، چاه و قنات است. حفر و تجهیز چاه و قنات نیاز به سرمایه گذاری کلان ندارد و اغلب سرمایه گذاری از طرف مردم انجام می گیرد. همچنین به علت موقعیت فراگیر آب های زیرزمینی پس از استحصال، انتقال آن ها به محل مصرف مستلزم سرمایه گذاری زیادی نیست.5- مناسب بودن آب های زیرزمینی برای شرب به جهت کیفیت خوب و آلودگی کم آن:که معمولاً با کمترین عملیات تصفیه نیز قابل مصرف خواهد شد. همچنین دمای آب زیرزمینی معمولاً ثابت است.6- تطابق زمانی و مکانی مصرف آب زیرزمینی نسبت به دیگر منابع آب:به صورت طبیعی بیشتر امکان پذیر است و سرمایه گذاری اندکی را می طلبد. برای مثال، در زمان مصرف، چاه آب فعال و در غیر این صورت تولید آب متوقف می شود. به علاوه، اکثر چاه های آب در محل و یا نزدیکی محل مصرف حفر می گردند و انطباق مکانی دارند.7- اعمال مدیریت خصوصی و خصوصی سازی در مورد آب های زیرزمینی:از ایام قدیم رواج داشته است و در حال حاضر هم انجام می گیرد. علت این امر سرمایه گذاری مردم در این زمینه می باشد.<br />
عوامل تهديدكننده منابع آبي كشور:<br />
الف) افزايش جمعيت و توسعه شهرنشيني: رشد سريع جمعيت در چند سال اخير بستر‌های لازم براي توسعه شهرنشيني و تمركز جمعيت در بخش‌هاي خاصي از كشور را فراهم نمود. اين تمركز جمعيت در نواحي شهري در حالي صورت مي‌گيرد كه بسياري از شهرها فاقد زير بناهاي لازم براي پاسخگويي به نيازهاي جمعيت مي‌باشند. اين پديده تبعات مخرب زيادي بر محيط زيست شهرها به‌ويژه كلان‌شهرهايي نظير تهران و مشهد بر جاي گذارده است. اين آثار در ابعاد گوناگوني چون كيفيت آب و هوا، محل سكونت، آلودگي صوتي، مصرف انرژي، ترافيك و ناهنجاري‌هاي اجتماعي بروز نموده و بحران‌هاي زيست محيطي مختلفي را به همراه داشته است.اغلب شهرهاي ايران به دليل عدم برخورداري از يك آينده‌نگري و فقدان سيستم مستقيم و مستمر كنترل و هدايت رشد آن‌ ها، در دهه‌ هاي گذشته با رشد شتاباني مواجه بوده‌اند. مديريت‌ ها و طرح‌ريزي‌هاي شهري نيز بيشتر به پردازش چهره ظاهري شهرها تأكيد داشته و قوانين مصوبه نيز عمدتاً حدود و ثغور فعاليت‌ها را تنها در بعد فيزيكي مشخص كرده است. از اين رو، در بسياري از شهر‌ها مسئله تخليه فاضلاب‌ها مورد توجه قرار نگرفته است. با توسعه سريع شهرها و افزايش جمعيت حجم فاضلاب‌هاي تخليه شده در منابع پذيرنده افزايش چشمگيري يافت، به طوري كه بسياري از منابع پذيرنده قادر به پالايش آن‌ها نبوده و ابعاد اين آلودگي‌ها از محدوده شهرها فراتر رفته و مناطق دوردست را نيز مورد تهديد قرار داده‌اند.تخليه پسماندهای شهري در مكان‌هاي نامناسب يكي ديگر از منابع اصلي آلودگي آب‌هاي سطحي و زيرزميني است. متأسفانه در اكثر قريب به اتفاق شهرهاي كشور زباله‌ها در حاشيه شهرها و حتي در جوار منابع آبي دفع مي‌شوند. ورود مقادير زيادي از شيرابه‌ها از مكان‌هاي دفع كه حاوي انواع مواد خطرناك مي‌باشند مي‌توانند، لطمات جبران ناپذيري را بر منابع آب محدود كشور وارد نمايند.رشد سريع شهرنشيني در ايران، مانع از اتخاذ تدابير لازم براي حفاظت از محيط زيست شهري به‌طور عام و منابع آبي كشور به‌طور خاص شده است. ضعف اين اقدامات به‌ويژه در زمينه آلودگي منابع آبي سطحي و زيرزميني كاملا مشهود بوده و ابعاد اين مخاطرات هر روز گسترده‌تر مي‌گردد. بنابراين، چنانچه تدابير لازمي در اين مورد اتخاذ نگردد و با توجه به كمبود منابع آب كشور در نتيجه خشكسالي‌ها و تغيير الگوهاي زندگي مي‌تواند زمينه‌ساز بحران‌هاي جدي در كشور باشد. ب) توسعه صنعت و كشاورزي: رشد سريع صنايع در كشور ناشي از ضرورت تأمين نياز به اشتغال جمعيت رو به رشد به‌ويژه در مناطق شهري بوده است، به گونه‌اي كه بسياري از مراكز و واحدهاي صنعتي در حاشيه شهرهاي بزرگ مستقر شده‌اند. متأسفانه، در خلال صنعتي شدن كشور ملاحظات زيست‌محيطي كمتر مورد توجه قرار گرفته و اين روند بيشتر متأثر از مؤلفه‌هاي اجتماعي، اقتصادي و گاه سياسي بوده‌اند. اين رويكرد باعث ازدحام صنايع در مناطقي خاص از كشور گرديد، كه اين پديده به ‌نوبه خود مشكلات زيست‌محيطي عديده‌اي را در پي داشته و تبعات فعاليت‌هاي آن‌ها، به ويژه فاضلاب‌هاي صنعتي، بسياري از منابع زيست محيطي از جمله منابع آبي كشور را در معرض انواع آلودگي قرار داده است. تخليه پساب‌هاي صنعتي به رودخانه‌ها چه به‌صورت مستقيم و چه از طريق آب‌هاي هرز سطحي، موجب آلودگي شديد آن‌ها مي‌شود. نظر به اين‌كه يكي از ويژگي‌هاي مكان‌يابي مراكز شهري ايران، استقرار آن‌ها در كنار منابع آب به‌ويژه رودخانه‌ها است، رودخانه‌ها ساده‌ترين وسيله جابه‌جايي و دور كردن پساب‌ها تلقي مي‌شوند. با آلودگي رودخانه‌ها به‌ويژه با پيچيده‌تر شدن تركيب شيميايي مواد آلوده‌كننده، روغن‌هاي سنگين و ساير پساب‌هاي حاوي مواد خطرناك نه تنها بستر آن‌ها، بلكه آبريزهاي نهايي آن‌ها يعني درياچه‌ها، حوضه‌هاي بسته داخلي و سواحل درياها نيز آلوده شده است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بخشی از آب‌های سطحی در اثر نیروی جاذبه وارد محیط مخلخل خاک شده و به سمت پایین حرکت می‌کند. لایه‌های مختلف زمین از مواد و ترکیبات مختلف خاک شکل گرفته و در زمان‌های مختلف بوجود آمده‌اند. مجموعه عواملی نظیر جنس و اندازه دانه‌ها، میزان تخلخل، میزان تراکم، میزان ترک‌خوردگی،... باعت می‌شود بخش‌های مختلف فضای زیرزمین ظرفیت‌های متفاوتی برای جذب، ذخیره و انتقال آب داشته باشد. لایه‌هایی از زمین که به صورت نسبی ظرفیت بالاتری برای جذب، ذخیره و انتقال آب دارند آبخوان نامیده می‌شوند. به دلیل نفوذپذیری بیشتر این لایه‌ها، بخش اعظم آب نفوذ کرده در عمق زمین به صورت طبیعی جذب آن‌ها می‌شود. بسته به شرایط احاطه کننده آن، یک لایه آب‌دار می‌تواند مانند یک مخزن زیرزمینی آب را ذخیره و یا مانند یک رودخانه زیرزمینی آب را به لایه‌های مجاور و عمیق‌تر منتقل نماید. ابعاد این مخازن یا رودخانه‌های زیرزمینی می‌تواند از جند ده متر تا چند صد کیلومتر متفاوت باشد. به دلیل وابستگی شدید انسان به منابع زیرزمینی آب، شناسایی، مطالعه و مدیریت لایه‌های آب‌دار دارای اهمیت بسیار است.منابع زیرزمینی آب به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از آب‌های سطحی و بارندگی تغذیه می‌شوند. بنابراین استفاده پایدار از این منابع به معنای برداشت محدود از آن‌هاست. در سال‌های اخیر در بسیاری از کشورهای جهان برداشت آب از منابع زیرزمینی از میزان تغذیه سالیانه آن‌ها بیشتر است. این امر به معنای استخراج و استفاده از آبی است که در طول هزاران سال در لایه‌های آب‌دار زمین ذخیره شده‌است. با این کار سطح آب‌های زیرزمینی در منطقه روز به روز افت کرده و سرانجام به جایی خواهد رسید که آبی برای استخراج وجود نخواهد داشت. پایین افتادن سطح آب‌های زیرزمینی به معنای خشک شدن مناطق پایین دست (مناطق با ارتفاع کمتر که آب جاری در لایه‌های آب‌دار تحت اثر جاذبه به سمت آن‌ها جریان می‌یابند) و از بین رفتن چاه‌ها، قنات‌ها و چشمه‌های آن است.در سال ۲۰۰۵ (میلادی) چین، هند و ایران رتبه‌های اول تا سوم برداشت بیش از حد از منابع زیرزمینی آب را داشته‌اند. ایران به طور متوسط سالانه پنج میلیارد مترمکعب آب بیش از ظرفیت لایه‌های آب‌دار زمین از آن‌ها بهره‌برداری می‌کند. این مقدار آب معادل آب مورد نیاز جهت تولید یک سوم کل غله تولیدی این کشور است. سطح آب‌های زیرزمینی در منطقه چناران در شمال‌شرقی ایران، که منطقه کوجک اما بسیار پراهمیتی برای کشاوزی است، در سالهای پایانی دهه نود میلادی به صورت میانگین ۲٫۸ متر در سال افت داشته‌است. چاه‌های حفر شده جهت تامین آب کشاوزی و همچنین تامین آب آشامیدنی شهر مشهد عامل این اتفاق بوده‌اند. (دانشنامه ویکی پدیا).<br />
مزایای آب زیرزمینی:<br />
1- دسترسی به آب های زیرزمینی در مناطق مختلف و اقلیم های متفاوت:در صورت مساعد بودن شرایط زمین شناسی امکان پذیر است، به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک منابع آب زیرزمینی نسبت به سایر منابع آب بیشتر در دسترس هستند.2- حجم نسبتاً زیاد آب ذخیره شده در آبخوان ها:برای مثال ذخیره ی تجدید شونده یا دینامیک آبخوان های موجود در دشت های ایران حدود 50 میلیارد مترمکعب است که به طرق مختلف از آن بهره برداری می شود.3- عدم تبخیر از سطح آب زیرزمینی:در عمق بیشتر از 5 متر امکان تبخیر و کاهش حجم آب نقصان می یابد و یا میزان آن قابل چشم پوشی می شود.4- عدم نیاز به سرمایه گذاری کلان جهت استخراج و انتقال آب زیرزمینی:ساختمان های بهره برداری از استخراج این منابع، چاه و قنات است. حفر و تجهیز چاه و قنات نیاز به سرمایه گذاری کلان ندارد و اغلب سرمایه گذاری از طرف مردم انجام می گیرد. همچنین به علت موقعیت فراگیر آب های زیرزمینی پس از استحصال، انتقال آن ها به محل مصرف مستلزم سرمایه گذاری زیادی نیست.5- مناسب بودن آب های زیرزمینی برای شرب به جهت کیفیت خوب و آلودگی کم آن:که معمولاً با کمترین عملیات تصفیه نیز قابل مصرف خواهد شد. همچنین دمای آب زیرزمینی معمولاً ثابت است.6- تطابق زمانی و مکانی مصرف آب زیرزمینی نسبت به دیگر منابع آب:به صورت طبیعی بیشتر امکان پذیر است و سرمایه گذاری اندکی را می طلبد. برای مثال، در زمان مصرف، چاه آب فعال و در غیر این صورت تولید آب متوقف می شود. به علاوه، اکثر چاه های آب در محل و یا نزدیکی محل مصرف حفر می گردند و انطباق مکانی دارند.7- اعمال مدیریت خصوصی و خصوصی سازی در مورد آب های زیرزمینی:از ایام قدیم رواج داشته است و در حال حاضر هم انجام می گیرد. علت این امر سرمایه گذاری مردم در این زمینه می باشد.<br />
عوامل تهديدكننده منابع آبي كشور:<br />
الف) افزايش جمعيت و توسعه شهرنشيني: رشد سريع جمعيت در چند سال اخير بستر‌های لازم براي توسعه شهرنشيني و تمركز جمعيت در بخش‌هاي خاصي از كشور را فراهم نمود. اين تمركز جمعيت در نواحي شهري در حالي صورت مي‌گيرد كه بسياري از شهرها فاقد زير بناهاي لازم براي پاسخگويي به نيازهاي جمعيت مي‌باشند. اين پديده تبعات مخرب زيادي بر محيط زيست شهرها به‌ويژه كلان‌شهرهايي نظير تهران و مشهد بر جاي گذارده است. اين آثار در ابعاد گوناگوني چون كيفيت آب و هوا، محل سكونت، آلودگي صوتي، مصرف انرژي، ترافيك و ناهنجاري‌هاي اجتماعي بروز نموده و بحران‌هاي زيست محيطي مختلفي را به همراه داشته است.اغلب شهرهاي ايران به دليل عدم برخورداري از يك آينده‌نگري و فقدان سيستم مستقيم و مستمر كنترل و هدايت رشد آن‌ ها، در دهه‌ هاي گذشته با رشد شتاباني مواجه بوده‌اند. مديريت‌ ها و طرح‌ريزي‌هاي شهري نيز بيشتر به پردازش چهره ظاهري شهرها تأكيد داشته و قوانين مصوبه نيز عمدتاً حدود و ثغور فعاليت‌ها را تنها در بعد فيزيكي مشخص كرده است. از اين رو، در بسياري از شهر‌ها مسئله تخليه فاضلاب‌ها مورد توجه قرار نگرفته است. با توسعه سريع شهرها و افزايش جمعيت حجم فاضلاب‌هاي تخليه شده در منابع پذيرنده افزايش چشمگيري يافت، به طوري كه بسياري از منابع پذيرنده قادر به پالايش آن‌ها نبوده و ابعاد اين آلودگي‌ها از محدوده شهرها فراتر رفته و مناطق دوردست را نيز مورد تهديد قرار داده‌اند.تخليه پسماندهای شهري در مكان‌هاي نامناسب يكي ديگر از منابع اصلي آلودگي آب‌هاي سطحي و زيرزميني است. متأسفانه در اكثر قريب به اتفاق شهرهاي كشور زباله‌ها در حاشيه شهرها و حتي در جوار منابع آبي دفع مي‌شوند. ورود مقادير زيادي از شيرابه‌ها از مكان‌هاي دفع كه حاوي انواع مواد خطرناك مي‌باشند مي‌توانند، لطمات جبران ناپذيري را بر منابع آب محدود كشور وارد نمايند.رشد سريع شهرنشيني در ايران، مانع از اتخاذ تدابير لازم براي حفاظت از محيط زيست شهري به‌طور عام و منابع آبي كشور به‌طور خاص شده است. ضعف اين اقدامات به‌ويژه در زمينه آلودگي منابع آبي سطحي و زيرزميني كاملا مشهود بوده و ابعاد اين مخاطرات هر روز گسترده‌تر مي‌گردد. بنابراين، چنانچه تدابير لازمي در اين مورد اتخاذ نگردد و با توجه به كمبود منابع آب كشور در نتيجه خشكسالي‌ها و تغيير الگوهاي زندگي مي‌تواند زمينه‌ساز بحران‌هاي جدي در كشور باشد. ب) توسعه صنعت و كشاورزي: رشد سريع صنايع در كشور ناشي از ضرورت تأمين نياز به اشتغال جمعيت رو به رشد به‌ويژه در مناطق شهري بوده است، به گونه‌اي كه بسياري از مراكز و واحدهاي صنعتي در حاشيه شهرهاي بزرگ مستقر شده‌اند. متأسفانه، در خلال صنعتي شدن كشور ملاحظات زيست‌محيطي كمتر مورد توجه قرار گرفته و اين روند بيشتر متأثر از مؤلفه‌هاي اجتماعي، اقتصادي و گاه سياسي بوده‌اند. اين رويكرد باعث ازدحام صنايع در مناطقي خاص از كشور گرديد، كه اين پديده به ‌نوبه خود مشكلات زيست‌محيطي عديده‌اي را در پي داشته و تبعات فعاليت‌هاي آن‌ها، به ويژه فاضلاب‌هاي صنعتي، بسياري از منابع زيست محيطي از جمله منابع آبي كشور را در معرض انواع آلودگي قرار داده است. تخليه پساب‌هاي صنعتي به رودخانه‌ها چه به‌صورت مستقيم و چه از طريق آب‌هاي هرز سطحي، موجب آلودگي شديد آن‌ها مي‌شود. نظر به اين‌كه يكي از ويژگي‌هاي مكان‌يابي مراكز شهري ايران، استقرار آن‌ها در كنار منابع آب به‌ويژه رودخانه‌ها است، رودخانه‌ها ساده‌ترين وسيله جابه‌جايي و دور كردن پساب‌ها تلقي مي‌شوند. با آلودگي رودخانه‌ها به‌ويژه با پيچيده‌تر شدن تركيب شيميايي مواد آلوده‌كننده، روغن‌هاي سنگين و ساير پساب‌هاي حاوي مواد خطرناك نه تنها بستر آن‌ها، بلكه آبريزهاي نهايي آن‌ها يعني درياچه‌ها، حوضه‌هاي بسته داخلي و سواحل درياها نيز آلوده شده است.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تالاب پريشان]]></title>
			<link>http://mahab.ir/thread-936.html</link>
			<pubDate>Sun, 15 Feb 2009 19:14:19 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mahab.ir/thread-936.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: small;"><br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.magiran.com/ppic/2835/2501/12-1.jpg" border="0" alt="[تصوير: 12-1.jpg&#93;" /></div>
<br />
    درياچه پريشان، يكي از زيباترين درياچه هاي آب شيرين ايران است كه بسادگي در معرض يك مصلحت انديشي قرار گرفته است؛ تصميمي كه به زعم كارشناسان براحتي اين درياچه را قرباني توسعه اي بي دليل مي كند.<br />
    درياچه پريشان كه زخم خورده خشكسالي است و تنها 20 درصد از آب تالاب باقيمانده و 80 درصد ذخيره آبي خود را از دست داده، بي شك بسيار آسيب پذير و شكننده و نيازمند حمايتي دوچندان از سوي مسوولان است هرگز تصور نمي كرد كه خواب نه چندان آرامش، اينچنين با بيل و كلنگ براي عبور جاده از بدن نحيفش پريشان شود.<br />
    شايد توقف اين جاده براي ادامه ساخت پس از اين كه به رسانه ها كشيده شد، خبري باشد كه دوستداران محيط زيست را كمي راضي كند؛ اما هرگز شايد فكر نكنيم كه همان درصد از ساخت و هجوم به بدنه اين تالاب نيز مي تواند جبران ناپذير باشد و بحراني براي اين تالاب به حساب آيد.<br />
    چشمه هاي درون جوش اين تالاب، فريادي هستند بر ضرورت توجه به اين درياچه آب شيرين كه تحت حفاظت طرحي بين المللي نيز قرار دارد و بودجه هاي كلان براي آن در نظر گرفته شده است.<br />
    حتي بوميان اين منطقه نيز تخريب تالاب پريشان را قرباني يك مصلحت انديشي مي دانند و ضرورت احداث جاده جديد را به قيمت نابودي و از ميان رفتن اين ميراث طبيعي ارزشمند نمي پذيرند؛ چرا كه يك جاده قديمي از محل روستاي پريشان به سمت كازرون وجود دارد و توجيه نزديك تر شدن فاصله زماني براي رسيدن به منطقه كازرون جهت احداث اين جاده را نمي پذيرند.<br />
    كارشناسان معتقدند، بهسازي اين جاده قديمي بسيار ارزشمندتر از ايجاد يك جاده جديد با هزينه هاي سنگين و مضاعف تحميل شده به جامعه و تخريب محيط زيست است كه اين تالاب خود سرمنشا منافع زيست محيطي و اقتصادي براي جامعه وابسته به تالاب پريشان است.<br />
    خيلي از مردم روستاها نيز معتقدند، حتي احداث جاده جديد بر تالاب، روستاهاي قديمي در مسير جاده قديمي را از رونق مي اندازد. از سوي ديگر، علاوه بر وجود يك جاده قديمي در همين مسير احداث يك جاده ترانزيت از بوشهر به سمت شيراز در طرح دولت وجود دارد كه اگر طرح بزرگراه بوشهر به شيراز از منطقه بالاده به سمت شيراز اجرا شود كه در مصوبه دولت نيز هست اين منطقه را به كازرون نزديك تر مي كند، از اين رو ديگر چه نيازي است كه اصلي ترين منطقه و بكرترين جاي تالاب آن هم بدون هيچ گونه ارزيابي زيست محيطي مورد تهاجم قرار گيرد و تحت تاثير خطر توسعه واقع شود.<br />
    تالاب پريشان، تنها تالاب دائمي آب شيرين كشور است و به دليل آن كه چشمه هاي درون جوش متعددي دارد، بسيار ارزشمند بوده و اين چشمه ها كه بيشتر در حدفاصل روستاي پريشان و روستاي شهرنجان وجود دارد، بسيار آسيب پذير است.<br />
    به نظر مي رسد، سازمان حفاظت محيط زيست و اداره كل محيط زيست در منطقه مي توانست از ابتداي اين ماجرا با نشان دادن يك چراغ قرمز شديدتر، اين وضعيت را تحت كنترل درآورد؛ چراكه مدافع اصلي اين تالاب مي تواند سازمان حفاظت محيط زيست در مقابل هرگونه تهاجم و تخريب باشد. همچنين طرح مديريت جامع تالاب پريشان كه با همكاري يك سازمان بين المللي در حال اجراست نيز مي تواند به عنوان مدافع از حيات تالاب عمل كرده، نسبت به تخريب و تهديد اين تالاب اعتراض كند.<br />
    بسترسازي اين جاده كه هم اكنون به گفته افراد آگاه، حدود يك كيلومتر در منطقه حفاظت شده ادامه پيدا كرده است، منجر به بريده شدن نيزارها و ريختن شن برداشت شده از كوه به درون تالاب شده كه اگر اين مسير ادامه پيدا مي كرد، به چشمه هاي جوشان درياچه نزديك شده و دهانه آنها را مسدود مي كرد؛ اما اين جاده فعلامتوقف شده است.<br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">    اثرات تخريب تالاب</span><br />
    براساس گزارش كارشناسان كانون ديد بانان، زمين احداث اين جاده اثرات تخريبي جبران ناپذيري را بر بدنه محيط زيست منطقه وارد خواهد كرد.<br />
    نابودي زيستگاه هاي حاشيه اي تالاب كه از مهم ترين پهنه هاي آن به شمار مي آيند و در ناحيه بندي طرح مديريت تالاب، جزو مناطق امن و حساس طبقه بندي مي شوند، از جمله اين اثرات است كه با ترانشه زدن (بريدن) كوه هاي جنب تالاب شكل گرفت.<br />
    تخليه خاك، سنگ و لاشه بيشه زار هاي زيستگاه هاي امن حاشيه تالاب به داخل تالاب، به دليل تسطيح براي جاده سازي به دنبال بسترسازي جاده شكل مي گيرد.<br />
    قطع شبكه هاي هيدرولوژيكي و تخريب منابع آب زيرزميني كه در حال حاضر تامين كننده آب تالاب است، با توجه به شرايط خشكسالي در سال گذشته و امسال، با بحران كمبود آب روبه روست و اين تالاب را با آسيب پذيري مضاعفي روبه رو كرده است.<br />
    آب تالاب پريشان بخشي از طريق سيلاب هاي فصلي و نيز ريزآبه هاي كوه هاي محدوده آن تامين مي شود؛ اما بخش مهمي از آب تالاب از طريق چشمه هايي تامين مي شود كه اطراف تالاب يا زير تالاب بروز و ظهور دارند و علت آن ساختار زمين شناسي ذخيره گاه ارژن و پريشان است كه جاده سازي در آغاز احداث، چند چشمه بسيار حياتي تالاب را نشانه مي رود و بخش هاي مهمي از آن را تخريب و مسدود مي كند كه مي توان به چشمه بنك و گبر اشاره كرد.<br />
    همچنين بيش از 90 درصد چشمه هاي درون جوش اين تالاب در مسير همين جاده قرار دارند و همان طور كه گفته شد در حدفاصل روستاي پريشان و شهرنجان است.<br />
    آلودگي هوا، آب، خاك و آلودگي صوتي و در نتيجه برهم خوردن امنيت حيات وحش با ارزش منطقه، به دليل نزديك تر شدن تردد خودرو ها به كنار تالاب چه هنگام ساخت جاده و نيز پس از بهره برداري نيز ديگر عوامل تهديد اين تالاب به شمار مي رود.<br />
    از سوي ديگر كارشناسان معتقدند، بعلاوه قابل تامل است كه با تغييرات اقليمي چه از بعد جهاني و چه از بعد منطقه اي، با خشكسالي هاي طولاني تر و سخت تر و با سيلاب هاي مهلك مواجه خواهيم شد و اين تالاب است كه مي تواند در هر دوي اين شرايط، خود به عنوان مهاركننده و تعديل كننده، امنيت زيستي منطقه را حفظ كند و اينجاست كه مديريتي عاري از درك عملكرد تالاب و نيز شرايط اقليمي كنوني، موجب تشديد بحران هاي پيش رو مي شود و به همين دليل است كه شعار روز جهاني تالاب ها در سال 2009 با توجه به اين مضمون انتخاب شده است: &lt;از بالادست تا پايين دست، تالاب ها همه را به هم پيوند مي دهد.&gt; اين شعار براساس مديريت تالاب ها و حوزه رودخانه ها و نقش تالاب ها در محيط اطراف آنها طراحي شده است و در حقيقت اين شعار جهاني تاكيد بر مديريت يكپارچه منابع آبي به عنوان يك رويكرد مهم و مشترك در چالش هاي مديريتي تالاب دارد.<br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">    طرح بين المللی حفاظت از تالاب پريشان</span><br />
    تالاب پريشان هم اكنون حدود 10 هزار نفر ذي نفع محلي دارد و طرح جف (GEF) نيز بر همين اساس و به منظور حفاظت تالاب و حمايت از ذي نفعان محلي براي اين تالاب طراحي شده است.<br />
    گفتني است طرح ملي حفاظت از درياچه پريشان با مشاركت صندوق تسهيلات بين المللي (GEF) با اعتبار 12 ميليون دلار، هم اكنون در حال اجراست (9 ميليون دلار آن را جمهوري اسلامي ايران و 3 ميليون دلار آن از محل صندوق تسهيلات جهاني دفتر عمران ملل متحد تامين خواهد شد.)<br />
    اين طرح كه از سال 1386 با كمك مشاوران داخلي و بين المللي شروع شده و تا 7 سال به طول مي انجامد، چنانچه به پيامد هايي كه در پي احداث جاده ارژن كازرون و اكنون جاده پريشان كازرون كه بدون شك، توسعه هايي با كنترل يا بدون كنترل را به دنبال خواهد داشت توجه نشود و آن را مورد نظر قرار ندهند. نه تنها اين طرح را از خاصيت خواهند انداخت؛ بلكه ضربه مهلكي به اين تالاب بين المللي خواهند زد.<br />
    كانون ديد بانان زمين بر اين باور است كه اين تالاب در ذخيره گاه ارژن و پريشان، يك ميراث طبيعي بسيار باارزش كشور است كه بايد براي نسل هاي آينده هم حفظ شود؛ زيرا از ارزش هاي زيستي جهاني برخوردار است و به همين دليل براي اجراي يك طرح بين المللي از سوي تسهيلات جهاني دفتر عمران ملل متحد انتخاب شده است.<br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">    درياچه پريشان</span><br />
    درياچه پريشان يكي از زيباترين درياچه هاي آب شيرين ايران است كه به نام هاي مور، پريشان، شور، كازرون، يون، موز، توز، پريشم، فزشويه و فامور نيز شناخته مي شود و آب هاي سطحي حاصل از باران و برف را در خود ذخيره مي كند. آب اين درياچه از صدها چشمه كوچك و بزرگ مناطق دشت ارژن و دشت فامور تامين مي شود.<br />
    با توجه به اين كه پريشان از جمله اكوسيستم هاي پايداري است كه بر اثر عوامل تكتونيك به وجود آمده، ميليون ها سال است كه شرايط خود را حفظ كرده و داراي 4 گونه ماهي بومي شامل ماهي زردك، ماهي سرخه، ماهي پرك و مارماهي آب شيرين و همچنين چند گونه ماهي وارداتي نظير ماهي كپور، ماهي فيتوفالك و آمور است كه در سال 1368 به درياچه وارده شده اند. در اين ميان تنها كپور معمولي با شرايط تالاب سازش پيدا كرده و 2 گونه ديگر، مشكلات عديده اي را در تالاب به وجود آورده اند.<br />
    به گفته يك فعال محيط زيست در كازرون، آتش زدن نيزارها و ورود ماشين هاي سنگين و خشن راهسازي در درياچه پريشان، نشان مي دهد راهسازان هيچ توجهي به موقعيت زيست محيطي اين درياچه ديدني نداشته اند.<br />
    بكرترين نقطه درياچه محل تخم ريزي پرندگان و لاك پشت ها و ديگر موجودات است و اين درياچه به لحاظ شرايط خاص خود، همه ساله در طول فصل زمستان پذيراي جمعيت زيادي از پرندگان است.<br />
    از 502 گونه پرنده اي كه در ايران شناسايي شده اند، چيزي بيش از 100 گونه آن در منطقه ارژن و پريشان مشاهده و شناسايي شده كه شامل 18 گونه مختلف اردك، پليكان، غاز، درنا، آنقوت، انواع پرندگان حاشيه آبچر مانند انواع حواصيل ها، اگرت ها، غاز، چنگر و طاووسك است كه در بين پرندگان ياد شده حدود 40 گونه مختلف از آنها در سطح تالاب ها جوجه آوري مي كنند. گونه هاي بسيار نادر و كمياب نيز گاهي در سطح درياچه ديده شده كه شامل عروس غاز، اردك مرمري، اردك سرسفيد است و پليكان پا خاكستري در درياچه پريشان زادآوري مي كند.<br />
    پوشش گياهي تالاب پريشان شامل پوشش حاشيه اي و آبزي نظير ني، لوئي و جگن است. تنها گياه آبزي كه به صورت گسترده در بستر تالاب ها ديده مي شود،Vajas marina با اسم محلي خارماهي است كه غذاي اصلي ماهي زردك (گونه بومي) است. ديگر گونه هاي گياهي درياچه پيرز، سريش، پشم لاخي و گوشاب است.<br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">    پتانسيل ها و امكانات</span><br />
    درياچه پريشان در سال 1355 به عنوان تالاب بااهميت بين المللي در فهرست كنوانسيون رامسر به ثبت رسيده و اين منطقه همچنين از سوي يونسكو به عنوان ذخيره گاه زيست كره معرفي شده است. اين تالاب به عنوان يكي از تالاب هاي داراي اهميت جهاني در فهرست مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محيط زيست نيز ثبت شده و با عنوان منطقه حفاظت شده ارژن پريشان مديريت مي شود.<br />
    زيستگاه هاي تالابي از ديرباز نقش بسزايي در توسعه جوامع اطراف خود ايفا كرده اند. كهن ترين تمدن ها در كنار تالاب ها شكل گرفته و ارتباط تنگاتنگ جوامع انساني و اين اكوسيستم بوفور در بين شواهد باستان شناسي و سنن و دانش هاي بومي ديده مي شود.<br />
     </span><br />
<br />
<span style="font-style: italic;">نويسنده: حميده سادات هاشمی</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: small;"><br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.magiran.com/ppic/2835/2501/12-1.jpg" border="0" alt="[تصوير: 12-1.jpg]" /></div>
<br />
    درياچه پريشان، يكي از زيباترين درياچه هاي آب شيرين ايران است كه بسادگي در معرض يك مصلحت انديشي قرار گرفته است؛ تصميمي كه به زعم كارشناسان براحتي اين درياچه را قرباني توسعه اي بي دليل مي كند.<br />
    درياچه پريشان كه زخم خورده خشكسالي است و تنها 20 درصد از آب تالاب باقيمانده و 80 درصد ذخيره آبي خود را از دست داده، بي شك بسيار آسيب پذير و شكننده و نيازمند حمايتي دوچندان از سوي مسوولان است هرگز تصور نمي كرد كه خواب نه چندان آرامش، اينچنين با بيل و كلنگ براي عبور جاده از بدن نحيفش پريشان شود.<br />
    شايد توقف اين جاده براي ادامه ساخت پس از اين كه به رسانه ها كشيده شد، خبري باشد كه دوستداران محيط زيست را كمي راضي كند؛ اما هرگز شايد فكر نكنيم كه همان درصد از ساخت و هجوم به بدنه اين تالاب نيز مي تواند جبران ناپذير باشد و بحراني براي اين تالاب به حساب آيد.<br />
    چشمه هاي درون جوش اين تالاب، فريادي هستند بر ضرورت توجه به اين درياچه آب شيرين كه تحت حفاظت طرحي بين المللي نيز قرار دارد و بودجه هاي كلان براي آن در نظر گرفته شده است.<br />
    حتي بوميان اين منطقه نيز تخريب تالاب پريشان را قرباني يك مصلحت انديشي مي دانند و ضرورت احداث جاده جديد را به قيمت نابودي و از ميان رفتن اين ميراث طبيعي ارزشمند نمي پذيرند؛ چرا كه يك جاده قديمي از محل روستاي پريشان به سمت كازرون وجود دارد و توجيه نزديك تر شدن فاصله زماني براي رسيدن به منطقه كازرون جهت احداث اين جاده را نمي پذيرند.<br />
    كارشناسان معتقدند، بهسازي اين جاده قديمي بسيار ارزشمندتر از ايجاد يك جاده جديد با هزينه هاي سنگين و مضاعف تحميل شده به جامعه و تخريب محيط زيست است كه اين تالاب خود سرمنشا منافع زيست محيطي و اقتصادي براي جامعه وابسته به تالاب پريشان است.<br />
    خيلي از مردم روستاها نيز معتقدند، حتي احداث جاده جديد بر تالاب، روستاهاي قديمي در مسير جاده قديمي را از رونق مي اندازد. از سوي ديگر، علاوه بر وجود يك جاده قديمي در همين مسير احداث يك جاده ترانزيت از بوشهر به سمت شيراز در طرح دولت وجود دارد كه اگر طرح بزرگراه بوشهر به شيراز از منطقه بالاده به سمت شيراز اجرا شود كه در مصوبه دولت نيز هست اين منطقه را به كازرون نزديك تر مي كند، از اين رو ديگر چه نيازي است كه اصلي ترين منطقه و بكرترين جاي تالاب آن هم بدون هيچ گونه ارزيابي زيست محيطي مورد تهاجم قرار گيرد و تحت تاثير خطر توسعه واقع شود.<br />
    تالاب پريشان، تنها تالاب دائمي آب شيرين كشور است و به دليل آن كه چشمه هاي درون جوش متعددي دارد، بسيار ارزشمند بوده و اين چشمه ها كه بيشتر در حدفاصل روستاي پريشان و روستاي شهرنجان وجود دارد، بسيار آسيب پذير است.<br />
    به نظر مي رسد، سازمان حفاظت محيط زيست و اداره كل محيط زيست در منطقه مي توانست از ابتداي اين ماجرا با نشان دادن يك چراغ قرمز شديدتر، اين وضعيت را تحت كنترل درآورد؛ چراكه مدافع اصلي اين تالاب مي تواند سازمان حفاظت محيط زيست در مقابل هرگونه تهاجم و تخريب باشد. همچنين طرح مديريت جامع تالاب پريشان كه با همكاري يك سازمان بين المللي در حال اجراست نيز مي تواند به عنوان مدافع از حيات تالاب عمل كرده، نسبت به تخريب و تهديد اين تالاب اعتراض كند.<br />
    بسترسازي اين جاده كه هم اكنون به گفته افراد آگاه، حدود يك كيلومتر در منطقه حفاظت شده ادامه پيدا كرده است، منجر به بريده شدن نيزارها و ريختن شن برداشت شده از كوه به درون تالاب شده كه اگر اين مسير ادامه پيدا مي كرد، به چشمه هاي جوشان درياچه نزديك شده و دهانه آنها را مسدود مي كرد؛ اما اين جاده فعلامتوقف شده است.<br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">    اثرات تخريب تالاب</span><br />
    براساس گزارش كارشناسان كانون ديد بانان، زمين احداث اين جاده اثرات تخريبي جبران ناپذيري را بر بدنه محيط زيست منطقه وارد خواهد كرد.<br />
    نابودي زيستگاه هاي حاشيه اي تالاب كه از مهم ترين پهنه هاي آن به شمار مي آيند و در ناحيه بندي طرح مديريت تالاب، جزو مناطق امن و حساس طبقه بندي مي شوند، از جمله اين اثرات است كه با ترانشه زدن (بريدن) كوه هاي جنب تالاب شكل گرفت.<br />
    تخليه خاك، سنگ و لاشه بيشه زار هاي زيستگاه هاي امن حاشيه تالاب به داخل تالاب، به دليل تسطيح براي جاده سازي به دنبال بسترسازي جاده شكل مي گيرد.<br />
    قطع شبكه هاي هيدرولوژيكي و تخريب منابع آب زيرزميني كه در حال حاضر تامين كننده آب تالاب است، با توجه به شرايط خشكسالي در سال گذشته و امسال، با بحران كمبود آب روبه روست و اين تالاب را با آسيب پذيري مضاعفي روبه رو كرده است.<br />
    آب تالاب پريشان بخشي از طريق سيلاب هاي فصلي و نيز ريزآبه هاي كوه هاي محدوده آن تامين مي شود؛ اما بخش مهمي از آب تالاب از طريق چشمه هايي تامين مي شود كه اطراف تالاب يا زير تالاب بروز و ظهور دارند و علت آن ساختار زمين شناسي ذخيره گاه ارژن و پريشان است كه جاده سازي در آغاز احداث، چند چشمه بسيار حياتي تالاب را نشانه مي رود و بخش هاي مهمي از آن را تخريب و مسدود مي كند كه مي توان به چشمه بنك و گبر اشاره كرد.<br />
    همچنين بيش از 90 درصد چشمه هاي درون جوش اين تالاب در مسير همين جاده قرار دارند و همان طور كه گفته شد در حدفاصل روستاي پريشان و شهرنجان است.<br />
    آلودگي هوا، آب، خاك و آلودگي صوتي و در نتيجه برهم خوردن امنيت حيات وحش با ارزش منطقه، به دليل نزديك تر شدن تردد خودرو ها به كنار تالاب چه هنگام ساخت جاده و نيز پس از بهره برداري نيز ديگر عوامل تهديد اين تالاب به شمار مي رود.<br />
    از سوي ديگر كارشناسان معتقدند، بعلاوه قابل تامل است كه با تغييرات اقليمي چه از بعد جهاني و چه از بعد منطقه اي، با خشكسالي هاي طولاني تر و سخت تر و با سيلاب هاي مهلك مواجه خواهيم شد و اين تالاب است كه مي تواند در هر دوي اين شرايط، خود به عنوان مهاركننده و تعديل كننده، امنيت زيستي منطقه را حفظ كند و اينجاست كه مديريتي عاري از درك عملكرد تالاب و نيز شرايط اقليمي كنوني، موجب تشديد بحران هاي پيش رو مي شود و به همين دليل است كه شعار روز جهاني تالاب ها در سال 2009 با توجه به اين مضمون انتخاب شده است: &lt;از بالادست تا پايين دست، تالاب ها همه را به هم پيوند مي دهد.&gt; اين شعار براساس مديريت تالاب ها و حوزه رودخانه ها و نقش تالاب ها در محيط اطراف آنها طراحي شده است و در حقيقت اين شعار جهاني تاكيد بر مديريت يكپارچه منابع آبي به عنوان يك رويكرد مهم و مشترك در چالش هاي مديريتي تالاب دارد.<br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">    طرح بين المللی حفاظت از تالاب پريشان</span><br />
    تالاب پريشان هم اكنون حدود 10 هزار نفر ذي نفع محلي دارد و طرح جف (GEF) نيز بر همين اساس و به منظور حفاظت تالاب و حمايت از ذي نفعان محلي براي اين تالاب طراحي شده است.<br />
    گفتني است طرح ملي حفاظت از درياچه پريشان با مشاركت صندوق تسهيلات بين المللي (GEF) با اعتبار 12 ميليون دلار، هم اكنون در حال اجراست (9 ميليون دلار آن را جمهوري اسلامي ايران و 3 ميليون دلار آن از محل صندوق تسهيلات جهاني دفتر عمران ملل متحد تامين خواهد شد.)<br />
    اين طرح كه از سال 1386 با كمك مشاوران داخلي و بين المللي شروع شده و تا 7 سال به طول مي انجامد، چنانچه به پيامد هايي كه در پي احداث جاده ارژن كازرون و اكنون جاده پريشان كازرون كه بدون شك، توسعه هايي با كنترل يا بدون كنترل را به دنبال خواهد داشت توجه نشود و آن را مورد نظر قرار ندهند. نه تنها اين طرح را از خاصيت خواهند انداخت؛ بلكه ضربه مهلكي به اين تالاب بين المللي خواهند زد.<br />
    كانون ديد بانان زمين بر اين باور است كه اين تالاب در ذخيره گاه ارژن و پريشان، يك ميراث طبيعي بسيار باارزش كشور است كه بايد براي نسل هاي آينده هم حفظ شود؛ زيرا از ارزش هاي زيستي جهاني برخوردار است و به همين دليل براي اجراي يك طرح بين المللي از سوي تسهيلات جهاني دفتر عمران ملل متحد انتخاب شده است.<br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">    درياچه پريشان</span><br />
    درياچه پريشان يكي از زيباترين درياچه هاي آب شيرين ايران است كه به نام هاي مور، پريشان، شور، كازرون، يون، موز، توز، پريشم، فزشويه و فامور نيز شناخته مي شود و آب هاي سطحي حاصل از باران و برف را در خود ذخيره مي كند. آب اين درياچه از صدها چشمه كوچك و بزرگ مناطق دشت ارژن و دشت فامور تامين مي شود.<br />
    با توجه به اين كه پريشان از جمله اكوسيستم هاي پايداري است كه بر اثر عوامل تكتونيك به وجود آمده، ميليون ها سال است كه شرايط خود را حفظ كرده و داراي 4 گونه ماهي بومي شامل ماهي زردك، ماهي سرخه، ماهي پرك و مارماهي آب شيرين و همچنين چند گونه ماهي وارداتي نظير ماهي كپور، ماهي فيتوفالك و آمور است كه در سال 1368 به درياچه وارده شده اند. در اين ميان تنها كپور معمولي با شرايط تالاب سازش پيدا كرده و 2 گونه ديگر، مشكلات عديده اي را در تالاب به وجود آورده اند.<br />
    به گفته يك فعال محيط زيست در كازرون، آتش زدن نيزارها و ورود ماشين هاي سنگين و خشن راهسازي در درياچه پريشان، نشان مي دهد راهسازان هيچ توجهي به موقعيت زيست محيطي اين درياچه ديدني نداشته اند.<br />
    بكرترين نقطه درياچه محل تخم ريزي پرندگان و لاك پشت ها و ديگر موجودات است و اين درياچه به لحاظ شرايط خاص خود، همه ساله در طول فصل زمستان پذيراي جمعيت زيادي از پرندگان است.<br />
    از 502 گونه پرنده اي كه در ايران شناسايي شده اند، چيزي بيش از 100 گونه آن در منطقه ارژن و پريشان مشاهده و شناسايي شده كه شامل 18 گونه مختلف اردك، پليكان، غاز، درنا، آنقوت، انواع پرندگان حاشيه آبچر مانند انواع حواصيل ها، اگرت ها، غاز، چنگر و طاووسك است كه در بين پرندگان ياد شده حدود 40 گونه مختلف از آنها در سطح تالاب ها جوجه آوري مي كنند. گونه هاي بسيار نادر و كمياب نيز گاهي در سطح درياچه ديده شده كه شامل عروس غاز، اردك مرمري، اردك سرسفيد است و پليكان پا خاكستري در درياچه پريشان زادآوري مي كند.<br />
    پوشش گياهي تالاب پريشان شامل پوشش حاشيه اي و آبزي نظير ني، لوئي و جگن است. تنها گياه آبزي كه به صورت گسترده در بستر تالاب ها ديده مي شود،Vajas marina با اسم محلي خارماهي است كه غذاي اصلي ماهي زردك (گونه بومي) است. ديگر گونه هاي گياهي درياچه پيرز، سريش، پشم لاخي و گوشاب است.<br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">    پتانسيل ها و امكانات</span><br />
    درياچه پريشان در سال 1355 به عنوان تالاب بااهميت بين المللي در فهرست كنوانسيون رامسر به ثبت رسيده و اين منطقه همچنين از سوي يونسكو به عنوان ذخيره گاه زيست كره معرفي شده است. اين تالاب به عنوان يكي از تالاب هاي داراي اهميت جهاني در فهرست مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محيط زيست نيز ثبت شده و با عنوان منطقه حفاظت شده ارژن پريشان مديريت مي شود.<br />
    زيستگاه هاي تالابي از ديرباز نقش بسزايي در توسعه جوامع اطراف خود ايفا كرده اند. كهن ترين تمدن ها در كنار تالاب ها شكل گرفته و ارتباط تنگاتنگ جوامع انساني و اين اكوسيستم بوفور در بين شواهد باستان شناسي و سنن و دانش هاي بومي ديده مي شود.<br />
     </span><br />
<br />
<span style="font-style: italic;">نويسنده: حميده سادات هاشمی</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[قنات ، حركت زندگی سازوگوارا در ايران زمين- روش های استفاده از آب در گذشته]]></title>
			<link>http://mahab.ir/thread-933.html</link>
			<pubDate>Sat, 14 Feb 2009 19:28:07 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mahab.ir/thread-933.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: small;"><br />
    <br />
    ايرانيان از نظر آن كه بيشتر نقاط كشورشان را مناطق خشك و كم آب فرا گرفته، همواره ارزش ويژه و گرانقدري براي آب قائل بودند. آنان از هنگامي كه در چندهزار سال پيش وارد فلات ايران شدند، همواره در جنگ با بي آبي بودند و مي دانستند كه براي ساختن تمدن و مدنيت بزرگ ايراني در درجه اول بايد منابع آب كافي داشته باشند، امري كه يقيناً در باروري ارزش هاي اعتقادي آب نيز نقش اساسي داشته است، اصولاً نبودن رودخانه هاي بزرگي مانند دجله و فرات و نيل كه در كنار آنها تمدن هاي بزرگي شكل گرفته، در فلات ايران، موجب آن شد كه مردم ايران با توجه به طبيعت سرزمين شان به آب اهميتي فراوان و حتي نيايشي داده و در پي آن باشند كه راه هاي مناسبي را براي دستيابي به آب و شكوفايي فرهنگ و تمدن خود برگزينند. ايرانيان ابتدا با جوي ها و كانالها به فكر انتقال آب از سرچشمه ها و رودخانه ها به مناطق خشك بودند ولي بزودي متوجه شدند كه صحراهاي خشك و دشت هاي وسيع ايران و آفتاب گرمي كه بر آنها مي تابد، موجب تبخير شديد آب و پائين آمدن ميزان بهره وري از آب مي شود و به همين دليل يكي از شگفت انگيزترين كارهاي مهندسي آب يعني قنات را پي ريزي كردند و آب پاكي را از كوهپايه ها در دالان هاي زيرزمين به سمت دشت ها و حتي كويرها هدايت كرده و براي نوشيدن، كار كشاورزي و دامداري و ايجاد باغها و بوستانها از آن استفاده كردند. ايرانيان با فناوري ساخت قنات در واقع كشور و سرزمين خود را در مقابل بي آبي حفظ كردند، آنها با كندن چاه هاي زياد از دامنه كوهستان تا دشت ها و متصل كردن آنها به يكديگر آب مورد نياز خود را به صورت دائمي به جريان مي انداختند، حركتي زندگي ساز و آب گوارايي كه پس از چندين هزار سال هنوز هم در سرزمين ايران زندگي بخش و حيات آفرين دشت ها و صحراهاست و علي رغم گذشت سالها از ابداع قنات و با وجود وقوع پيشرفت هاي شگفت انگيز در دانش و فن بهره برداري از منابع آب زيرزميني، هنوز هم قنات هاي ايراني، شريان هاي زندگي ساز، در بسياري از روستاهاي كشور مي باشد و معاش بسياري از دهات كشور به قنات بسته است، اصولاً با استفاده از قنات، حل چند مسئله اصلي و مهم آبرساني به بهترين وجهي امكان پذير مي باشد كه عبارتند از:<br />
<br />
    ۱- آب از كوه ها به شهرها و روستاهاي واقع در دشت ها، انتقال مي يابد.<br />
    ۲- به علت كانال هاي زيرزميني ، عبور آب در قنات، آب اتلاف و تبخير نمي شود. موضوعي كه بسيار مهم و در مناطق خشك كه تبخير آب زياد است، در جلوگيري از اتلاف آب مؤثر است.<br />
    ۳- آب قنات، صاف، زلال و خنك بوده، از آلودگي هاي سطحي به دور مي باشد.<br />
    ۴- آبي كه از قنات به دست مي آيد چون از مناطق كوهستاني به دشت انتقال داده مي شود، آبي شيرين و گوارا است در حالي كه آب هايي كه به جهت حفر چاه هاي عميق در دشت ها به دست مي آيد اغلب داراي املاح بيش از اندازه بوده و به علت شوري تدريجاً موجب شوري زمين هاي كشاورزي شده و علاوه برآن به علت تبخير شديد در صحراهاي ايران علاوه بر شوري زمين هايي كه مشروب مي سازند موجب حركت نمكها با وزش باد در كشتزارها و زمين هاي كشاورزي و تخريب مزارع در مقياس وسيع مي گردد.<br />
    «بزرگ ترين قنات حفرشده در ايران مربوط به حومه گناباد است كه طول آن ۷۰ كيلومتر و مادرچاه آن حدود ۳۵۰ متر عمق دارد، وضع آبدهي كل قنات هاي ايران در حدود ۷۵۰ تا ۱۰۰۰ مترمكعب در ثانيه تخمين زده مي شود و همچنين تعداد قنوات ايران حدود ۵۰ هزار رشته است».<br />
    پس از زلزله بم باستان شناسان ، قديمي ترين سيستم قنات جهان را با قدمتي بيش از ۲ هزار سال در آن منطقه كشف كردند.<br />
    «هانري گوبلو» اولين كارشناس آب كه به دعوت دولت ايران در سال ۱۳۱۹ براي بهره برداري از منابع آب زيرزميني به كشور ايران آمد، پس از بازگشت به كشورش به توصيه (ژان اوبن) استاد تاريخ دانشگاه سوربن، رساله اي زيرنظر «گزاويه دوپلانول» استاد جغرافيا اين دانشگاه نوشت. او در اين كتاب در رابطه با قنات هاي ايران مطالبي به رشته تحرير درآورده و عظمت قنات هاي ايران را برابر ديوارچين دانسته است. نكته مهمي كه بايد در اينجا يادآوري شود آن است كه مسلماً تمدن ايراني در طول تاريخ بدون قنات، حال و هواي ديگري داشت و شايد، شهرهاي بزرگي چون ري، نيشابور، طوس، مشهد، يزد و كاشان به وجود نمي آمد. «دونالد ويلبر» معتقد است كه : ساختن قنات يا كاريز از دوره هخامنشيان يعني قرن ششم قبل از ميلاد در ايران مرسوم و معمول بوده است.<br />
    در عهد هخامنشي شبكه وسيعي از راهروهاي زيرزميني (قنات يا كاريز) موجود بود، حتي امروزه از بعضي مناطق آبي را كه در پاي كوه ها به عمق چندين ده متر فرو رفته به مراكزي كه ممكن است ۳۰ تا ۴۰ كيلومتر فاصله داشته باشد، انتقال مي دهند ‎/ در تمام دوره سال هزاران تن براي لايروبي قنوات قديم و حفر قنات هاي تازه كار مي كنند، از بركت همين آب و نيز بر اثر باران هاي نافع در سلسله جبال زاگرس و البرز در كناره داخلي اين كوه ها محوطه هاي مزروع و واحدهاي آباد ايجاد شده است.».‎/. .‎/‎/ «پايتخت هاي ايران از زمان ظهور نخستين پادشاهي، در ماد، رو به بيابان در طول دو جاده اصلي كه در كناره هاي داخلي دو سلسله كوه هاي بزرگ كشيده شده، قرار گرفته اند. شهرهاي همدان، قزوين، تهران و ري، دامغان (هكاتوم پليس) (صد دروازه) و هرات و در جاده اي نظامي و تجارتي كه از مغرب به مشرق كشيده شده قرار گرفته اند و در جاده جنوبي نيز اصفهان، پاسارگاد، استخر، تخت جمشيد و شيراز قرار دارد.»<br />
    ايرانيان با استفاده از همين قنات ها، مبادرت به ايجاد باغ ها و بوستان هاي زيبا حتي در مناطق خشك و كويري نموده اند كه از جمله مي توان از باغ فين كاشان نام برد.<br />
    روش هاي استفاده از قنات در هنگام اقامت ايرانيان در مصر و در زماني كه مصر جزئي از شاهنشاهي ايران در زمان داريوش بزرگ بود به مصري ها آموزش داده شد و بعدها در سال ۷۵۰ ميلادي از مصر به اسپانيا رفت و در سال ۱۵۲۰ ميلادي اين فناوري وارد امريكا و ناحيه كاليفرنيا شد و در سال ۱۵۴۰ فناوري قنات به ناحيه (پي گا) در شيلي هم رفت، اين سيستم از طرفي به چين و ناحيه تورفان هم رسيد و از آنجا وارد ژاپن شد، محققان وجود قنات را در بيش از ۳۴ كشور جهان تاكيد كرده اند. توجه به بهره وري آب از قنات در شرب، كشاورزي و باغداري و سابقه طولاني آن در ايران و اينكه ايرانيان باني آن بوده اند، موجب آن شده كه «تكنولوژي قنات با تنظيم توافقنامه ايجاد مركز بين المللي قنات و سازه هاي تاريخي آب كه به امضاي وزارت نيرو و «ماتسورا» دبيركل يونسكو رسيده به نام ايران ثبت گردد، اين توافقنامه در ۲۴ مهر ماه ۱۳۸۳ در شوراي آب يونسكو و در مجمع عمومي يونسكو مطرح شد و به تصويب رسيد.»<br />
    با اينكه ايرانيان با توجه به موقعيت اقليمي و سرزميني كشورشان، براي به دست آوردن آب بيشتر از فناوري قنات استفاده مي نمودند، اما از آب هاي جاري و سطحي نيز استفاده هاي متعدد مي نمودند كه يكي از مهمترين اين كارها، ساخت آسياب هاي آبي فراوان در نقاط مختلف سرزمين بزرگ ايران مي باشد. «آسياب ها را بيشتر بر رودخانه ها مي ساختند و در پاره اي از شهرها نيز آسياب ها با چهارپايان مي گرديد مانند آسياب هاي بزرگ سرخس كه به اين قبيل آسياب ها (خراس) مي گفتند.»در تاريخ همچنين از آسياب هاي بزرگ شوشتر در خوزستان سخن رفته است. همچنين استفاده بهينه و به كارگيري روش هاي دقيق براي بهره وري آب جهت آبياري نيز مورد توجه قرار مي گرفت، «براي آبياري زراعت ها در زمين هاي مرتفع از وسايلي مانند دولاب و داليه استفاده مي شد، اما در زمين هاي پست آب بدون اينها جريان مي يافت، در خراسان و ماورءالنهر، در قديم زمين هايي را كه با ابزار يا بدون ابزار با آب رودها و جوي ها مشروب مي شد، (سقي) و به مزارع ديم (نحس) مي گفتند.»(۶) ايرانيان همچنين در بهره وري از آب هاي سطحي و رودخانه ها، از سيستم سدسازي نيز استفاده مي كردند، البته در هنگام ساختن بندها و كانال هاي انتقال آب و زدن سد، دقت كافي مبذول مي نمودند كه بندها و كانال هاي آب با توجه به موقعيت محلي و با استفاده از شرايط طبيعي محيط و بدون اينكه به وضع اقليمي زياني وارد آيد، ساخته شود، از جمله اين سدها مي توان از سد ۱۷۰۰ ساله هرمز در منطقه رامهرمز در استان خوزستان كه نشانه بارزي از اين دقت ايرانيان را در دوره ساساني نشان مي دهد ياد كرد. «مسئولين ميراث فرهنگي منطقه رامهرمز معتقدند كه سد هرمز از نظر سدسازي داراي ويژگي هاي منحصر به فرد است و نياكان هنرمند و متخصص ما در دوران ساساني براي ساختن سد از شرايط طبيعي محيط اطراف بيشترين بهره را گرفته اند، به گونه اي كه مطالعات امروزي با استفاده از ابزار و تكنولوژي مدرن نيز پس از سال ها مطالعات خاك، دقيقاً همان محل سد قديم را براي ساخت سد مناسب تشخيص داده اند. به هر حال نمونه هاي فراوان ديگر نيز از اين بندها و سدها در مناطق مختلف ايران وجود داشته، از آن جمله مي توان از سد مرو بر روي رود مرغاب كه در خراسان بزرگ و در شهر مرو ساخته شده بود ياد كرد.<br />
    در مورد سد مرو و چگونگي استفاده تقسيم آب آن دانشمندان و مورخين معروفي مانند خوارزمي و مقدسي ضمن بيان اهميت اين سد از وجود ديوان آب در دوره ساسانيان نيز اشاراتي دارند. «رود بزرگ در مرغاب يا مروين، منبع اصلي كشاورزي اين منطقه در دوره سامانيان بوده و در مسير سفلاي اين رود و در شهر مرو، محل تشكيلات ديوان آب قرار داشت. در آن جا مقدار آب مصرفي هر مالك و خراج او كه بر مبناي مقدار آب مصرفي بود، ثبت مي گرديد، سد مرو در ۶ فرسخي شهر قرار داشت و ۱۰ هزار نگهبان، تحت امر، ميرآب يا مير رود از آن محافظت مي كردند، مير رود، گزارش هاي اندازه گيري آب را سريعاً با بريد ويژه به ديوان آب مي فرستاد و از آن جا، پيك ها گزارش را به تمام متصديان شاخه هاي رودخانه مي رساندند، تا آب را برابر اندازه داده شده بخش بندي كنند. اصولاً كمبود آب و خصوصاً دقت مردم در حفظ و نگهداري و استفاده بهينه از آب، موجب برقراري ضوابط و مقرراتي شده كه در بين مردم مورد استفاده قرار مي گرفته و در دهات و مزارع، شخصي به نام ميراب بر تقسيم عادلانه آب نظارت مي نموده است، «مقام اين شخص مورد احترام همه بود و چون بيشتر منازعات، مكرر و خشونت آميز كه در روستاها اتفاق مي افتاد، بر سر تقسيم آب بود، صاحبان باغ ها و مزارع آب شهر را براي مدت معيني در روز و يا در هفته اجاره مي كردند.<br />
    </span><br />
<br />
<span style="font-style: italic;">نويسنده: محمد بهمنی قاجار</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: small;"><br />
    <br />
    ايرانيان از نظر آن كه بيشتر نقاط كشورشان را مناطق خشك و كم آب فرا گرفته، همواره ارزش ويژه و گرانقدري براي آب قائل بودند. آنان از هنگامي كه در چندهزار سال پيش وارد فلات ايران شدند، همواره در جنگ با بي آبي بودند و مي دانستند كه براي ساختن تمدن و مدنيت بزرگ ايراني در درجه اول بايد منابع آب كافي داشته باشند، امري كه يقيناً در باروري ارزش هاي اعتقادي آب نيز نقش اساسي داشته است، اصولاً نبودن رودخانه هاي بزرگي مانند دجله و فرات و نيل كه در كنار آنها تمدن هاي بزرگي شكل گرفته، در فلات ايران، موجب آن شد كه مردم ايران با توجه به طبيعت سرزمين شان به آب اهميتي فراوان و حتي نيايشي داده و در پي آن باشند كه راه هاي مناسبي را براي دستيابي به آب و شكوفايي فرهنگ و تمدن خود برگزينند. ايرانيان ابتدا با جوي ها و كانالها به فكر انتقال آب از سرچشمه ها و رودخانه ها به مناطق خشك بودند ولي بزودي متوجه شدند كه صحراهاي خشك و دشت هاي وسيع ايران و آفتاب گرمي كه بر آنها مي تابد، موجب تبخير شديد آب و پائين آمدن ميزان بهره وري از آب مي شود و به همين دليل يكي از شگفت انگيزترين كارهاي مهندسي آب يعني قنات را پي ريزي كردند و آب پاكي را از كوهپايه ها در دالان هاي زيرزمين به سمت دشت ها و حتي كويرها هدايت كرده و براي نوشيدن، كار كشاورزي و دامداري و ايجاد باغها و بوستانها از آن استفاده كردند. ايرانيان با فناوري ساخت قنات در واقع كشور و سرزمين خود را در مقابل بي آبي حفظ كردند، آنها با كندن چاه هاي زياد از دامنه كوهستان تا دشت ها و متصل كردن آنها به يكديگر آب مورد نياز خود را به صورت دائمي به جريان مي انداختند، حركتي زندگي ساز و آب گوارايي كه پس از چندين هزار سال هنوز هم در سرزمين ايران زندگي بخش و حيات آفرين دشت ها و صحراهاست و علي رغم گذشت سالها از ابداع قنات و با وجود وقوع پيشرفت هاي شگفت انگيز در دانش و فن بهره برداري از منابع آب زيرزميني، هنوز هم قنات هاي ايراني، شريان هاي زندگي ساز، در بسياري از روستاهاي كشور مي باشد و معاش بسياري از دهات كشور به قنات بسته است، اصولاً با استفاده از قنات، حل چند مسئله اصلي و مهم آبرساني به بهترين وجهي امكان پذير مي باشد كه عبارتند از:<br />
<br />
    ۱- آب از كوه ها به شهرها و روستاهاي واقع در دشت ها، انتقال مي يابد.<br />
    ۲- به علت كانال هاي زيرزميني ، عبور آب در قنات، آب اتلاف و تبخير نمي شود. موضوعي كه بسيار مهم و در مناطق خشك كه تبخير آب زياد است، در جلوگيري از اتلاف آب مؤثر است.<br />
    ۳- آب قنات، صاف، زلال و خنك بوده، از آلودگي هاي سطحي به دور مي باشد.<br />
    ۴- آبي كه از قنات به دست مي آيد چون از مناطق كوهستاني به دشت انتقال داده مي شود، آبي شيرين و گوارا است در حالي كه آب هايي كه به جهت حفر چاه هاي عميق در دشت ها به دست مي آيد اغلب داراي املاح بيش از اندازه بوده و به علت شوري تدريجاً موجب شوري زمين هاي كشاورزي شده و علاوه برآن به علت تبخير شديد در صحراهاي ايران علاوه بر شوري زمين هايي كه مشروب مي سازند موجب حركت نمكها با وزش باد در كشتزارها و زمين هاي كشاورزي و تخريب مزارع در مقياس وسيع مي گردد.<br />
    «بزرگ ترين قنات حفرشده در ايران مربوط به حومه گناباد است كه طول آن ۷۰ كيلومتر و مادرچاه آن حدود ۳۵۰ متر عمق دارد، وضع آبدهي كل قنات هاي ايران در حدود ۷۵۰ تا ۱۰۰۰ مترمكعب در ثانيه تخمين زده مي شود و همچنين تعداد قنوات ايران حدود ۵۰ هزار رشته است».<br />
    پس از زلزله بم باستان شناسان ، قديمي ترين سيستم قنات جهان را با قدمتي بيش از ۲ هزار سال در آن منطقه كشف كردند.<br />
    «هانري گوبلو» اولين كارشناس آب كه به دعوت دولت ايران در سال ۱۳۱۹ براي بهره برداري از منابع آب زيرزميني به كشور ايران آمد، پس از بازگشت به كشورش به توصيه (ژان اوبن) استاد تاريخ دانشگاه سوربن، رساله اي زيرنظر «گزاويه دوپلانول» استاد جغرافيا اين دانشگاه نوشت. او در اين كتاب در رابطه با قنات هاي ايران مطالبي به رشته تحرير درآورده و عظمت قنات هاي ايران را برابر ديوارچين دانسته است. نكته مهمي كه بايد در اينجا يادآوري شود آن است كه مسلماً تمدن ايراني در طول تاريخ بدون قنات، حال و هواي ديگري داشت و شايد، شهرهاي بزرگي چون ري، نيشابور، طوس، مشهد، يزد و كاشان به وجود نمي آمد. «دونالد ويلبر» معتقد است كه : ساختن قنات يا كاريز از دوره هخامنشيان يعني قرن ششم قبل از ميلاد در ايران مرسوم و معمول بوده است.<br />
    در عهد هخامنشي شبكه وسيعي از راهروهاي زيرزميني (قنات يا كاريز) موجود بود، حتي امروزه از بعضي مناطق آبي را كه در پاي كوه ها به عمق چندين ده متر فرو رفته به مراكزي كه ممكن است ۳۰ تا ۴۰ كيلومتر فاصله داشته باشد، انتقال مي دهند ‎/ در تمام دوره سال هزاران تن براي لايروبي قنوات قديم و حفر قنات هاي تازه كار مي كنند، از بركت همين آب و نيز بر اثر باران هاي نافع در سلسله جبال زاگرس و البرز در كناره داخلي اين كوه ها محوطه هاي مزروع و واحدهاي آباد ايجاد شده است.».‎/. .‎/‎/ «پايتخت هاي ايران از زمان ظهور نخستين پادشاهي، در ماد، رو به بيابان در طول دو جاده اصلي كه در كناره هاي داخلي دو سلسله كوه هاي بزرگ كشيده شده، قرار گرفته اند. شهرهاي همدان، قزوين، تهران و ري، دامغان (هكاتوم پليس) (صد دروازه) و هرات و در جاده اي نظامي و تجارتي كه از مغرب به مشرق كشيده شده قرار گرفته اند و در جاده جنوبي نيز اصفهان، پاسارگاد، استخر، تخت جمشيد و شيراز قرار دارد.»<br />
    ايرانيان با استفاده از همين قنات ها، مبادرت به ايجاد باغ ها و بوستان هاي زيبا حتي در مناطق خشك و كويري نموده اند كه از جمله مي توان از باغ فين كاشان نام برد.<br />
    روش هاي استفاده از قنات در هنگام اقامت ايرانيان در مصر و در زماني كه مصر جزئي از شاهنشاهي ايران در زمان داريوش بزرگ بود به مصري ها آموزش داده شد و بعدها در سال ۷۵۰ ميلادي از مصر به اسپانيا رفت و در سال ۱۵۲۰ ميلادي اين فناوري وارد امريكا و ناحيه كاليفرنيا شد و در سال ۱۵۴۰ فناوري قنات به ناحيه (پي گا) در شيلي هم رفت، اين سيستم از طرفي به چين و ناحيه تورفان هم رسيد و از آنجا وارد ژاپن شد، محققان وجود قنات را در بيش از ۳۴ كشور جهان تاكيد كرده اند. توجه به بهره وري آب از قنات در شرب، كشاورزي و باغداري و سابقه طولاني آن در ايران و اينكه ايرانيان باني آن بوده اند، موجب آن شده كه «تكنولوژي قنات با تنظيم توافقنامه ايجاد مركز بين المللي قنات و سازه هاي تاريخي آب كه به امضاي وزارت نيرو و «ماتسورا» دبيركل يونسكو رسيده به نام ايران ثبت گردد، اين توافقنامه در ۲۴ مهر ماه ۱۳۸۳ در شوراي آب يونسكو و در مجمع عمومي يونسكو مطرح شد و به تصويب رسيد.»<br />
    با اينكه ايرانيان با توجه به موقعيت اقليمي و سرزميني كشورشان، براي به دست آوردن آب بيشتر از فناوري قنات استفاده مي نمودند، اما از آب هاي جاري و سطحي نيز استفاده هاي متعدد مي نمودند كه يكي از مهمترين اين كارها، ساخت آسياب هاي آبي فراوان در نقاط مختلف سرزمين بزرگ ايران مي باشد. «آسياب ها را بيشتر بر رودخانه ها مي ساختند و در پاره اي از شهرها نيز آسياب ها با چهارپايان مي گرديد مانند آسياب هاي بزرگ سرخس كه به اين قبيل آسياب ها (خراس) مي گفتند.»در تاريخ همچنين از آسياب هاي بزرگ شوشتر در خوزستان سخن رفته است. همچنين استفاده بهينه و به كارگيري روش هاي دقيق براي بهره وري آب جهت آبياري نيز مورد توجه قرار مي گرفت، «براي آبياري زراعت ها در زمين هاي مرتفع از وسايلي مانند دولاب و داليه استفاده مي شد، اما در زمين هاي پست آب بدون اينها جريان مي يافت، در خراسان و ماورءالنهر، در قديم زمين هايي را كه با ابزار يا بدون ابزار با آب رودها و جوي ها مشروب مي شد، (سقي) و به مزارع ديم (نحس) مي گفتند.»(۶) ايرانيان همچنين در بهره وري از آب هاي سطحي و رودخانه ها، از سيستم سدسازي نيز استفاده مي كردند، البته در هنگام ساختن بندها و كانال هاي انتقال آب و زدن سد، دقت كافي مبذول مي نمودند كه بندها و كانال هاي آب با توجه به موقعيت محلي و با استفاده از شرايط طبيعي محيط و بدون اينكه به وضع اقليمي زياني وارد آيد، ساخته شود، از جمله اين سدها مي توان از سد ۱۷۰۰ ساله هرمز در منطقه رامهرمز در استان خوزستان كه نشانه بارزي از اين دقت ايرانيان را در دوره ساساني نشان مي دهد ياد كرد. «مسئولين ميراث فرهنگي منطقه رامهرمز معتقدند كه سد هرمز از نظر سدسازي داراي ويژگي هاي منحصر به فرد است و نياكان هنرمند و متخصص ما در دوران ساساني براي ساختن سد از شرايط طبيعي محيط اطراف بيشترين بهره را گرفته اند، به گونه اي كه مطالعات امروزي با استفاده از ابزار و تكنولوژي مدرن نيز پس از سال ها مطالعات خاك، دقيقاً همان محل سد قديم را براي ساخت سد مناسب تشخيص داده اند. به هر حال نمونه هاي فراوان ديگر نيز از اين بندها و سدها در مناطق مختلف ايران وجود داشته، از آن جمله مي توان از سد مرو بر روي رود مرغاب كه در خراسان بزرگ و در شهر مرو ساخته شده بود ياد كرد.<br />
    در مورد سد مرو و چگونگي استفاده تقسيم آب آن دانشمندان و مورخين معروفي مانند خوارزمي و مقدسي ضمن بيان اهميت اين سد از وجود ديوان آب در دوره ساسانيان نيز اشاراتي دارند. «رود بزرگ در مرغاب يا مروين، منبع اصلي كشاورزي اين منطقه در دوره سامانيان بوده و در مسير سفلاي اين رود و در شهر مرو، محل تشكيلات ديوان آب قرار داشت. در آن جا مقدار آب مصرفي هر مالك و خراج او كه بر مبناي مقدار آب مصرفي بود، ثبت مي گرديد، سد مرو در ۶ فرسخي شهر قرار داشت و ۱۰ هزار نگهبان، تحت امر، ميرآب يا مير رود از آن محافظت مي كردند، مير رود، گزارش هاي اندازه گيري آب را سريعاً با بريد ويژه به ديوان آب مي فرستاد و از آن جا، پيك ها گزارش را به تمام متصديان شاخه هاي رودخانه مي رساندند، تا آب را برابر اندازه داده شده بخش بندي كنند. اصولاً كمبود آب و خصوصاً دقت مردم در حفظ و نگهداري و استفاده بهينه از آب، موجب برقراري ضوابط و مقرراتي شده كه در بين مردم مورد استفاده قرار مي گرفته و در دهات و مزارع، شخصي به نام ميراب بر تقسيم عادلانه آب نظارت مي نموده است، «مقام اين شخص مورد احترام همه بود و چون بيشتر منازعات، مكرر و خشونت آميز كه در روستاها اتفاق مي افتاد، بر سر تقسيم آب بود، صاحبان باغ ها و مزارع آب شهر را براي مدت معيني در روز و يا در هفته اجاره مي كردند.<br />
    </span><br />
<br />
<span style="font-style: italic;">نويسنده: محمد بهمنی قاجار</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تغذيه مصنوعي سفره هاي آب زير زميني با استفاده از سدهاي ذخيره اي شني]]></title>
			<link>http://mahab.ir/thread-825.html</link>
			<pubDate>Wed, 28 Jan 2009 10:22:23 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mahab.ir/thread-825.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">تغذيه مصنوعي سفره هاي آب زير زميني با استفاده از سدهاي ذخيره اي شني</span> <br />
<br />
نويسند‌گان: <br />
[ محمدرضا يزداني &#93; - كارشناس ارشد آبخيزداري ، مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي، بخش تحقيقات آبخيزداري، واحد هيدرولوژي و توسعه منابع آب<br />
[ كورش شيراني &#93; - عضو هيئت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان اصفهان<br />
[ ستار چاوشي &#93; - عضو هيئت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان اصفهان<br />
<br />
<br />
خلاصه مقاله:<br />
<br />
<br />
بسياري از كشورهاي در حال توسعه در رژيمهاي اقليمي قرار گرفته اند كه داراي بارش فصلي و نامنظم است. تامين آب در اين مناطق با توجه به تغيير پذيري بارش مشكل است. تغيير اقليم جهاني نيز بر اين پديده تاثير گذار است، از جمله راهكارهاي مناسب در فصول خشك، استفاده از ابهاي زير زميني است. اما در بعضي از ايت مناطق اين منابع در اواخر فصل خشك تهي مي گردند. در واقع تامين آب به صورت دائم با توجه به شرايط زيست محيطي منطقه مشكل است. در مواقعي كه شرايط اقليمي و جغرافيايي به گونه اي باشد كه نتوان ازمنابع آب موجود استفاده بهينه نمود، يكي از راهكارهاي مناسب استفاده از سدهاي ذخيره اي شني است. اين گونه سدها معمولا در عرض دره ها ساخته شده و در بعضي مواقع تا سنگ بستر در پايين امتداد مي بايد. مخزن آن در بالا دست بوسيله شن، سنگريزه و يا سنگ بوسيله جريانهاي سيلابي حمل شده، پر مي گردد و يك سفره مصنوعي را پديد مي اورد كه در اينحالت توسط جريانهاي سطحي زير سطحي تعغذيه ميگردد. اين نوع سفره مصنوعي در هر سال توسط نزولات جوي وجريانهاي زير سطحي تغذيه مي گردد. و آبرا براي استفاده در فصول خشك ذخيره مي كند. از جمله مزاياي سدهاي ذخيره اي شني، بهره برداري بهينه از منابع آب موجود، جلوگیري از هدر رفت ابهاي زير سطحي و سطحي، ذخيره آب براي استفاده در فصل مناسب، كاهش ميزان تبخير و بهبود وضعيت بهداشتي در منطقه مي باشد. در اين مطالعه ضمن تعيين شرايط فيزيكي مورد نياز و ساختار كلي سدهاي ذخيره اي شني، روشهاي برنامه ريزي مناسب، عوامل اقتصادي و موارد مربوط به طراحي و ساخت آنها مورد بررسي قرر مي گيرد.<br />
<br />
<br />
كلمات كليدي: <br />
تغذيه مصنوعي ، سدهاي ذخيره اي شني ، آب زير زميني<br />
<br />
منبع :  civilica.com]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">تغذيه مصنوعي سفره هاي آب زير زميني با استفاده از سدهاي ذخيره اي شني</span> <br />
<br />
نويسند‌گان: <br />
[ محمدرضا يزداني ] - كارشناس ارشد آبخيزداري ، مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي، بخش تحقيقات آبخيزداري، واحد هيدرولوژي و توسعه منابع آب<br />
[ كورش شيراني ] - عضو هيئت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان اصفهان<br />
[ ستار چاوشي ] - عضو هيئت علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان اصفهان<br />
<br />
<br />
خلاصه مقاله:<br />
<br />
<br />
بسياري از كشورهاي در حال توسعه در رژيمهاي اقليمي قرار گرفته اند كه داراي بارش فصلي و نامنظم است. تامين آب در اين مناطق با توجه به تغيير پذيري بارش مشكل است. تغيير اقليم جهاني نيز بر اين پديده تاثير گذار است، از جمله راهكارهاي مناسب در فصول خشك، استفاده از ابهاي زير زميني است. اما در بعضي از ايت مناطق اين منابع در اواخر فصل خشك تهي مي گردند. در واقع تامين آب به صورت دائم با توجه به شرايط زيست محيطي منطقه مشكل است. در مواقعي كه شرايط اقليمي و جغرافيايي به گونه اي باشد كه نتوان ازمنابع آب موجود استفاده بهينه نمود، يكي از راهكارهاي مناسب استفاده از سدهاي ذخيره اي شني است. اين گونه سدها معمولا در عرض دره ها ساخته شده و در بعضي مواقع تا سنگ بستر در پايين امتداد مي بايد. مخزن آن در بالا دست بوسيله شن، سنگريزه و يا سنگ بوسيله جريانهاي سيلابي حمل شده، پر مي گردد و يك سفره مصنوعي را پديد مي اورد كه در اينحالت توسط جريانهاي سطحي زير سطحي تعغذيه ميگردد. اين نوع سفره مصنوعي در هر سال توسط نزولات جوي وجريانهاي زير سطحي تغذيه مي گردد. و آبرا براي استفاده در فصول خشك ذخيره مي كند. از جمله مزاياي سدهاي ذخيره اي شني، بهره برداري بهينه از منابع آب موجود، جلوگیري از هدر رفت ابهاي زير سطحي و سطحي، ذخيره آب براي استفاده در فصل مناسب، كاهش ميزان تبخير و بهبود وضعيت بهداشتي در منطقه مي باشد. در اين مطالعه ضمن تعيين شرايط فيزيكي مورد نياز و ساختار كلي سدهاي ذخيره اي شني، روشهاي برنامه ريزي مناسب، عوامل اقتصادي و موارد مربوط به طراحي و ساخت آنها مورد بررسي قرر مي گيرد.<br />
<br />
<br />
كلمات كليدي: <br />
تغذيه مصنوعي ، سدهاي ذخيره اي شني ، آب زير زميني<br />
<br />
منبع :  civilica.com]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[درياچه شورابيل ؛ زيبای خطرناك]]></title>
			<link>http://mahab.ir/thread-783.html</link>
			<pubDate>Fri, 23 Jan 2009 15:15:51 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mahab.ir/thread-783.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: small;"><br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.magiran.com/ppic/2835/2473/15-3.jpg" border="0" alt="[تصوير: 15-3.jpg&#93;" /></div>
<br />
<br />
 سطح يخ بسته درياچه تفريحي شورابيل واقع در شهر اردبيل جلوه هاي زيبايي از فصل زمستان را به تماشا گذاشته و در عين حال موقعيت خطرناكي براي عده اي از نوجوانان و جوانان كنجكاو رقم زده است.<br />
    درياچه شورابيل از مكان هاي تفريحي و گردشگري اردبيل است و در فصول گوناگون سال پذيراي صدها نفر از نقاط دور و نزديك است و پوشش برفي زمين هاي حاشيه آن و ازسويي ديگر يخبندان سطح آب اين درياچه منظره جالب توجه و بسيار دل ا نگيزي را به وجود آورده است. اين موضوع سبب شده كه ساكنان اردبيل همه روزه بويژه در روزهاي تعطيل براي تفريح زمستاني به حوالي درياچه شورابيل بروند. ردي كه از چرخ موتورسيكلت ها و دوچرخه ها روي سطح درياچه شورابيل مشاهده مي شود، از اقدام خطرناك تعدادي از افراد در رفتن با اين وسيله نقليه روي يخ سطح اين درياچه حكايت دارد، در حالي كه ضخامت يخ فقط 5 تا 10 سانتي متر است.همچنين بعضي ازنوجوانان و جوانان ازسطح يخ بسته اين درياچه براي سرخوردن استفاده مي كنند كه اين كارها بسيار خطرناك محسوب مي شود.<br />
    معاون خدمات شهري شهرداري اردبيل گفت: رفتن روي سطح يخ زده درياچه بسيار خطرناك است و حتي احتمال خطر مرگ را براي افرادي كه اقدام به اين كار مي كنند، درپي دارد.<br />
    غلامرضا نيازمند، در گفتگو با ايرنا افزود: جمعي از ساكنان اردبيل به ويژه نوجوانان و جوانان بدون اطلاع از ضخامت يخ سطح درياچه شورابيل اقدام به تفريح روي آن مي كنند كه هر لحظه امكان شكستن يخ و غوطه ور شدن اين افراد در آب وجود دارد.<br />
    وي گفت: تابلوهاي شنا كردن ممنوع در اطراف اين درياچه نصب شده و تابلوهاي هشدار نيز با مضامين هشدار و خودداري از رفتن روي سطح يخ بسته درياچه و خطرات ناشي از آن آماده شده كه بزودي در اين مكان نصب خواهد شد.<br />
    او اظهار كرد: سطح يخ بسته درياچه شورابيل جلوه هاي زيبايي از زمستان را به تماشا گذاشته است، اما بايد از اين مناظر طبيعي با رعايت جوانب ايمني استفاده كرد.<br />
    وي ازمردم خواست براي حفظ جان خود از رفتن به روي سطح يخ زده درياچه شورابيل چه به صورت سواره يا پياده به طور جدي خودداري كنند.<br />
    شورابيل درياچه استثنايي است و بسياري ازپيرمردان اردبيلي هنوز خاطرات شيريني را ازگذشته هاي دور در تفريح و سرگرمي هاي خودشان چه در زمستان و چه در فصول گرم سال در ذهن دارند. پيرمرداني كه رسيدن به آرامش و طول عمرشان را شنا در آب شور درياچه شورابيل در تابستان و انجام تفريحات زمستاني درفصول سرد سال و صرف چاي قند پهلو در قهوه خانه هاي سنتي اطراف جاده باريكي مي دانند كه از رودخانه بالخلو تا بلندي هاي اطراف اين تالاب امتداد دارد و از طي چندين كيلومتر مسافت در مسير رفت و برگشت اين جاده خاكي خسته نمي شدند. درياچه شورابيل در اواخر دوران سوم و اوايل دوران چهارم زمين شناسي تشكيل شده و طي اين مدت طولاني شرايط طبيعي و زيستي منحصر به فردي كسب كرده است.<br />
    تا قبل از سال 1372 باوجود سردسير بودن شهر اردبيل سطح آب درياچه شورابيل حتي در دماي منهاي 30 درجه سانتي گراد به علت غلظت بالاي نمك و شوري آب به ندرت يخ مي بست.<br />
    در سال 1371 تفريحگاه محدودي در حاشيه شورابيل ايجاد و مقداري از آب رودخانه بالخلو وارد اين درياچه شد اما نمك آن از 65 ميلي گرم در ليتر پايين تر نرفت.<br />
    يكسال بعد قرار بر اين شد كه از مخزن درياچه شورابيل به عنوان پرورش ماهي و گردشگري استفاده شود و آب شيرين را از طريق كانال بند الماس رودخانه ياد شده به اين تالاب هدايت كردند. آب شورابيل تا سال 1372 از روان آب هاي واقع در بلندي هاي اطراف اين درياچه تامين مي شد و در اطراف آن چشمه هاي آب شيرين اندكي وجود داشت كه سبب ايجاد نيزارهايي در اطراف شده ولي اكنون درياچه اي با آب هاي مواج كه در كرانه هاي آن چراغ هاي رنگارنگ خودنمايي مي كنند، دستگاه هاي بازي پرهيجان و جاده اي آسفالته دورتادور آن را احاطه كرده است، تصويري كاملامتفاوت از محيط طبيعي قبلي به تماشاگر خود ارائه مي دهد. براساس آمارهاي موجود در اداره كل هواشناسي اردبيل كمينه مطلق دماي هواي شهر اردبيل در طول 3دهه گذشته با 34 درجه سانتي گراد زيرصفر در چهاردهم بهمن ماه سال 1367 ثبت شده است.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: small;"><br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.magiran.com/ppic/2835/2473/15-3.jpg" border="0" alt="[تصوير: 15-3.jpg]" /></div>
<br />
<br />
 سطح يخ بسته درياچه تفريحي شورابيل واقع در شهر اردبيل جلوه هاي زيبايي از فصل زمستان را به تماشا گذاشته و در عين حال موقعيت خطرناكي براي عده اي از نوجوانان و جوانان كنجكاو رقم زده است.<br />
    درياچه شورابيل از مكان هاي تفريحي و گردشگري اردبيل است و در فصول گوناگون سال پذيراي صدها نفر از نقاط دور و نزديك است و پوشش برفي زمين هاي حاشيه آن و ازسويي ديگر يخبندان سطح آب اين درياچه منظره جالب توجه و بسيار دل ا نگيزي را به وجود آورده است. اين موضوع سبب شده كه ساكنان اردبيل همه روزه بويژه در روزهاي تعطيل براي تفريح زمستاني به حوالي درياچه شورابيل بروند. ردي كه از چرخ موتورسيكلت ها و دوچرخه ها روي سطح درياچه شورابيل مشاهده مي شود، از اقدام خطرناك تعدادي از افراد در رفتن با اين وسيله نقليه روي يخ سطح اين درياچه حكايت دارد، در حالي كه ضخامت يخ فقط 5 تا 10 سانتي متر است.همچنين بعضي ازنوجوانان و جوانان ازسطح يخ بسته اين درياچه براي سرخوردن استفاده مي كنند كه اين كارها بسيار خطرناك محسوب مي شود.<br />
    معاون خدمات شهري شهرداري اردبيل گفت: رفتن روي سطح يخ زده درياچه بسيار خطرناك است و حتي احتمال خطر مرگ را براي افرادي كه اقدام به اين كار مي كنند، درپي دارد.<br />
    غلامرضا نيازمند، در گفتگو با ايرنا افزود: جمعي از ساكنان اردبيل به ويژه نوجوانان و جوانان بدون اطلاع از ضخامت يخ سطح درياچه شورابيل اقدام به تفريح روي آن مي كنند كه هر لحظه امكان شكستن يخ و غوطه ور شدن اين افراد در آب وجود دارد.<br />
    وي گفت: تابلوهاي شنا كردن ممنوع در اطراف اين درياچه نصب شده و تابلوهاي هشدار نيز با مضامين هشدار و خودداري از رفتن روي سطح يخ بسته درياچه و خطرات ناشي از آن آماده شده كه بزودي در اين مكان نصب خواهد شد.<br />
    او اظهار كرد: سطح يخ بسته درياچه شورابيل جلوه هاي زيبايي از زمستان را به تماشا گذاشته است، اما بايد از اين مناظر طبيعي با رعايت جوانب ايمني استفاده كرد.<br />
    وي ازمردم خواست براي حفظ جان خود از رفتن به روي سطح يخ زده درياچه شورابيل چه به صورت سواره يا پياده به طور جدي خودداري كنند.<br />
    شورابيل درياچه استثنايي است و بسياري ازپيرمردان اردبيلي هنوز خاطرات شيريني را ازگذشته هاي دور در تفريح و سرگرمي هاي خودشان چه در زمستان و چه در فصول گرم سال در ذهن دارند. پيرمرداني كه رسيدن به آرامش و طول عمرشان را شنا در آب شور درياچه شورابيل در تابستان و انجام تفريحات زمستاني درفصول سرد سال و صرف چاي قند پهلو در قهوه خانه هاي سنتي اطراف جاده باريكي مي دانند كه از رودخانه بالخلو تا بلندي هاي اطراف اين تالاب امتداد دارد و از طي چندين كيلومتر مسافت در مسير رفت و برگشت اين جاده خاكي خسته نمي شدند. درياچه شورابيل در اواخر دوران سوم و اوايل دوران چهارم زمين شناسي تشكيل شده و طي اين مدت طولاني شرايط طبيعي و زيستي منحصر به فردي كسب كرده است.<br />
    تا قبل از سال 1372 باوجود سردسير بودن شهر اردبيل سطح آب درياچه شورابيل حتي در دماي منهاي 30 درجه سانتي گراد به علت غلظت بالاي نمك و شوري آب به ندرت يخ مي بست.<br />
    در سال 1371 تفريحگاه محدودي در حاشيه شورابيل ايجاد و مقداري از آب رودخانه بالخلو وارد اين درياچه شد اما نمك آن از 65 ميلي گرم در ليتر پايين تر نرفت.<br />
    يكسال بعد قرار بر اين شد كه از مخزن درياچه شورابيل به عنوان پرورش ماهي و گردشگري استفاده شود و آب شيرين را از طريق كانال بند الماس رودخانه ياد شده به اين تالاب هدايت كردند. آب شورابيل تا سال 1372 از روان آب هاي واقع در بلندي هاي اطراف اين درياچه تامين مي شد و در اطراف آن چشمه هاي آب شيرين اندكي وجود داشت كه سبب ايجاد نيزارهايي در اطراف شده ولي اكنون درياچه اي با آب هاي مواج كه در كرانه هاي آن چراغ هاي رنگارنگ خودنمايي مي كنند، دستگاه هاي بازي پرهيجان و جاده اي آسفالته دورتادور آن را احاطه كرده است، تصويري كاملامتفاوت از محيط طبيعي قبلي به تماشاگر خود ارائه مي دهد. براساس آمارهاي موجود در اداره كل هواشناسي اردبيل كمينه مطلق دماي هواي شهر اردبيل در طول 3دهه گذشته با 34 درجه سانتي گراد زيرصفر در چهاردهم بهمن ماه سال 1367 ثبت شده است.</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بررسی پيامد های انتقال آب از كارون و دز عدم رعايت حقوق حوضه های آبريز پايين دست]]></title>
			<link>http://mahab.ir/thread-722.html</link>
			<pubDate>Thu, 18 Dec 2008 23:04:49 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mahab.ir/thread-722.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: small;"><br />
چندي است كه يكشنبه شب ها از شبكه سراسري يك سيما ، مستندي تحت عنوان كارون ، حيات يك رودخانه پخش مي شود كه در آن به بررسي تاثير تاريخي ، فرهنگي ، اقتصادي و اجتماعي اين رود بر پيرامونش از نقطه آغازين آن در كوه هاي بختياري تا مصب آن در اروند رود و خليج فارس مي پردازد.<br />
    نكته كاملامشهود در اين فيلم ، تصوير جريان پر آبي از اين رودخانه است كه به گفته كارگردان آن ، در ماه هاي ابتداي سال گذشته از كارون تصوير برداري شده است. تصوير قايق هايي كه آرام اين رود را مي پيمايند ، پرواز پرندگاني كه از سيبري مهاجرت كرده اند و نيز جمع خانواده هايي كه به قصد تفريح به ساحل كارون آمده اند ، تصويري از جريان زنده اين رود را در مقابل چشم بينندگان اقصي نقاط كشور قرار مي دهد كه هيچ تشابهي با وضعيت فعلي و اسفناك اين رود ندارد. پخش اين فيلم آن هم در ايامي كه بحث انتقال آب از سرشاخه هاي كارون و دز در محافل مختلف مطرح است ، خود ، نكته اي قابل توجه است تا مسوولان ذي ربط نيم نگاهي هم به اين مجمع الجزيره پر از گل و لاي بيندازند. چرا كه با توجه به مجموعه عواملي كه اين رود را در معرض نابودي قرار داده اند، بعيد نيست كه چندي بعد شاهد ساخت مستندي با نام كارون ، مرگ يك رودخانه باشيم.<br />
    مساله انتقال آب از سرشاخه هاي كارون و دز به مناطق مركزي و شرقي كشور ، سالها است كه از سوي موافقان و مخالفان اين انتقال مورد نقد و بررسي قرار گرفته است. اين انتقال ها معمولابا توجيه هاي مختلفي از جمله آب اضافي موجود در رودخانه هاي استان ، مشكل آب كشاورزي در مناطق ديگر كشور ، توزيع يكسان آب در مناطق مختلف و همچنين جلوگيري از هدررفت آب ورودي به استان صورت مي گيرد ، تا چندي پيش از سوي برخي از مسوولان استاني و نيز وزير نيرو تكذيب مي شد كه نمونه اش سفر مرداد ماه وزير به خوزستان بود كه علاوه بر وعد هايي كه به مردم خوزستان در خصوص تامين آب شرب سالم داده بودند، طرح انتقال آب از سرشاخه هاي دز و كارون به قم به صراحت از سوي ايشان رد شد. از سوي ديگر ، استاندار خوزستان نيز اين انتقال را از بعد جغرافيايي مرتبط با خوزستان نمي داند. هر چند كه رئيس جمهوري در سفر اخير خود به اهواز و در حاشيه مراسم افتتاح سه طرح بزرگ صنعتي در خوزستان در خصوص اين انتقال آب از سرشاخه ها به قم ، اولويت ها را تامين آب دشت هاي خوزستان برشمردند ، اما همچنان اين پرسش اساسي مطرح است كه آيا اصولاانتقال حوضه به حوضه آب معمول است؟<br />
    دكتر مهدي قميشي ، دانشيار دانشكده مهندسي علوم آب دانشگاه شهيد چمران اهواز در پاسخ به اين پرسش معتقد است كه انتقال حوضه به حوضه آب متداول بوده، اما چارچوبي دارد كه در اين چارچوب ، اولويت استفاده با منطقه حوضه آبريز آن رودخانه است و چنانچه آب يك حوضه اضافه باشد، بايد مردم ساكن در آن حوضه از اين انتقال آگاهي داشته باشند و شرط ، رضايتمندي آنهاست. اما در حوضه رودخانه هاي كارون ، كرخه و دز كه بحث انتقال مطرح شده است ، هيچكدام از اين مسائل لحاظ نشده، يعني نه در حوضه آب اضافي وجود دارد و نه مردم از انتقال اطلاع دارند. ضمن اينكه بررسي هاي زيست محيطي اين انتقال نيز انجام نشده است.<br />
    دكتر قميشي در ادامه ضمن اشاره به رعايت حقوق آب حوضه هاي پايين دست ، مي گويد: در مجامع بين المللي در مورد رودخانه هايي كه از چندين كشور عبور مي كنند معمولاحقوق آبي حوضه آبريز كشور پايين دست لحاظ مي شود مثل دو رود دجله و فرات كه از تركيه و عراق عبور مي كنند و تركيه به هنگام احداث سازه هاي عمراني بر روي اين دو رود بايد حقوق آبي كشور پايين دست يعني عراق را حفظ كند. بنابراين در مقياس كوچك تر از بحث استفاده از حوضه آبريز در منطقه ، دو استان لرستان و چهارمحال و بختياري كه سرچشمه هاي كارون و دز در آنجا قرار دارد به هنگام انتقال بايد رضايت حوضه پايين دست يعني خوزستان را جلب كنند و بنابر اين انتقال از سرشاخه ها از بعد جغرافيايي به خوزستان كاملامرتبط است.وي در خصوص نياز آبي دشت هاي خوزستان نيز مي گويد: 6/3 ميليون هكتار از مساحت خوزستان را دشت ها تشكيل مي دهند و مساحت زمين هاي استان كه مي تواند به صورت كشت آبي مورد استفاده قرار بگيرد نيز 3/2 ميليون هكتار است. بنابراين با توجه به وسعت زمين هاي كشاورزي در خوزستان ،حتي اگر همه آبي را كه از استان هاي مجاور وارد خوزستان مي شود را در نظر بگيريم ، باز هم براي كشت زمين خوزستان كافي نيست. بنابراين با اجراي طرح هاي انتقال آب ، اين آب مورد نياز و ضروري خوزستان است كه جابه جا مي شود نه آب اضافي.نكته مهم و قابل توجه ديگر اين كه وجود اختلاف ارتفاع بيش از 2هزار متر بين محله سرشاخه ها و دشت خوزستان اين قابليت را ايجاد كرده كه با استفاده از اين اختلاف ارتفاع، هزاران مگا وات به توان توليد برق كشور اضافه مي شود و انتقال آب از سرشاخه ها قابليت توليد اين انرژي پاك را به شدت تحت تاثير قرار مي دهد. مخاطرات زيست محيطي، بحث حقابه تالاب ها، كاهش كيفيت آب شرب در شهرهاي اهواز، آبادان و خرمشهر نيز از جمله تبعات اين انتقال است.بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه در حال حاضر به غير از شهرهاي دزفول و انديمشك، بقيه شهرهاي استان به خصوص شهرهاي جنوبي و غربي از آب مطلوب جهت شرب برخوردار نيستند و مردم خوزستان هنوز براي تامين آب كشاورزي و شرب خود مشكل دارند و اكثر خوزستاني ها براي استفاده از آب شرب شهري مجبور به استفاده از تصفيه كن هستند، بنابراين چرا بايد آب از سرشاخه ها به شهرهايي منتقل شود كه معلوم نيست وضعيتش بدتر از ما باشد؟اين درحالي است كه مديرعامل سازمان آب و برق خوزستان نيز در جلسه ماه گذشته ستاد خشكسالي از محدوديت هاي شديد تامين آب كشاورزي اراضي استان خبر داد و اعلام كرد، اين سازمان به عنوان متولي عرضه آب كشاورزي، به هيچ عنوان جوابگوي نياز كشاورزان نيست. همچنين آمارها نشان مي دهد كه از ارديبهشت امسال تاكنون ميزان مصرف نسبت به ورودي آب به خوزستان منفي است و لذا بايد با يك سياست گذاري دقيق، ميزان مصارف آب كشاورزي، شرب و صنعت طي پاييز و زمستان امسال مشخص شود.دكتر قميشي معتقد به اين نكته است كه بايد پذيرفت كه كشور ما جزو كشورهاي كم آب جهان محسوب مي شود و با جابه جايي محل مصرف آب كمبود آب كشور نه تنها حل نمي شود، بلكه سبب ايجاد مشكلات اجتماعي و احساس تبعيض در بين استان هاي مختلف كشور خواهد شد. يك نكته قابل توجه در بحث كم آبي و خشكي رود كارون اين است كه در زمان فعلي كه بحث خشكسالي و كمبود منابع آبي و انتقال از سرشاخه ها مطرح است، فرصت بسيار مناسبي است براي لايروبي اين رودخانه كه اتفاقا هزينه كمتري را نيز به همراه خواهد داشت؛ اما پرسش اساسي ديگر اين است: لايروب ها كجا هستند؟</span><br />
<br />
<span style="font-style: italic;">نويسنده: سميه اسدی</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: small;"><br />
چندي است كه يكشنبه شب ها از شبكه سراسري يك سيما ، مستندي تحت عنوان كارون ، حيات يك رودخانه پخش مي شود كه در آن به بررسي تاثير تاريخي ، فرهنگي ، اقتصادي و اجتماعي اين رود بر پيرامونش از نقطه آغازين آن در كوه هاي بختياري تا مصب آن در اروند رود و خليج فارس مي پردازد.<br />
    نكته كاملامشهود در اين فيلم ، تصوير جريان پر آبي از اين رودخانه است كه به گفته كارگردان آن ، در ماه هاي ابتداي سال گذشته از كارون تصوير برداري شده است. تصوير قايق هايي كه آرام اين رود را مي پيمايند ، پرواز پرندگاني كه از سيبري مهاجرت كرده اند و نيز جمع خانواده هايي كه به قصد تفريح به ساحل كارون آمده اند ، تصويري از جريان زنده اين رود را در مقابل چشم بينندگان اقصي نقاط كشور قرار مي دهد كه هيچ تشابهي با وضعيت فعلي و اسفناك اين رود ندارد. پخش اين فيلم آن هم در ايامي كه بحث انتقال آب از سرشاخه هاي كارون و دز در محافل مختلف مطرح است ، خود ، نكته اي قابل توجه است تا مسوولان ذي ربط نيم نگاهي هم به اين مجمع الجزيره پر از گل و لاي بيندازند. چرا كه با توجه به مجموعه عواملي كه اين رود را در معرض نابودي قرار داده اند، بعيد نيست كه چندي بعد شاهد ساخت مستندي با نام كارون ، مرگ يك رودخانه باشيم.<br />
    مساله انتقال آب از سرشاخه هاي كارون و دز به مناطق مركزي و شرقي كشور ، سالها است كه از سوي موافقان و مخالفان اين انتقال مورد نقد و بررسي قرار گرفته است. اين انتقال ها معمولابا توجيه هاي مختلفي از جمله آب اضافي موجود در رودخانه هاي استان ، مشكل آب كشاورزي در مناطق ديگر كشور ، توزيع يكسان آب در مناطق مختلف و همچنين جلوگيري از هدررفت آب ورودي به استان صورت مي گيرد ، تا چندي پيش از سوي برخي از مسوولان استاني و نيز وزير نيرو تكذيب مي شد كه نمونه اش سفر مرداد ماه وزير به خوزستان بود كه علاوه بر وعد هايي كه به مردم خوزستان در خصوص تامين آب شرب سالم داده بودند، طرح انتقال آب از سرشاخه هاي دز و كارون به قم به صراحت از سوي ايشان رد شد. از سوي ديگر ، استاندار خوزستان نيز اين انتقال را از بعد جغرافيايي مرتبط با خوزستان نمي داند. هر چند كه رئيس جمهوري در سفر اخير خود به اهواز و در حاشيه مراسم افتتاح سه طرح بزرگ صنعتي در خوزستان در خصوص اين انتقال آب از سرشاخه ها به قم ، اولويت ها را تامين آب دشت هاي خوزستان برشمردند ، اما همچنان اين پرسش اساسي مطرح است كه آيا اصولاانتقال حوضه به حوضه آب معمول است؟<br />
    دكتر مهدي قميشي ، دانشيار دانشكده مهندسي علوم آب دانشگاه شهيد چمران اهواز در پاسخ به اين پرسش معتقد است كه انتقال حوضه به حوضه آب متداول بوده، اما چارچوبي دارد كه در اين چارچوب ، اولويت استفاده با منطقه حوضه آبريز آن رودخانه است و چنانچه آب يك حوضه اضافه باشد، بايد مردم ساكن در آن حوضه از اين انتقال آگاهي داشته باشند و شرط ، رضايتمندي آنهاست. اما در حوضه رودخانه هاي كارون ، كرخه و دز كه بحث انتقال مطرح شده است ، هيچكدام از اين مسائل لحاظ نشده، يعني نه در حوضه آب اضافي وجود دارد و نه مردم از انتقال اطلاع دارند. ضمن اينكه بررسي هاي زيست محيطي اين انتقال نيز انجام نشده است.<br />
    دكتر قميشي در ادامه ضمن اشاره به رعايت حقوق آب حوضه هاي پايين دست ، مي گويد: در مجامع بين المللي در مورد رودخانه هايي كه از چندين كشور عبور مي كنند معمولاحقوق آبي حوضه آبريز كشور پايين دست لحاظ مي شود مثل دو رود دجله و فرات كه از تركيه و عراق عبور مي كنند و تركيه به هنگام احداث سازه هاي عمراني بر روي اين دو رود بايد حقوق آبي كشور پايين دست يعني عراق را حفظ كند. بنابراين در مقياس كوچك تر از بحث استفاده از حوضه آبريز در منطقه ، دو استان لرستان و چهارمحال و بختياري كه سرچشمه هاي كارون و دز در آنجا قرار دارد به هنگام انتقال بايد رضايت حوضه پايين دست يعني خوزستان را جلب كنند و بنابر اين انتقال از سرشاخه ها از بعد جغرافيايي به خوزستان كاملامرتبط است.وي در خصوص نياز آبي دشت هاي خوزستان نيز مي گويد: 6/3 ميليون هكتار از مساحت خوزستان را دشت ها تشكيل مي دهند و مساحت زمين هاي استان كه مي تواند به صورت كشت آبي مورد استفاده قرار بگيرد نيز 3/2 ميليون هكتار است. بنابراين با توجه به وسعت زمين هاي كشاورزي در خوزستان ،حتي اگر همه آبي را كه از استان هاي مجاور وارد خوزستان مي شود را در نظر بگيريم ، باز هم براي كشت زمين خوزستان كافي نيست. بنابراين با اجراي طرح هاي انتقال آب ، اين آب مورد نياز و ضروري خوزستان است كه جابه جا مي شود نه آب اضافي.نكته مهم و قابل توجه ديگر اين كه وجود اختلاف ارتفاع بيش از 2هزار متر بين محله سرشاخه ها و دشت خوزستان اين قابليت را ايجاد كرده كه با استفاده از اين اختلاف ارتفاع، هزاران مگا وات به توان توليد برق كشور اضافه مي شود و انتقال آب از سرشاخه ها قابليت توليد اين انرژي پاك را به شدت تحت تاثير قرار مي دهد. مخاطرات زيست محيطي، بحث حقابه تالاب ها، كاهش كيفيت آب شرب در شهرهاي اهواز، آبادان و خرمشهر نيز از جمله تبعات اين انتقال است.بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه در حال حاضر به غير از شهرهاي دزفول و انديمشك، بقيه شهرهاي استان به خصوص شهرهاي جنوبي و غربي از آب مطلوب جهت شرب برخوردار نيستند و مردم خوزستان هنوز براي تامين آب كشاورزي و شرب خود مشكل دارند و اكثر خوزستاني ها براي استفاده از آب شرب شهري مجبور به استفاده از تصفيه كن هستند، بنابراين چرا بايد آب از سرشاخه ها به شهرهايي منتقل شود كه معلوم نيست وضعيتش بدتر از ما باشد؟اين درحالي است كه مديرعامل سازمان آب و برق خوزستان نيز در جلسه ماه گذشته ستاد خشكسالي از محدوديت هاي شديد تامين آب كشاورزي اراضي استان خبر داد و اعلام كرد، اين سازمان به عنوان متولي عرضه آب كشاورزي، به هيچ عنوان جوابگوي نياز كشاورزان نيست. همچنين آمارها نشان مي دهد كه از ارديبهشت امسال تاكنون ميزان مصرف نسبت به ورودي آب به خوزستان منفي است و لذا بايد با يك سياست گذاري دقيق، ميزان مصارف آب كشاورزي، شرب و صنعت طي پاييز و زمستان امسال مشخص شود.دكتر قميشي معتقد به اين نكته است كه بايد پذيرفت كه كشور ما جزو كشورهاي كم آب جهان محسوب مي شود و با جابه جايي محل مصرف آب كمبود آب كشور نه تنها حل نمي شود، بلكه سبب ايجاد مشكلات اجتماعي و احساس تبعيض در بين استان هاي مختلف كشور خواهد شد. يك نكته قابل توجه در بحث كم آبي و خشكي رود كارون اين است كه در زمان فعلي كه بحث خشكسالي و كمبود منابع آبي و انتقال از سرشاخه ها مطرح است، فرصت بسيار مناسبي است براي لايروبي اين رودخانه كه اتفاقا هزينه كمتري را نيز به همراه خواهد داشت؛ اما پرسش اساسي ديگر اين است: لايروب ها كجا هستند؟</span><br />
<br />
<span style="font-style: italic;">نويسنده: سميه اسدی</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[معرفی مختصر تعدادی چشمه و رودخانه در ایران]]></title>
			<link>http://mahab.ir/thread-702.html</link>
			<pubDate>Sat, 13 Dec 2008 00:30:17 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mahab.ir/thread-702.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">چشمه ميشی</span><br />
<br />
<br />
اين چشمه در 5 كيلومتري شمال شرقي سي سخت قرار دارد و از موقعيت مناسبي براي ايجاد تفرجگاه برخورد ار است. آب اين چشمه كه از كوه دنا سرچشمه مي گيرد، نماي طبيعي زيبايي را به وجود آورده ، آب و سرسبزي درختان پيرامون اين چشمه فضاي مناسبي براي گذران اوقات فراغت فراهم آورده است .<br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">     رودخانه آب شور</span><br />
    <br />
    طول اين رودخانه 45 كيلومتر و ارتفاع سرچشمه آن از سطح دريا 2050 متر است. اين رودخانه از دامنه كوه هاي دل مهتر و تنگ يا سيلوم در40 كيلومتري شمال شرقي دهدشت سرچشمهمي گيرد و از طريق دره لاش به سوي شمال غربي روان مي شود. پس ازطي حدود 15 كيلومتر، كوه سيلوم را دور زده و از طريق دره جنوبي كوه" باسوري" و دره شمالي كوه پنبه به سوي روستاي " كان مسي" روان مي گردد. در اين روستا اين رودخانه با يك ريزابه كوچك شمالي مخلوط مي شود و به نام رودخانه سوررو به جنوب سرازير مي شود و ضمن عبور از منطقه لاش روستاي "دلي يك " را سيراب مي سازد و از دره شرقي كوه سيل سيلك به سوي جنوب شرقي روان مي شود و بالاخره در غرب روستاي اندرون به رودخانه مارون مي پيوندد.<br />
    <br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">    رودخانه قلات</span><br />
    <br />
    طول اين رودخانه 45 كيلومتر و ارتفاع سر چشمه آن از سطح دريا 1950 متر است. اين رودخانه از دامنه كوههاي سفيد كوه و تنبلان در57 كيلومتري جنوب شرقي رامهرمز سرچشمه مي گيرد و از طريق تنگ سندان به سوي جنوب غربي سرازير مي شود و در 2 كيلومتري جنوب شرقي روستاي قلعه مامبي تغيير مسير مي دهد و به سوي جنوب شرقي جاري مي شود و ضمن عبور از كنار روستاهاي شاه ولي، چهگاه و پاي تاوه با ريزابه هاي متعددي كه از شمال و غرب سرچشمه گرفته اند ، مخلوطمي گردد سپس در روستاي جان خاني در 32 كيلومتري شمال غربي دهدشت به رود مارون مي پيوندد.<br />
    <br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">     رود بشار</span><br />
    <br />
    اين رودخانه از جنوب شرقي بويراحمد عليا(از كوههاي اردكان و ممسني در استان فارس) سرچشمه مي گيرد و به سوي شمال شرقي بويراحمد سفلي پيش مي رود. سرچشمه هاي اصلي اين رود ، نهرهاي گنجگون تيزآب و تنگ سرخ است. اين رودخانه كه بيشتر در شرق و شمال شرقي استان جريان دارد. در مسير خود از شهر يا سوج عبور مي كند و به سمت "دورا هان "پيش مي رود. پس از عبور از شمال شرقي منطقه و پس از ورود به رودخانه خرسان، در پوزه شمالي دنا از مناطق شمال بوير احمد سفلي و طيبي گذشته، با نام بارز به رودكارون مي پيوندد وبه سوي خليج فارس سرازير مي شود.<br />
    <br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">    رودخانه تغار</span><br />
    <br />
    طول اين رودخانه 40 كيلومتر وار تفاع آن از سطح دريا 2000 متر است. اين رودخانه از دامنه شمالي كوه چست خوار در37 كيلومتري شرق دهدشت سرچشمه مي گيرد وبه نام آب " اسبكي " روبه شمال غربي جريان مي يابد و پس از مخلوط شدن با دو ريزابه جنوب شرقي ازكنار روستاهاي " عزيزي بالا" ، " خليفه " و " دلياسير " مي گذرد و با ورود به دره جنوبي كوه سياه به رود تغار تغيير نام مي دهد و پس از عبور از جنوب روستاي "دلي پير محمود " از شرق " القچين بالا" گذشته و به سوي روستاهاي شيراز و اسكندري روان مي گردد. در روستاي شيراز با يك ريزابه بزرگ شرقي درهم مي آميزد و در 5 2 / كيلومتري شمال غربي روستاي گرداب با يك ريزابه بزرگ كه از شرق دهدشت عبور مي كند، مخلوط شده و در يك كيلومتري جنوب روستاي مزبور به رودخانه خير آباد مي پيوندد.<br />
    <br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">     رودخانه گردآوه</span><br />
    <br />
    طول رودخانه گرد آوه 30 كيلومتر و ارتفاع سرچشمه آن از سطح دريا 2500 متر است. اين رودخانه از چشمه سارهاي دامنه شمالي كوه هاي سفيد و مورندون در 48كيلومتري شمال غربي ياسوج سرچشمه مي گيرد و به نام رود چنار به سوي جنوب شرقي روان مي شود و در سر راه ، روستا هاي سرچنار، ميان چنار و دم چنار بالاوپايين را سيراب مي كند. اين رودخانه در دامنه جنوبي كوه دو گوش با يك ريزابه كوچك جنوبي مخلوط مي شود و به نام رود گرد آوه در روستاي " دروهان " به رود معروف بشار مي ريزد.<br />
    <br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">    رودخانه دره آجم</span><br />
    <br />
    طول رودخانه دره آجم50كيلومتر و ارتفاع سرچشمه آن از سطح دريا 2300 متر است. اين رودخانه از دامنه كوه هاي جاشيركش و دل مهتر در 120 كيلومتري شمال غربي ياسوج سرچشمه مي گيرد و ضمن عبور از دره مابين كوه هاي پشه دون ، جاشيركش و دور زد، روستاهاي " سرآسياب ميدان " و " رو ريش " را سير اب مي كند و در 30 كيلومتري جنوب غربي لردگان به رود خر سان مي ريزد.<br />
    <br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">    رودخانه خرسان</span><br />
    <br />
    رودخانه خرسان بزرگ ترين ريزابه رود كارون است و از كوه هاي "تنگ سرخ " و"كنه دوده سه " در 43 كيلومتري جنوب شرقي ياسوج و 15 كيلومتري شمال غربياردكان فارس ، سرچشمه مي گيرد و به نام رودخانه بشار به سوي شمال غربي جريان مي يابد. اين رودخانه ضمن عبور از دره غربي كوه تنگ سرخ ، روستاهاي برد زرد تنگ مشكان و تنگ خشك را سير اب مي سا زد. در يك كيلومتري غرب روستاي تنگ سرخ با رود تنگ سرخ يا محمود بيگي درهم مي آميزد و به دره ميان كوه هاي توپ عبدالله (در شرق) وپازنان (در غرب ) وارد مي شود. در مدخل دره مزبور روستاي ده تولي را سيراب مي كند و پس از آميختن با يك ريزابه شرقي با آب دره دلي صفدر، سپس با رود وزگ مخلوط شده و از طريق دره شرقي كوه " خر كلون " به سوي روستاي " كلگه " جاري مي شود. پس از عبور از روستاي سر تنگ در 3 كيلومتري روستاي ده شيخ با آب دره " آبزا " در هم مي آميزد و بعد از عبور از روستا هاي ده كهنه و سر سور به روستاي " دوراه " مي رسد، در شرق اين روستا با رودخانه گرداب كه از تنگ آبدوهي مي گذرد، مخلوط مي شود و به نام رودخانه گرم وگاه به نام رود خرسان به ناحيه لردگان در چهار محال و بختياري وارد مي شود. طول رودخانه خرسان 230 كيلومتر و ارتفا ع سرچشمه آن از سطح دريا 2900 متر است. سراسر اين رودخانه يكي از مناسب ترين مسيرها براي انجام ورزش هاي آبي است.<br />
    <br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">     رودخانه خيرآباد</span><br />
    <br />
    طول اين رودخانه 100 كيلومتر و ارتفاع سرچشمه آن از سطح دريا 2000 متر است . اين رودخانه از دامنه كوههاي " هامي " و" آبگرم كوه " در 25 كيلومتري شمال شرقي دوگنبدان سرچشمه مي گيرد و به نام رودخانه روباشتي به سوي شمال غربي روان مي شود. در28 كيلومتري شمال شرقي دوگنبدان با ريزابه بزرگي كه از شمال غربي روان مي شود مخلوط شده و به نام رودخانه شاه بهرام در يك كيلومتري جنوب روستاي گرداب با رودخانه تغار درهم مي آميزد و در سمت جنوب غربي به نام رودخانه خيرآباد با رودهاي آب ديل و بي منجگان مخلوط شده و رو به جنوب سرازير مي شود. اين رودخانه در 27 كيلومتري جنوب شرقي بهبهان با رودخانه شمس عرب نيز درهم مي آميزد و در شمال غربي روستاي حيدركرار به رود زهره مي پيوندد .<br />
    <br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">     رودخانه ياسوج</span><br />
    <br />
     اين رودخانه از ارتفاعات دنا سرچشمه مي گيرد و از تنكه آبشار (واقع در شمال ياسوج) وارد ياسوج مي شود. مقداري از آب اين رودخانه به مصرف شرب اين شهر مي رسد و بقيه آن، ضمن آبياري اراضي پيرامون ياسوج به رودخانه بشار مي پيوندد.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: small;"><span style="font-weight: bold;">چشمه ميشی</span><br />
<br />
<br />
اين چشمه در 5 كيلومتري شمال شرقي سي سخت قرار دارد و از موقعيت مناسبي براي ايجاد تفرجگاه برخورد ار است. آب اين چشمه كه از كوه دنا سرچشمه مي گيرد، نماي طبيعي زيبايي را به وجود آورده ، آب و سرسبزي درختان پيرامون اين چشمه فضاي مناسبي براي گذران اوقات فراغت فراهم آورده است .<br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">     رودخانه آب شور</span><br />
    <br />
    طول اين رودخانه 45 كيلومتر و ارتفاع سرچشمه آن از سطح دريا 2050 متر است. اين رودخانه از دامنه كوه هاي دل مهتر و تنگ يا سيلوم در40 كيلومتري شمال شرقي دهدشت سرچشمهمي گيرد و از طريق دره لاش به سوي شمال غربي روان مي شود. پس ازطي حدود 15 كيلومتر، كوه سيلوم را دور زده و از طريق دره جنوبي كوه" باسوري" و دره شمالي كوه پنبه به سوي روستاي " كان مسي" روان مي گردد. در اين روستا اين رودخانه با يك ريزابه كوچك شمالي مخلوط مي شود و به نام رودخانه سوررو به جنوب سرازير مي شود و ضمن عبور از منطقه لاش روستاي "دلي يك " را سيراب مي سازد و از دره شرقي كوه سيل سيلك به سوي جنوب شرقي روان مي شود و بالاخره در غرب روستاي اندرون به رودخانه مارون مي پيوندد.<br />
    <br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">    رودخانه قلات</span><br />
    <br />
    طول اين رودخانه 45 كيلومتر و ارتفاع سر چشمه آن از سطح دريا 1950 متر است. اين رودخانه از دامنه كوههاي سفيد كوه و تنبلان در57 كيلومتري جنوب شرقي رامهرمز سرچشمه مي گيرد و از طريق تنگ سندان به سوي جنوب غربي سرازير مي شود و در 2 كيلومتري جنوب شرقي روستاي قلعه مامبي تغيير مسير مي دهد و به سوي جنوب شرقي جاري مي شود و ضمن عبور از كنار روستاهاي شاه ولي، چهگاه و پاي تاوه با ريزابه هاي متعددي كه از شمال و غرب سرچشمه گرفته اند ، مخلوطمي گردد سپس در روستاي جان خاني در 32 كيلومتري شمال غربي دهدشت به رود مارون مي پيوندد.<br />
    <br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">     رود بشار</span><br />
    <br />
    اين رودخانه از جنوب شرقي بويراحمد عليا(از كوههاي اردكان و ممسني در استان فارس) سرچشمه مي گيرد و به سوي شمال شرقي بويراحمد سفلي پيش مي رود. سرچشمه هاي اصلي اين رود ، نهرهاي گنجگون تيزآب و تنگ سرخ است. اين رودخانه كه بيشتر در شرق و شمال شرقي استان جريان دارد. در مسير خود از شهر يا سوج عبور مي كند و به سمت "دورا هان "پيش مي رود. پس از عبور از شمال شرقي منطقه و پس از ورود به رودخانه خرسان، در پوزه شمالي دنا از مناطق شمال بوير احمد سفلي و طيبي گذشته، با نام بارز به رودكارون مي پيوندد وبه سوي خليج فارس سرازير مي شود.<br />
    <br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">    رودخانه تغار</span><br />
    <br />
    طول اين رودخانه 40 كيلومتر وار تفاع آن از سطح دريا 2000 متر است. اين رودخانه از دامنه شمالي كوه چست خوار در37 كيلومتري شرق دهدشت سرچشمه مي گيرد وبه نام آب " اسبكي " روبه شمال غربي جريان مي يابد و پس از مخلوط شدن با دو ريزابه جنوب شرقي ازكنار روستاهاي " عزيزي بالا" ، " خليفه " و " دلياسير " مي گذرد و با ورود به دره جنوبي كوه سياه به رود تغار تغيير نام مي دهد و پس از عبور از جنوب روستاي "دلي پير محمود " از شرق " القچين بالا" گذشته و به سوي روستاهاي شيراز و اسكندري روان مي گردد. در روستاي شيراز با يك ريزابه بزرگ شرقي درهم مي آميزد و در 5 2 / كيلومتري شمال غربي روستاي گرداب با يك ريزابه بزرگ كه از شرق دهدشت عبور مي كند، مخلوط شده و در يك كيلومتري جنوب روستاي مزبور به رودخانه خير آباد مي پيوندد.<br />
    <br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">     رودخانه گردآوه</span><br />
    <br />
    طول رودخانه گرد آوه 30 كيلومتر و ارتفاع سرچشمه آن از سطح دريا 2500 متر است. اين رودخانه از چشمه سارهاي دامنه شمالي كوه هاي سفيد و مورندون در 48كيلومتري شمال غربي ياسوج سرچشمه مي گيرد و به نام رود چنار به سوي جنوب شرقي روان مي شود و در سر راه ، روستا هاي سرچنار، ميان چنار و دم چنار بالاوپايين را سيراب مي كند. اين رودخانه در دامنه جنوبي كوه دو گوش با يك ريزابه كوچك جنوبي مخلوط مي شود و به نام رود گرد آوه در روستاي " دروهان " به رود معروف بشار مي ريزد.<br />
    <br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">    رودخانه دره آجم</span><br />
    <br />
    طول رودخانه دره آجم50كيلومتر و ارتفاع سرچشمه آن از سطح دريا 2300 متر است. اين رودخانه از دامنه كوه هاي جاشيركش و دل مهتر در 120 كيلومتري شمال غربي ياسوج سرچشمه مي گيرد و ضمن عبور از دره مابين كوه هاي پشه دون ، جاشيركش و دور زد، روستاهاي " سرآسياب ميدان " و " رو ريش " را سير اب مي كند و در 30 كيلومتري جنوب غربي لردگان به رود خر سان مي ريزد.<br />
    <br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">    رودخانه خرسان</span><br />
    <br />
    رودخانه خرسان بزرگ ترين ريزابه رود كارون است و از كوه هاي "تنگ سرخ " و"كنه دوده سه " در 43 كيلومتري جنوب شرقي ياسوج و 15 كيلومتري شمال غربياردكان فارس ، سرچشمه مي گيرد و به نام رودخانه بشار به سوي شمال غربي جريان مي يابد. اين رودخانه ضمن عبور از دره غربي كوه تنگ سرخ ، روستاهاي برد زرد تنگ مشكان و تنگ خشك را سير اب مي سا زد. در يك كيلومتري غرب روستاي تنگ سرخ با رود تنگ سرخ يا محمود بيگي درهم مي آميزد و به دره ميان كوه هاي توپ عبدالله (در شرق) وپازنان (در غرب ) وارد مي شود. در مدخل دره مزبور روستاي ده تولي را سيراب مي كند و پس از آميختن با يك ريزابه شرقي با آب دره دلي صفدر، سپس با رود وزگ مخلوط شده و از طريق دره شرقي كوه " خر كلون " به سوي روستاي " كلگه " جاري مي شود. پس از عبور از روستاي سر تنگ در 3 كيلومتري روستاي ده شيخ با آب دره " آبزا " در هم مي آميزد و بعد از عبور از روستا هاي ده كهنه و سر سور به روستاي " دوراه " مي رسد، در شرق اين روستا با رودخانه گرداب كه از تنگ آبدوهي مي گذرد، مخلوط مي شود و به نام رودخانه گرم وگاه به نام رود خرسان به ناحيه لردگان در چهار محال و بختياري وارد مي شود. طول رودخانه خرسان 230 كيلومتر و ارتفا ع سرچشمه آن از سطح دريا 2900 متر است. سراسر اين رودخانه يكي از مناسب ترين مسيرها براي انجام ورزش هاي آبي است.<br />
    <br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">     رودخانه خيرآباد</span><br />
    <br />
    طول اين رودخانه 100 كيلومتر و ارتفاع سرچشمه آن از سطح دريا 2000 متر است . اين رودخانه از دامنه كوههاي " هامي " و" آبگرم كوه " در 25 كيلومتري شمال شرقي دوگنبدان سرچشمه مي گيرد و به نام رودخانه روباشتي به سوي شمال غربي روان مي شود. در28 كيلومتري شمال شرقي دوگنبدان با ريزابه بزرگي كه از شمال غربي روان مي شود مخلوط شده و به نام رودخانه شاه بهرام در يك كيلومتري جنوب روستاي گرداب با رودخانه تغار درهم مي آميزد و در سمت جنوب غربي به نام رودخانه خيرآباد با رودهاي آب ديل و بي منجگان مخلوط شده و رو به جنوب سرازير مي شود. اين رودخانه در 27 كيلومتري جنوب شرقي بهبهان با رودخانه شمس عرب نيز درهم مي آميزد و در شمال غربي روستاي حيدركرار به رود زهره مي پيوندد .<br />
    <br />
    <br />
<span style="font-weight: bold;">     رودخانه ياسوج</span><br />
    <br />
     اين رودخانه از ارتفاعات دنا سرچشمه مي گيرد و از تنكه آبشار (واقع در شمال ياسوج) وارد ياسوج مي شود. مقداري از آب اين رودخانه به مصرف شرب اين شهر مي رسد و بقيه آن، ضمن آبياري اراضي پيرامون ياسوج به رودخانه بشار مي پيوندد.</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ارزيابی منابع آب : چالشها و تدابير]]></title>
			<link>http://mahab.ir/thread-701.html</link>
			<pubDate>Tue, 09 Dec 2008 16:57:26 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mahab.ir/thread-701.html</guid>
			<description><![CDATA[<a href="http://ewrc.sharif.edu/pdf_folder/ewrc-07.pdf" target="_blank">ارزيابی منابع آب : چالشها و تدابير </a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<a href="http://ewrc.sharif.edu/pdf_folder/ewrc-07.pdf" target="_blank">ارزيابی منابع آب : چالشها و تدابير </a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[كنترل سطح آب زيرزميني به وسيله تغيير الگوي كشت در دشت همدان - بهار]]></title>
			<link>http://mahab.ir/thread-693.html</link>
			<pubDate>Mon, 08 Dec 2008 13:47:59 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mahab.ir/thread-693.html</guid>
			<description><![CDATA[خلاصه مقاله:<br />
<br />
<br />
با توجه به افت سطح آب زيرزميني در سال هاي اخير در دشت همدان – بهار كه تأمين كننده حدود ۷۰ درصد (آمار موجود در امور آب استان همدان ) از آب شرب شهر همدان مي باشد، بررسي در تغيير الگوي كشت منطقه ضروري به نظرمي رسد و لذا آب شرب همدان مي تواند همچنان از اين منطقه تأمين گردد . اگر برداشت از آب هاي زيرزميني اين دشت همچنان با اين روند ادامه يابد و سطح آب زيرزميني همچنان سير نزولي داشته باشد ديري نخواهد پاييد كه كشاورزي منطقه نابود خواهد شد . لذا براي ايجاد توسعه پايدار كشاورزي و جلوگيري از نابودي كشاورزي اين منطقه تغيير الگوي كشت از محصولات با نياز آبي بالا مانند سيب زميني و يونجه به محصولات با نياز آبي كمتر مانند كلزا كه هم از لحاظ درآمدرايي مشابه محصولات قبلي بوده و هم ميزان آب كمتري مصرف كند ضروري است، به طوري كه با كشت كلزا به جاي سيب زميني و يونجه در هر هكتار حدود ۳۷۶۵ مترمكعب در مصرف آب صرفه جويي مي شود و با توجه به سطح زيركشت زيادي كه به اين محصولات اختصاص يافته مي توان تا حد زيادي جبران كسري هاي آب زيرزميني منطقه را كرده و همچنان آب شرب مورد نياز همدان را از اين منطقه تأمين كرد.<br />
<br />
<br />
كلمات كليدي: <br />
پايداري، آب زيرزميني، نياز آبي]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[خلاصه مقاله:<br />
<br />
<br />
با توجه به افت سطح آب زيرزميني در سال هاي اخير در دشت همدان – بهار كه تأمين كننده حدود ۷۰ درصد (آمار موجود در امور آب استان همدان ) از آب شرب شهر همدان مي باشد، بررسي در تغيير الگوي كشت منطقه ضروري به نظرمي رسد و لذا آب شرب همدان مي تواند همچنان از اين منطقه تأمين گردد . اگر برداشت از آب هاي زيرزميني اين دشت همچنان با اين روند ادامه يابد و سطح آب زيرزميني همچنان سير نزولي داشته باشد ديري نخواهد پاييد كه كشاورزي منطقه نابود خواهد شد . لذا براي ايجاد توسعه پايدار كشاورزي و جلوگيري از نابودي كشاورزي اين منطقه تغيير الگوي كشت از محصولات با نياز آبي بالا مانند سيب زميني و يونجه به محصولات با نياز آبي كمتر مانند كلزا كه هم از لحاظ درآمدرايي مشابه محصولات قبلي بوده و هم ميزان آب كمتري مصرف كند ضروري است، به طوري كه با كشت كلزا به جاي سيب زميني و يونجه در هر هكتار حدود ۳۷۶۵ مترمكعب در مصرف آب صرفه جويي مي شود و با توجه به سطح زيركشت زيادي كه به اين محصولات اختصاص يافته مي توان تا حد زيادي جبران كسري هاي آب زيرزميني منطقه را كرده و همچنان آب شرب مورد نياز همدان را از اين منطقه تأمين كرد.<br />
<br />
<br />
كلمات كليدي: <br />
پايداري، آب زيرزميني، نياز آبي]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بهای يك رودخانه كوچك پاكيزه چقدر است]]></title>
			<link>http://mahab.ir/thread-689.html</link>
			<pubDate>Sun, 07 Dec 2008 16:08:10 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mahab.ir/thread-689.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">بهای يك رودخانه كوچك پاكيزه چقدر است<br />
نقش مالكيت فردي و عمومي در وضعيت محيط زيست</span><br />
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.magiran.com/ppic/3291/1814/10-1.jpg" border="0" alt="[تصوير: 10-1.jpg&#93;" /></div>
<span style="font-size: small;"><br />
    از ديدگاه اقتصادي مي توان محيط زيست را جزء منابعي دانست كه مي توان آن را به كالاهاي گوناگون تبديل كرد. مي توان از يك درياچه به عنوان مكاني براي دفع مواد زائد استفاده كرد يا آن را به محلي براي پرورش ماهي اختصاص داد، ولي نمي توان آن را براي هر دو منظور در نظر گرفت. به عبارت ديگر انتخاب ها با يكديگر مانعه الجمع اند. از يك منطقه جنگلي مي توان براي توليد چوب استفاده كرد، ولي در همان حال استخراج معادن روباز در آن امكان پذير نيست. ابزارهاي اقتصادي بسياري براي شناخت و تخصيص منابعي چون سرمايه، نيروي انساني و زمين براي استفاده هاي مانعه الجمع وجود دارد. با استفاده از همين ابزار مي توان منابع طبيعي را در يك اقتصاد متكي بر بازار آزاد براي منظورهاي مشخص اختصاص داد. بنابراين لازم است قبل از آن نشان داد كه اقتصاد بازار آزاد تاكنون با محيط زيست به عنوان يك كالاچه برخوردي داشته است.<br />
    واژه «بازار» آن گونه كه اقتصاددانان به كار مي برند، دو مفهوم مجزا دارد. بازار از يك سو ابزاري عملي متشكل از مجموعه هايي نهادين و فرهنگي است كه وظيفه آن توزيع منابع از راه قيمت گذاري آنها است. همين واژه به مثابه يك پندارگرايي انديشمندانه (يا الگويي) از آنچه گفته شد، كاربرد دارد. تجربه به ما مي آموزد كه بازار در شرايط معيني مي تواند به شيوه يي كارآمد، مشكل تخصيص منابع را حل كند. يك بازار ايده آل و كارآمد اين مشكل را از راه ايجاد اطلاعات و علائمي مناسب و انتقال آنها به تصميم گيرندگان اقتصادي به انجام مي رساند. اين علائم همانا قيمت كالاها و منابع است. اين قيمت ها تا حد زيادي سياست تخصيص منابع را مشخص ساخته و كمك مي كند تا كالاها و خدمات موجود در ميان مصارف گوناگون توزيع شود. چنانچه براي برخي از منابع بازاري وجود نداشته باشد يا بازار موجود كارآمد نباشد، قيمت به دست آمده نمي تواند نشانه هاي صحيح را ايجاد كند. بنابراين هرگونه تصميم گيري بر پايه اين قيمت ها به بهره برداري مطلوب منجر نخواهد شد. در چنين شرايطي گفته مي شود بازار از كار افتاده است، چرا كه نتوانسته است منابع را در جهت بهترين شكل استفاده از آنها هدايت كند.<br />
    وقتي پاي محيط زيست در ميان است، اختلال در كار بازار در مقياس گسترده يي به وقوع مي پيوندد. از آنجا كه خدمات محيط زيستي نيز مستقل از بازار عمل مي كند، «بازار» قادر نيست قيمتي مناسب براي آنها تعيين كند. از اين رو بار ديگر نمي توان آنها را به منظور مناسب ترين استفاده ممكن اختصاص داد. در اينجا به عنوان اولين تعميم كلي مي توان گفت تخريب محيط زيست، ناشي از اختلال در بازار است. هر نظام اقتصادي چارچوبي براي انتخاب سياست هاي متفاوت توليدي فراهم مي سازد. ضرورت ايجاد اين چارچوب از اين واقعيت اساسي ناشي شده است كه منابع موجود براي فعاليت هاي اقتصادي پايان ناپذير نيست. در يك نظام اقتصادي مبتني بر بازار آزاد، تشخيص منابع و انتخاب فعاليت اقتصادي براساس دو<br />
    پيش فرض بنيادين عمل مي كند. اول آنكه خواست افراد جامعه، چگونگي استفاده از منابع، توزيع و مبادله آنها را معين مي سازد. ديگر آنكه افراد، خود بهترين قضاوت كنندگان خواست و سليقه خود هستند و طبق آن عمل مي كنند. هميشه شرايط براي پياده كردن اين منطق اقتصادي متكي بر بازار آزاد فراهم نيست و بعضاً در مقابله با مشكلات زيست محيطي، سريع تر از شرايط معمولي كاركرد خود را از دست مي دهد.<br />
    علاوه بر اين دو، عامل اصلي ديگر با مشكلات زيست محيطي ارتباط دارد. معمولاً نظام قانونگذاري همه جانبه يي كه بتواند تملك افراد بر محصولات محيط زيستي را به خوبي تعريف كند، وجود ندارد. از آنجا كه تملك افراد بر برخي از محصولات محيط زيستي هويت مشخص قانوني ندارد، تعيين قيمت آنها از طريق بازار ممكن نيست: در نتيجه صاحبان اقتصاد خصوصي نمي توانند نشانه هاي كافي براي تشخيص منابع موجود را دريابند. بنابراين انگيزه هاي اقتصادي متناسب براي استفاده از بالاترين قيمت ايجاد نمي شود. علاوه بر اين خدمات لازم براي كالاهاي عمومي محيط زيستي نيازمند دخالت عموم يا دولت است. به طور خلاصه بخش خصوصي در برخورد با اين منابع معمولاً دچار تخمين نادرست و در نتيجه تخصيص نامتناسب منابع مالي براي كالاهاي محيط زيستي مي شود. براي آنكه يك نظام اقتصادي بتواند به اهداف تعيين شده خود دست يابد لازم است تملك افراد بر كالاها و منابع به خوبي مشخص شود و راه هاي عملي براي اجراي قوانين جاري وجود داشته باشد. گفته شده است بخش بزرگي از مجموعه قوانين مدني در كشورهاي توسعه يافته صنعتي، درباره حقوق مالكيت است. در بسياري از كشورهاي در حال توسعه مجموعه قوانين مدني مربوط به حقوق افراد و همچنين دولت بر منابع طبيعي آنچنان قدرتمند نيست كه كليه افراد مجبور به اجراي آن شوند يا اينكه راه هاي اجراي قوانين قابل پيش بيني و ساده باشد.<br />
    يكي ديگر از دلايلي كه ضعف بازار را در تعيين ارزش واقعي كالاهاي محيط زيستي نشان مي دهد، طبيعت عمومي بودن اين كالاها است. وقتي يك كالاي عمومي به فردي فروخته مي شود، افراد ديگري نيز مي توانند از آن استفاده ببرند، اما از آنجا كه قيمت يك كالاي عمومي پرداختني نيست، نمي توان ساير استفاده كننده ها را از صاحب اصلي مجزا كرد. بنابراين صاحبان اين كالاها نمي توانند از مصرف كنندگان كالاچيزي دريافت كنند. نمونه هايي چون چراغ دريايي، راديو و تلويزيون و امنيت ملي از جمله معروف ترين كالاهاي عمومي اند.<br />
    بسياري از كالاهاي محيط زيستي داراي عناصر قدرتمندي از يك كالاي عمومي هستند. براي نمونه هواي پاكيزه در شهرهاي صنعتي بزرگ يك كالاي عمومي تمام عيار است. اگر فرض كنيم آلودگي هوا در يك شهر بزرگ تنها به وسيله يك كارخانه ايجاد شده باشد و اگر همه حقوق اتمسفر در مقابل پاكيزه كردن هوا به صاحب كارخانه تفويض شود، در آن صورت صاحب كارخانه مي تواند از طريق كاهش آلودگي كارخانه خود، به فروش هواي پاكيزه اقدام كند. ولي اگر اين كار براي يك مصرف كننده صورت پذيرد، ساير مصرف كنندگان نيز مي توانند بدون آنكه پولي بابت آن پرداخته باشند، از آن استفاده ببرند. از آنجا كه كارخانه دار نخواهد توانست توجه كسان زيادي را براي فروش كالاي خود جلب كند، انگيزه اقتصادي ناچيزي براي كاهش آلودگي در او به وجود خواهد آمد.<br />
    پروفسور گارت هاردين، جوهر مسائل مربوط به محيط زيست را «تراژدي عامه» لقب داده است. هاردين مرتع مفروضي را در نظر مي گيرد كه در آن همه گله داران سعي دارند تا زماني كه آخرين تكه برگ علفي روي زمين باقي مانده است، به نگهداري حداكثر دام ادامه دهند. هيچ كدام از گله داران انگيزه يي براي كاهش تعداد دام و جلوگيري از چراي مفرط دام ندارند، چرا كه حاصل يك اقدام مفيد نصيب كسي نمي شود كه آن را انجام مي دهد. تراژدي ماجرا در اين واقعيت نهفته است كه همه گله داران، درون نظامي درگير شده اند كه نفع تك تك آنها در جهت تضمين زياني همه جانبه و فاجعه آميز است كه بالاخره دامن گير همه آنها مي شود. محيط زيست و منابع طبيعي «عامه»هاي امروزي هستند. اينها كالاهايي هستند كه عامه مردم به آنها دسترسي آزاد دارند يا اينكه مالكيت ايجادشده فاقد آنچنان اعتباري است كه بتواند به مدد عرف اجتماعي يا هر وسيله ديگري استفاده مداوم از آن را ناممكن سازد. بنابراين وقوع يك تراژدي تاسف بار در همه آنها امكان پذير است. هم اكنون فاجعه تخريب و نابودي بسياري از سيستم هاي حياتي پيچيده، خاك، رويش هاي گياهي و رودخانه ها به اتمام رسيده يا در حال كامل شدن است. آنچه در مقابل به دست آمده، محصول كشاورزي ناچيز و معمولاً پر نوساني است كه به مدد پشتوانه دولتي و از طريق سوبسيد انرژي، سم، كود و... صورت مي پذيرد. ارزيابي مقايسه يي بين واحدهاي توليد كشاورزي نيمه صنعتي و ديم با آنچه كه شايد بتوان آن را استفاده طبيعي از زمين ناميد، اهميت اقتصادي فراواني دارد. برخي از محصولات محيط زيستي كه مورد استفاده عامه قرار مي گيرد، نمي تواند وارد بازار مبادله شود و بنابراين بدون ارزش است و نهايتاً مورد سوءاستفاده واقع شده و احتمالاً از بين خواهد رفت. به رغم اين واقعيت كه سوءاستفاده از منابع طبيعي باعث نابودي ارزش هاي اقتصادي فراواني مي شود، اين فرآيند اتفاق مي افتد. براي نمونه از بين رفتن انبوه ماهي هاي رودخانه هاي كوچك طي سپتامبر و اكتبر هر سال به خاطر صدمات تنفسي ناشي از سرريز فاضلاب كارخانه ها، ارزش اقتصادي قابل توجهي است كه به هيچ وجه در محاسبات مديران كارخانه وارد نمي شود، گو اينكه ممكن است ارزش ماهي هاي از بين رفته يا صدمه ديده، نسبت قابل توجهي از ارزش كالاهاي توليدشده توسط كارخانه ها را تشكيل دهد. از آنجا كه مالكيت فردي يا عمومي بر رودخانه ضعيف است و استفاده از آن عملاً براي همگان آزاد است، هيچ موسسه يي مايل نخواهد بود حفاظت و مديريت استفاده از آن را به عهده گيرد، لذا با گذشت زمان اين كالاي عمومي باارزش از بين مي رود و مي توان انتظار داشت تحت چنين شرايطي يك رودخانه كوچك كليه كاركردهاي اكولوژيك خود را از دست داده و بدل به كانالي براي دفع فاضلاب صنعتي و خانگي شود. اگر اين اتفاق صورت پذيرد (اتفاقي كه در بسياري از نقاط جهان صورت پذيرفته است) گفته مي شود بازار دفع مواد زائد صنعتي از كار باز ايستاده و هر كسي قادر است بدون پرداخت پشيزي فاضلاب خود را به رودخانه تحويل دهد.<br />
    ارزش يك رودخانه كوچك پاكيزه چقدر است؟ خاك توسعه يافته چه قيمتي دارد؟ براي استنشاق هواي پاك در يك شهر نه چندان بزرگ چه بهايي بايد پرداخت؟ واقعيت اين است كه نظام هاي اقتصادي قادر نيستند ارزش واقعي كالاهاي عمومي فوق الذكر را مشخص سازند. البته ممكن است بتوان براساس هزينه هاي بالادستي كه در اقتصاد كلاسيك براي كاهش يا جبران صدمات وارده بر محيط زيست منظور مي شود، در جست وجوي راه حلي بود: ولي بايد به يادداشت كه اين تخمين ها معمولاً ناچيز و در بهترين شرايط بين يك تا پنج درصد كل هزينه سرمايه گذاري شده است. راه چاره كدام است؟ برخي برآنند كه راه حل مشكل محيط زيست و منابع طبيعي جانشين كردن بازار با يك نهاد دولتي براي مديريت و تصميم گيري است. اين تنها راه حل ممكن نيست، زيرا به همان ترتيبي كه احتمال وجود يك بازار غيركارآمد وجود دارد، يك نهاد دولتي نامناسب هم ممكن است وجود داشته باشد. واقعيت اين است كه شناخت علل اضمحلال منابع طبيعي و تخريب شرايط زندگي شرط اول هر مجموعه اقدامي است كه ممكن است بتوان براي احياي منابع طبيعي صورت داد.</span><br />
<br />
نويسنده: زينب همتی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">بهای يك رودخانه كوچك پاكيزه چقدر است<br />
نقش مالكيت فردي و عمومي در وضعيت محيط زيست</span><br />
<br />
<br />
<div style="text-align: center;"><img src="http://www.magiran.com/ppic/3291/1814/10-1.jpg" border="0" alt="[تصوير: 10-1.jpg]" /></div>
<span style="font-size: small;"><br />
    از ديدگاه اقتصادي مي توان محيط زيست را جزء منابعي دانست كه مي توان آن را به كالاهاي گوناگون تبديل كرد. مي توان از يك درياچه به عنوان مكاني براي دفع مواد زائد استفاده كرد يا آن را به محلي براي پرورش ماهي اختصاص داد، ولي نمي توان آن را براي هر دو منظور در نظر گرفت. به عبارت ديگر انتخاب ها با يكديگر مانعه الجمع اند. از يك منطقه جنگلي مي توان براي توليد چوب استفاده كرد، ولي در همان حال استخراج معادن روباز در آن امكان پذير نيست. ابزارهاي اقتصادي بسياري براي شناخت و تخصيص منابعي چون سرمايه، نيروي انساني و زمين براي استفاده هاي مانعه الجمع وجود دارد. با استفاده از همين ابزار مي توان منابع طبيعي را در يك اقتصاد متكي بر بازار آزاد براي منظورهاي مشخص اختصاص داد. بنابراين لازم است قبل از آن نشان داد كه اقتصاد بازار آزاد تاكنون با محيط زيست به عنوان يك كالاچه برخوردي داشته است.<br />
    واژه «بازار» آن گونه كه اقتصاددانان به كار مي برند، دو مفهوم مجزا دارد. بازار از يك سو ابزاري عملي متشكل از مجموعه هايي نهادين و فرهنگي است كه وظيفه آن توزيع منابع از راه قيمت گذاري آنها است. همين واژه به مثابه يك پندارگرايي انديشمندانه (يا الگويي) از آنچه گفته شد، كاربرد دارد. تجربه به ما مي آموزد كه بازار در شرايط معيني مي تواند به شيوه يي كارآمد، مشكل تخصيص منابع را حل كند. يك بازار ايده آل و كارآمد اين مشكل را از راه ايجاد اطلاعات و علائمي مناسب و انتقال آنها به تصميم گيرندگان اقتصادي به انجام مي رساند. اين علائم همانا قيمت كالاها و منابع است. اين قيمت ها تا حد زيادي سياست تخصيص منابع را مشخص ساخته و كمك مي كند تا كالاها و خدمات موجود در ميان مصارف گوناگون توزيع شود. چنانچه براي برخي از منابع بازاري وجود نداشته باشد يا بازار موجود كارآمد نباشد، قيمت به دست آمده نمي تواند نشانه هاي صحيح را ايجاد كند. بنابراين هرگونه تصميم گيري بر پايه اين قيمت ها به بهره برداري مطلوب منجر نخواهد شد. در چنين شرايطي گفته مي شود بازار از كار افتاده است، چرا كه نتوانسته است منابع را در جهت بهترين شكل استفاده از آنها هدايت كند.<br />
    وقتي پاي محيط زيست در ميان است، اختلال در كار بازار در مقياس گسترده يي به وقوع مي پيوندد. از آنجا كه خدمات محيط زيستي نيز مستقل از بازار عمل مي كند، «بازار» قادر نيست قيمتي مناسب براي آنها تعيين كند. از اين رو بار ديگر نمي توان آنها را به منظور مناسب ترين استفاده ممكن اختصاص داد. در اينجا به عنوان اولين تعميم كلي مي توان گفت تخريب محيط زيست، ناشي از اختلال در بازار است. هر نظام اقتصادي چارچوبي براي انتخاب سياست هاي متفاوت توليدي فراهم مي سازد. ضرورت ايجاد اين چارچوب از اين واقعيت اساسي ناشي شده است كه منابع موجود براي فعاليت هاي اقتصادي پايان ناپذير نيست. در يك نظام اقتصادي مبتني بر بازار آزاد، تشخيص منابع و انتخاب فعاليت اقتصادي براساس دو<br />
    پيش فرض بنيادين عمل مي كند. اول آنكه خواست افراد جامعه، چگونگي استفاده از منابع، توزيع و مبادله آنها را معين مي سازد. ديگر آنكه افراد، خود بهترين قضاوت كنندگان خواست و سليقه خود هستند و طبق آن عمل مي كنند. هميشه شرايط براي پياده كردن اين منطق اقتصادي متكي بر بازار آزاد فراهم نيست و بعضاً در مقابله با مشكلات زيست محيطي، سريع تر از شرايط معمولي كاركرد خود را از دست مي دهد.<br />
    علاوه بر اين دو، عامل اصلي ديگر با مشكلات زيست محيطي ارتباط دارد. معمولاً نظام قانونگذاري همه جانبه يي كه بتواند تملك افراد بر محصولات محيط زيستي را به خوبي تعريف كند، وجود ندارد. از آنجا كه تملك افراد بر برخي از محصولات محيط زيستي هويت مشخص قانوني ندارد، تعيين قيمت آنها از طريق بازار ممكن نيست: در نتيجه صاحبان اقتصاد خصوصي نمي توانند نشانه هاي كافي براي تشخيص منابع موجود را دريابند. بنابراين انگيزه هاي اقتصادي متناسب براي استفاده از بالاترين قيمت ايجاد نمي شود. علاوه بر اين خدمات لازم براي كالاهاي عمومي محيط زيستي نيازمند دخالت عموم يا دولت است. به طور خلاصه بخش خصوصي در برخورد با اين منابع معمولاً دچار تخمين نادرست و در نتيجه تخصيص نامتناسب منابع مالي براي كالاهاي محيط زيستي مي شود. براي آنكه يك نظام اقتصادي بتواند به اهداف تعيين شده خود دست يابد لازم است تملك افراد بر كالاها و منابع به خوبي مشخص شود و راه هاي عملي براي اجراي قوانين جاري وجود داشته باشد. گفته شده است بخش بزرگي از مجموعه قوانين مدني در كشورهاي توسعه يافته صنعتي، درباره حقوق مالكيت است. در بسياري از كشورهاي در حال توسعه مجموعه قوانين مدني مربوط به حقوق افراد و همچنين دولت بر منابع طبيعي آنچنان قدرتمند نيست كه كليه افراد مجبور به اجراي آن شوند يا اينكه راه هاي اجراي قوانين قابل پيش بيني و ساده باشد.<br />
    يكي ديگر از دلايلي كه ضعف بازار را در تعيين ارزش واقعي كالاهاي محيط زيستي نشان مي دهد، طبيعت عمومي بودن اين كالاها است. وقتي يك كالاي عمومي به فردي فروخته مي شود، افراد ديگري نيز مي توانند از آن استفاده ببرند، اما از آنجا كه قيمت يك كالاي عمومي پرداختني نيست، نمي توان ساير استفاده كننده ها را از صاحب اصلي مجزا كرد. بنابراين صاحبان اين كالاها نمي توانند از مصرف كنندگان كالاچيزي دريافت كنند. نمونه هايي چون چراغ دريايي، راديو و تلويزيون و امنيت ملي از جمله معروف ترين كالاهاي عمومي اند.<br />
    بسياري از كالاهاي محيط زيستي داراي عناصر قدرتمندي از يك كالاي عمومي هستند. براي نمونه هواي پاكيزه در شهرهاي صنعتي بزرگ يك كالاي عمومي تمام عيار است. اگر فرض كنيم آلودگي هوا در يك شهر بزرگ تنها به وسيله يك كارخانه ايجاد شده باشد و اگر همه حقوق اتمسفر در مقابل پاكيزه كردن هوا به صاحب كارخانه تفويض شود، در آن صورت صاحب كارخانه مي تواند از طريق كاهش آلودگي كارخانه خود، به فروش هواي پاكيزه اقدام كند. ولي اگر اين كار براي يك مصرف كننده صورت پذيرد، ساير مصرف كنندگان نيز مي توانند بدون آنكه پولي بابت آن پرداخته باشند، از آن استفاده ببرند. از آنجا كه كارخانه دار نخواهد توانست توجه كسان زيادي را براي فروش كالاي خود جلب كند، انگيزه اقتصادي ناچيزي براي كاهش آلودگي در او به وجود خواهد آمد.<br />
    پروفسور گارت هاردين، جوهر مسائل مربوط به محيط زيست را «تراژدي عامه» لقب داده است. هاردين مرتع مفروضي را در نظر مي گيرد كه در آن همه گله داران سعي دارند تا زماني كه آخرين تكه برگ علفي روي زمين باقي مانده است، به نگهداري حداكثر دام ادامه دهند. هيچ كدام از گله داران انگيزه يي براي كاهش تعداد دام و جلوگيري از چراي مفرط دام ندارند، چرا كه حاصل يك اقدام مفيد نصيب كسي نمي شود كه آن را انجام مي دهد. تراژدي ماجرا در اين واقعيت نهفته است كه همه گله داران، درون نظامي درگير شده اند كه نفع تك تك آنها در جهت تضمين زياني همه جانبه و فاجعه آميز است كه بالاخره دامن گير همه آنها مي شود. محيط زيست و منابع طبيعي «عامه»هاي امروزي هستند. اينها كالاهايي هستند كه عامه مردم به آنها دسترسي آزاد دارند يا اينكه مالكيت ايجادشده فاقد آنچنان اعتباري است كه بتواند به مدد عرف اجتماعي يا هر وسيله ديگري استفاده مداوم از آن را ناممكن سازد. بنابراين وقوع يك تراژدي تاسف بار در همه آنها امكان پذير است. هم اكنون فاجعه تخريب و نابودي بسياري از سيستم هاي حياتي پيچيده، خاك، رويش هاي گياهي و رودخانه ها به اتمام رسيده يا در حال كامل شدن است. آنچه در مقابل به دست آمده، محصول كشاورزي ناچيز و معمولاً پر نوساني است كه به مدد پشتوانه دولتي و از طريق سوبسيد انرژي، سم، كود و... صورت مي پذيرد. ارزيابي مقايسه يي بين واحدهاي توليد كشاورزي نيمه صنعتي و ديم با آنچه كه شايد بتوان آن را استفاده طبيعي از زمين ناميد، اهميت اقتصادي فراواني دارد. برخي از محصولات محيط زيستي كه مورد استفاده عامه قرار مي گيرد، نمي تواند وارد بازار مبادله شود و بنابراين بدون ارزش است و نهايتاً مورد سوءاستفاده واقع شده و احتمالاً از بين خواهد رفت. به رغم اين واقعيت كه سوءاستفاده از منابع طبيعي باعث نابودي ارزش هاي اقتصادي فراواني مي شود، اين فرآيند اتفاق مي افتد. براي نمونه از بين رفتن انبوه ماهي هاي رودخانه هاي كوچك طي سپتامبر و اكتبر هر سال به خاطر صدمات تنفسي ناشي از سرريز فاضلاب كارخانه ها، ارزش اقتصادي قابل توجهي است كه به هيچ وجه در محاسبات مديران كارخانه وارد نمي شود، گو اينكه ممكن است ارزش ماهي هاي از بين رفته يا صدمه ديده، نسبت قابل توجهي از ارزش كالاهاي توليدشده توسط كارخانه ها را تشكيل دهد. از آنجا كه مالكيت فردي يا عمومي بر رودخانه ضعيف است و استفاده از آن عملاً براي همگان آزاد است، هيچ موسسه يي مايل نخواهد بود حفاظت و مديريت استفاده از آن را به عهده گيرد، لذا با گذشت زمان اين كالاي عمومي باارزش از بين مي رود و مي توان انتظار داشت تحت چنين شرايطي يك رودخانه كوچك كليه كاركردهاي اكولوژيك خود را از دست داده و بدل به كانالي براي دفع فاضلاب صنعتي و خانگي شود. اگر اين اتفاق صورت پذيرد (اتفاقي كه در بسياري از نقاط جهان صورت پذيرفته است) گفته مي شود بازار دفع مواد زائد صنعتي از كار باز ايستاده و هر كسي قادر است بدون پرداخت پشيزي فاضلاب خود را به رودخانه تحويل دهد.<br />
    ارزش يك رودخانه كوچك پاكيزه چقدر است؟ خاك توسعه يافته چه قيمتي دارد؟ براي استنشاق هواي پاك در يك شهر نه چندان بزرگ چه بهايي بايد پرداخت؟ واقعيت اين است كه نظام هاي اقتصادي قادر نيستند ارزش واقعي كالاهاي عمومي فوق الذكر را مشخص سازند. البته ممكن است بتوان براساس هزينه هاي بالادستي كه در اقتصاد كلاسيك براي كاهش يا جبران صدمات وارده بر محيط زيست منظور مي شود، در جست وجوي راه حلي بود: ولي بايد به يادداشت كه اين تخمين ها معمولاً ناچيز و در بهترين شرايط بين يك تا پنج درصد كل هزينه سرمايه گذاري شده است. راه چاره كدام است؟ برخي برآنند كه راه حل مشكل محيط زيست و منابع طبيعي جانشين كردن بازار با يك نهاد دولتي براي مديريت و تصميم گيري است. اين تنها راه حل ممكن نيست، زيرا به همان ترتيبي كه احتمال وجود يك بازار غيركارآمد وجود دارد، يك نهاد دولتي نامناسب هم ممكن است وجود داشته باشد. واقعيت اين است كه شناخت علل اضمحلال منابع طبيعي و تخريب شرايط زندگي شرط اول هر مجموعه اقدامي است كه ممكن است بتوان براي احياي منابع طبيعي صورت داد.</span><br />
<br />
نويسنده: زينب همتی]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[منابع آبی]]></title>
			<link>http://mahab.ir/thread-687.html</link>
			<pubDate>Sun, 07 Dec 2008 15:45:45 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mahab.ir/thread-687.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: small;"><br />
«آب مايه حيات است.» اين جمله را همه بارها و بارها شنيده ايم. اما آيا واقعا تا به حال فكر كرده ايم اگر منابع آبي ما در خطر نابودي باشند، چه پيامدهايي براي ما خواهد داشت؟ يكي از پديده هايي كه در سال هاي اخير به طور جدي منابع آبي زمين را تهديد مي كند، گرمايش زمين است.<br />
    جابه جايي آب ميان زمين، اقيانوس و جو در چرخه اي به نام «چرخه آب» شكل مي گيرد. بخار آب موجود در جو، با بارش باران و برف به روي سطح مي آيد. اين آب يا به شكل رودخانه ها روي زمين جاري مي شود يا جذب زمين مي شود و منابع آب زيرزميني را توليد مي كند. آب هاي جاري به درياچه ها و اقيانوس ها مي ريزند و دوباره به شكل تبخير سطحي يا تعرق گياهان به جو برمي گردند. اين چرخه را انرژي خورشيد راه مي اندازد. پس افزايش انرژي دريافتي و گرماي خورشيدي روند چرخه را سريع تر خواهد كرد. به علت روند پيچيده چرخه آب و ارتباط آن با شرايط آب و هوايي و منابع آب منطقه اي نمي توان به طور قطع گفت سريع تر شدن چرخه به معناي افزايش ميزان بارش است. هنوز دانشمندان به طور دقيق نمي دانند در هر منطقه چه اتفاقي خواهد افتاد.<br />
    در مناطقي كه بارش زياد شود، منابع آبي تغييري نخواهند كرد يا حتي ممكن است زيادتر شوند. اما در مناطقي كه بارش كاهش يابد، منابع آبي نيز كاهش خواهند يافت. همچنين با افزايش دماي زمين، بخصوص در سرزمين هاي دور از دريا و عرض هاي جغرافيايي بالاتر، به علت افزايش ميزان تبخير، منابع آبي بسرعت از دست خواهند رفت. كاهش منابع آبي نياز به آن را، بخصوص براي فعاليت هايي مثل كشاورزي كه بشدت وابسته به آب هستند، افزايش خواهد داد.<br />
    دماي بالاي آب و تغيير در ميزان، زمان و مقدار بارش حتي بر كيفيت آب تاثير خواهد گذاشت. به طور مثال دماي بالامقدار اكسيژن محلول در آب را كاهش مي دهد و كاهش اكسيژن در آب بر زندگي آبزيان تاثير خواهد گذاشت.<br />
    گرمايش زمين، همان طور كه در گذشته گفته شد، سطح آب درياها را در مناطق ساحلي بالاخواهد برد. چنين رخدادي شوري آب خليج ها و رودخانه هاي ساحلي را افزايش مي دهد و آب شور رودخانه ممكن است حتي به منابع آب زيرزميني نيز نفوذ كند.<br />
    به علت افزايش ميزان بارش در برخي مناطق احتمال سيل زياد مي شود. سيل نيز با وارد كردن آلاينده هاي گوناگون به درون آب بر كيفيت آن تاثير خواهد گذاشت. در پي افزايش دما، بخصوص در تابستان، آب شدن زودهنگام برف ها و كاهش بارش در تابستان خشكسالي خواهد آمد. شدت و مدت خشكسالي و سيل، حتي هر دو در يك منطقه به طور همزمان، ممكن است افزايش يابد.<br />
    تغييرات منابع آبي در آينده به عوامل گوناگوني به جز تغيير اقليم نيز وابسته است. اما آنچه مشخص است تغيير اقليم تاثيرات گسترده اي بر آن خواهد گذاشت و ما با برنامه ريزي و اقدام مناسب مي توانيم جلوي نابودي منابع آب شيرين را بگيريم.</span><br />
<br />
<span style="font-style: italic;">نويسنده: آيرين شيوایی</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: small;"><br />
«آب مايه حيات است.» اين جمله را همه بارها و بارها شنيده ايم. اما آيا واقعا تا به حال فكر كرده ايم اگر منابع آبي ما در خطر نابودي باشند، چه پيامدهايي براي ما خواهد داشت؟ يكي از پديده هايي كه در سال هاي اخير به طور جدي منابع آبي زمين را تهديد مي كند، گرمايش زمين است.<br />
    جابه جايي آب ميان زمين، اقيانوس و جو در چرخه اي به نام «چرخه آب» شكل مي گيرد. بخار آب موجود در جو، با بارش باران و برف به روي سطح مي آيد. اين آب يا به شكل رودخانه ها روي زمين جاري مي شود يا جذب زمين مي شود و منابع آب زيرزميني را توليد مي كند. آب هاي جاري به درياچه ها و اقيانوس ها مي ريزند و دوباره به شكل تبخير سطحي يا تعرق گياهان به جو برمي گردند. اين چرخه را انرژي خورشيد راه مي اندازد. پس افزايش انرژي دريافتي و گرماي خورشيدي روند چرخه را سريع تر خواهد كرد. به علت روند پيچيده چرخه آب و ارتباط آن با شرايط آب و هوايي و منابع آب منطقه اي نمي توان به طور قطع گفت سريع تر شدن چرخه به معناي افزايش ميزان بارش است. هنوز دانشمندان به طور دقيق نمي دانند در هر منطقه چه اتفاقي خواهد افتاد.<br />
    در مناطقي كه بارش زياد شود، منابع آبي تغييري نخواهند كرد يا حتي ممكن است زيادتر شوند. اما در مناطقي كه بارش كاهش يابد، منابع آبي نيز كاهش خواهند يافت. همچنين با افزايش دماي زمين، بخصوص در سرزمين هاي دور از دريا و عرض هاي جغرافيايي بالاتر، به علت افزايش ميزان تبخير، منابع آبي بسرعت از دست خواهند رفت. كاهش منابع آبي نياز به آن را، بخصوص براي فعاليت هايي مثل كشاورزي كه بشدت وابسته به آب هستند، افزايش خواهد داد.<br />
    دماي بالاي آب و تغيير در ميزان، زمان و مقدار بارش حتي بر كيفيت آب تاثير خواهد گذاشت. به طور مثال دماي بالامقدار اكسيژن محلول در آب را كاهش مي دهد و كاهش اكسيژن در آب بر زندگي آبزيان تاثير خواهد گذاشت.<br />
    گرمايش زمين، همان طور كه در گذشته گفته شد، سطح آب درياها را در مناطق ساحلي بالاخواهد برد. چنين رخدادي شوري آب خليج ها و رودخانه هاي ساحلي را افزايش مي دهد و آب شور رودخانه ممكن است حتي به منابع آب زيرزميني نيز نفوذ كند.<br />
    به علت افزايش ميزان بارش در برخي مناطق احتمال سيل زياد مي شود. سيل نيز با وارد كردن آلاينده هاي گوناگون به درون آب بر كيفيت آن تاثير خواهد گذاشت. در پي افزايش دما، بخصوص در تابستان، آب شدن زودهنگام برف ها و كاهش بارش در تابستان خشكسالي خواهد آمد. شدت و مدت خشكسالي و سيل، حتي هر دو در يك منطقه به طور همزمان، ممكن است افزايش يابد.<br />
    تغييرات منابع آبي در آينده به عوامل گوناگوني به جز تغيير اقليم نيز وابسته است. اما آنچه مشخص است تغيير اقليم تاثيرات گسترده اي بر آن خواهد گذاشت و ما با برنامه ريزي و اقدام مناسب مي توانيم جلوي نابودي منابع آب شيرين را بگيريم.</span><br />
<br />
<span style="font-style: italic;">نويسنده: آيرين شيوایی</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[براي احيای درياچه هامون چه بايد كرد؟]]></title>
			<link>http://mahab.ir/thread-686.html</link>
			<pubDate>Sun, 07 Dec 2008 15:44:24 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mahab.ir/thread-686.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: small;"><br />
<span style="font-style: italic;">زاهدان- خبرنگار رسالت:</span><br />
    درياچه آب شيرين هامون در جنوب شرق كشور و در شمال سيستان و بلوچستان 4 هزار كيلومتر مربع وسعت دارد كه شانزدهمين تالاب بين المللي و محل تامين علوفه ميليون ها راس دام دامداران سنتي است كه قرن هاست نسل اندر نسل در حواشي اين درياچه و جزاير كوچك (تختك) آن زندگي كرده و تامين كننده مواد لبني دشت سيستان و استان هاي همجوار با اين منطقه هستند.<br />
     تالاب هامون در دوران ترسالي كه ميزان ذخيره آب بسيار زلال آن به 14 ميليارد متر مكعب مي رسد علاوه بر اينكه محل رويش و توليد ني كه از برگ آن جهت تغذيه دام و از ساقه آن براي بافت حصير استفاده مي شود مكاني بسيار مناسب براي مهاجرت ساليانه ميليون ها پرنده از سيبري است كه مهاجرت پرندگان به اين درياچه موجب گشته تا از صيد جوجه هاي بجا مانده آنها هزاران خانواده در اين منطقه امرار معاش نمايند.<br />
     در درياچه آب شيرين هامون دشت سيستان انواع و اقسام ماهي ها نيز صيد مي گردد كه از اين طريق نيز خانواده هاي بسياري مستقيم و غير مستقيم امرار معاش مي نمايند و اين در حالي است كه گوشت سفيد مورد نياز مردم سيستان و بخشي از شهرهاي مركزي سيستان و بلوچستان و همچنين شهرهاي خراسان جنوبي از اين درياچه تامين مي گردد كه متاسفانه در دوران خشكسالي تالاب بين المللي هامون كه آب آن از سيلاب هاي بهاره طغيان رودخانه هيرمند كه سرچشمه آن در افغانستان است تامين مي گردد انباشت از ميليون ها مترمكعب شن روان تبديل مي شود كه علاوه بر بيكاري و سرگرداني هزاران خانواري كه از طريق توليدات اين درياچه امرار معاش مي نمايند به نان شب دچار مي گردند.<br />
     در هر دوره خشكسالي دامداران منطقه ناچارا ميليون ها راس دام خود را به قيمت بسيار ارزان فروخته و خود براي تامين معاش راهي ديگر نقاط كشور بويژه شهرهاي سيستان و بلوچستان شده و ضمن اقامت در حواشي شهر با مشكلات اقتصادي عديده اي دست به گريبان شده اند.<br />
     از سوي ديگر خشك شدن درياچه هامون موجب مي گردد تا ماسه هاي بادي كه در زمان وقوع سيلاب ها در اثر باران از دشت ها و كوه ها شسته شده و با سيلاب وارد درياچه شده است در مواقع بروز توفان هاي فصلي منطقه كه حدود دويست روز از سال با شدت بيش از يكصد كيلومتر در ساعت مي وزد به هوا برخاسته و مشكلاتي را براي جمعيت 400 هزار نفري ساكن در بيش از 10 شهر و 900 روستا به وجود آورد به طوري كه در زمان وزش توفان كار و كاسبي در منطقه به كلي تعطيل شده، سازمان هاي دولتي دست از كار كشيده و مردم در خانه هاي شان حبس مي شوند و تعداد زيادي از سالخوردگان در اثر گرما و مشكلات تنفسي جان خود را از دست مي دهند. ريش سفيدان، معتمدين و كارشناسان كشاورزي منطقه مي گويند در حالي كه طبيعت دشت سيستان همراه با توفان، خشكسالي، سيلاب و ديگر مشكلات طبيعي است ولي در گذشته به دليل اينكه تمام سطح چهار هزار هكتاري وسعت درياچه هامون انباشت از نيزار بود در مواقع خشكسالي توفان به دليل اينكه ريشه ني چندين سال در برابر كم آبي مقاومت كرده و در زمين باقي مي ماند مشكلات ناشي از توفان به خاطر پخش ذرات شن برخاسته از كف درياچه به مراتب كمتر و كم آسيب تر بود گفته مي شود در اوايل انقلاب مسئولين وزارت جهاد سازندگي براي ماهي دار كردن درياچه هامون چند نوبت بچه ماهي آمور كه علف خوار است در درياچه هامون رها كردند كه اين ماهي ها در مدت چند سال با ريشه هاي جوان ني تغذيه مي كردند كه اين مسئله موجب گشته تا نيزار به كلي خشك شود كه البته در چند سال اخير و در زماني كه درياچه پر آب بوده منابع طبيعي سيستان و بلوچستان بخش بسيار اندكي ني درياچه كاشته است.<br />
    خبرنگار ما به نقل از كارشناسان امور كشاورزي، منابع طبيعي و محيط زيست مي نويسد در صورت اختصاص اعتبار مورد نياز در تالاب هامون در مدت چند سال مي توان ريشه هاي ني را نشا كرد كه طولي نخواهد كشيد تا بار ديگر اين درياچه بين المللي جايگاه زيست محيطي خود را بازيابد كه با توسعه و گسترش نيزار در اين درياچه بخش عظيمي از مشكلات ناشي از خسارات توفان هاي فصلي سيستان حل خواهد شد.<br />
    از سوي ديگر تالاب بين المللي هامون كه از رودخانه مرزي آبگيري و در زمان وقوع سيلاب هاي مهيب كه آورد رودخانه هيرمند به حدود 4 هزار متر مكعب در ثانيه مي رسد و چند روز ادامه دارد مكاني براي تخليه سيلاب هايي است كه اگر درياچه هامون با اين حجم حجيم وجود نداشت سيلاب هاي فصلي چند استان مسيل رودخانه هيرمند را در افغانستان تخريب مي كرد.<br />
     خبرنگار ما در پايان مي نويسد متاسفانه سازمان محيط زيست كشور به عنوان متولي حفظ و نگهداري اكوسيستم و گونه هاي گياهي و جانوري و ديگر آبزيان قابل پرورش در درياچه هاي داخلي تاكنون جز مقداري مكاتبات از طريق مسئولين بين المللي در زمينه رها شدن حق آبه تالاب آب شيرين درياچه بين المللي هامون پافشاري نكرده است.<br />
     مهاجرين افغاني ساكن ايران نيز كه مرتبا در حال تردد به كشورشان هستند اين ادعاي مسئولين افغاني را كه آب به اندازه كافي پشت سد احداث شده بر روي رودخانه هيرمند در 700 كيلومتري مرز ايران در منطقه ميلك سيستان نيست رد كرده و اظهار مي دارند اگرچه درياچه بسيار عظيم احداث شده بر روي رودخانه هيرمند آب به اندازه كافي ندارد مزارع خشخاش استان هلمند كه بيشترين سطح كشت ترياك در اين كشور را دارد چگونه آبياري مي شود؟!<br />
    آنها مي گويند افغانستان آب داخل رودخانه هيرمند را رها نمي كند تا هم استان هلمند از آن بهره بگيرد و هم ادامه آب به سيستان برسد از پشت سد كانال هاي ويژه اي براي آبياري مزارع استان هلمند كه تماما به كشت ترياك اختصاص دارد و حفر كرده اند بر اين اساس دولت جمهوري اسلامي بايد براي احيا و نگهداري گونه هاي گياهي، ماهي، طيور و نيزارهاي داخل درياچه هامون نسبت به برقراري حق آبه بين المللي اين درياچه اقدام نمايد.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: small;"><br />
<span style="font-style: italic;">زاهدان- خبرنگار رسالت:</span><br />
    درياچه آب شيرين هامون در جنوب شرق كشور و در شمال سيستان و بلوچستان 4 هزار كيلومتر مربع وسعت دارد كه شانزدهمين تالاب بين المللي و محل تامين علوفه ميليون ها راس دام دامداران سنتي است كه قرن هاست نسل اندر نسل در حواشي اين درياچه و جزاير كوچك (تختك) آن زندگي كرده و تامين كننده مواد لبني دشت سيستان و استان هاي همجوار با اين منطقه هستند.<br />
     تالاب هامون در دوران ترسالي كه ميزان ذخيره آب بسيار زلال آن به 14 ميليارد متر مكعب مي رسد علاوه بر اينكه محل رويش و توليد ني كه از برگ آن جهت تغذيه دام و از ساقه آن براي بافت حصير استفاده مي شود مكاني بسيار مناسب براي مهاجرت ساليانه ميليون ها پرنده از سيبري است كه مهاجرت پرندگان به اين درياچه موجب گشته تا از صيد جوجه هاي بجا مانده آنها هزاران خانواده در اين منطقه امرار معاش نمايند.<br />
     در درياچه آب شيرين هامون دشت سيستان انواع و اقسام ماهي ها نيز صيد مي گردد كه از اين طريق نيز خانواده هاي بسياري مستقيم و غير مستقيم امرار معاش مي نمايند و اين در حالي است كه گوشت سفيد مورد نياز مردم سيستان و بخشي از شهرهاي مركزي سيستان و بلوچستان و همچنين شهرهاي خراسان جنوبي از اين درياچه تامين مي گردد كه متاسفانه در دوران خشكسالي تالاب بين المللي هامون كه آب آن از سيلاب هاي بهاره طغيان رودخانه هيرمند كه سرچشمه آن در افغانستان است تامين مي گردد انباشت از ميليون ها مترمكعب شن روان تبديل مي شود كه علاوه بر بيكاري و سرگرداني هزاران خانواري كه از طريق توليدات اين درياچه امرار معاش مي نمايند به نان شب دچار مي گردند.<br />
     در هر دوره خشكسالي دامداران منطقه ناچارا ميليون ها راس دام خود را به قيمت بسيار ارزان فروخته و خود براي تامين معاش راهي ديگر نقاط كشور بويژه شهرهاي سيستان و بلوچستان شده و ضمن اقامت در حواشي شهر با مشكلات اقتصادي عديده اي دست به گريبان شده اند.<br />
     از سوي ديگر خشك شدن درياچه هامون موجب مي گردد تا ماسه هاي بادي كه در زمان وقوع سيلاب ها در اثر باران از دشت ها و كوه ها شسته شده و با سيلاب وارد درياچه شده است در مواقع بروز توفان هاي فصلي منطقه كه حدود دويست روز از سال با شدت بيش از يكصد كيلومتر در ساعت مي وزد به هوا برخاسته و مشكلاتي را براي جمعيت 400 هزار نفري ساكن در بيش از 10 شهر و 900 روستا به وجود آورد به طوري كه در زمان وزش توفان كار و كاسبي در منطقه به كلي تعطيل شده، سازمان هاي دولتي دست از كار كشيده و مردم در خانه هاي شان حبس مي شوند و تعداد زيادي از سالخوردگان در اثر گرما و مشكلات تنفسي جان خود را از دست مي دهند. ريش سفيدان، معتمدين و كارشناسان كشاورزي منطقه مي گويند در حالي كه طبيعت دشت سيستان همراه با توفان، خشكسالي، سيلاب و ديگر مشكلات طبيعي است ولي در گذشته به دليل اينكه تمام سطح چهار هزار هكتاري وسعت درياچه هامون انباشت از نيزار بود در مواقع خشكسالي توفان به دليل اينكه ريشه ني چندين سال در برابر كم آبي مقاومت كرده و در زمين باقي مي ماند مشكلات ناشي از توفان به خاطر پخش ذرات شن برخاسته از كف درياچه به مراتب كمتر و كم آسيب تر بود گفته مي شود در اوايل انقلاب مسئولين وزارت جهاد سازندگي براي ماهي دار كردن درياچه هامون چند نوبت بچه ماهي آمور كه علف خوار است در درياچه هامون رها كردند كه اين ماهي ها در مدت چند سال با ريشه هاي جوان ني تغذيه مي كردند كه اين مسئله موجب گشته تا نيزار به كلي خشك شود كه البته در چند سال اخير و در زماني كه درياچه پر آب بوده منابع طبيعي سيستان و بلوچستان بخش بسيار اندكي ني درياچه كاشته است.<br />
    خبرنگار ما به نقل از كارشناسان امور كشاورزي، منابع طبيعي و محيط زيست مي نويسد در صورت اختصاص اعتبار مورد نياز در تالاب هامون در مدت چند سال مي توان ريشه هاي ني را نشا كرد كه طولي نخواهد كشيد تا بار ديگر اين درياچه بين المللي جايگاه زيست محيطي خود را بازيابد كه با توسعه و گسترش نيزار در اين درياچه بخش عظيمي از مشكلات ناشي از خسارات توفان هاي فصلي سيستان حل خواهد شد.<br />
    از سوي ديگر تالاب بين المللي هامون كه از رودخانه مرزي آبگيري و در زمان وقوع سيلاب هاي مهيب كه آورد رودخانه هيرمند به حدود 4 هزار متر مكعب در ثانيه مي رسد و چند روز ادامه دارد مكاني براي تخليه سيلاب هايي است كه اگر درياچه هامون با اين حجم حجيم وجود نداشت سيلاب هاي فصلي چند استان مسيل رودخانه هيرمند را در افغانستان تخريب مي كرد.<br />
     خبرنگار ما در پايان مي نويسد متاسفانه سازمان محيط زيست كشور به عنوان متولي حفظ و نگهداري اكوسيستم و گونه هاي گياهي و جانوري و ديگر آبزيان قابل پرورش در درياچه هاي داخلي تاكنون جز مقداري مكاتبات از طريق مسئولين بين المللي در زمينه رها شدن حق آبه تالاب آب شيرين درياچه بين المللي هامون پافشاري نكرده است.<br />
     مهاجرين افغاني ساكن ايران نيز كه مرتبا در حال تردد به كشورشان هستند اين ادعاي مسئولين افغاني را كه آب به اندازه كافي پشت سد احداث شده بر روي رودخانه هيرمند در 700 كيلومتري مرز ايران در منطقه ميلك سيستان نيست رد كرده و اظهار مي دارند اگرچه درياچه بسيار عظيم احداث شده بر روي رودخانه هيرمند آب به اندازه كافي ندارد مزارع خشخاش استان هلمند كه بيشترين سطح كشت ترياك در اين كشور را دارد چگونه آبياري مي شود؟!<br />
    آنها مي گويند افغانستان آب داخل رودخانه هيرمند را رها نمي كند تا هم استان هلمند از آن بهره بگيرد و هم ادامه آب به سيستان برسد از پشت سد كانال هاي ويژه اي براي آبياري مزارع استان هلمند كه تماما به كشت ترياك اختصاص دارد و حفر كرده اند بر اين اساس دولت جمهوري اسلامي بايد براي احيا و نگهداري گونه هاي گياهي، ماهي، طيور و نيزارهاي داخل درياچه هامون نسبت به برقراري حق آبه بين المللي اين درياچه اقدام نمايد.</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فرو نشست زمين در اثر افت سطح آب زيرزميني]]></title>
			<link>http://mahab.ir/thread-684.html</link>
			<pubDate>Sat, 29 Nov 2008 22:38:09 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mahab.ir/thread-684.html</guid>
			<description><![CDATA[خلاصه مقاله:<br />
<br />
<br />
فرونشست زمين پايين رفتن تدريجي يا ناگهاني سطح زمين در اثر تغيير شكل و جابجايي ذرات خاك است. اين پديده در اثر عوامل مختلفي از قبيل فعاليتهاي معدني، استخراج نفت و گاز و پمپاژ آب زيرزميني بوقوع مي پيوندد. فرونشست زمين در دشت رفسنجان باعث ايجاد ترك در ساختمانها، شكاف در زمينهاي كشاورزي و شكسته شدن لوله جدار چاه ها شده است . با حفر ۱۳۵۹ حلقه چاه از سال ۱۳۳۲ ، بيش از ۷۶۰ ميليون متر مكعب آب از ذخائر آب زيرزميني دشت براي مصارف آبياري استخراج مي شود . برداشت بي رويه آب، افزايش ۵ برابري ميزان مصرف آب از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۷۶ ، باعث افت سطح آب به اندازه ۱۷ متر شده است. افت سطح آب زيرزميني يكي از مهم ترين دلائل فرونشست زمين در دشت رفسنجان مي باشد . در اين مقاله براي شبيه سازي هيدروليك جريان آب زيرزميني و نشست زمين در دشت رفسنجان از مدل سه بعدي تفاضل محدود مادفلو (Modflow) استفاده شده است. با استفاده از مدل ساخته شده و اطلاعات موجود، نوسانات سطح آب و ميزان نشست زمين محاسبه شده است . نتايج محاسبات فرونشست نشان داد كه سطح زمين در چاههاي مشاهداتي ۱۲ و ۲۱ از سال 1370 تل سال 1383 به ترتيب 0/37 و 0/51 متر نشست كرده است. <br />
<br />
<br />
كلمات كليدي: <br />
دشت رفسنجان، آب زيرزميني، فرونشست زمين، مادفلو]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[خلاصه مقاله:<br />
<br />
<br />
فرونشست زمين پايين رفتن تدريجي يا ناگهاني سطح زمين در اثر تغيير شكل و جابجايي ذرات خاك است. اين پديده در اثر عوامل مختلفي از قبيل فعاليتهاي معدني، استخراج نفت و گاز و پمپاژ آب زيرزميني بوقوع مي پيوندد. فرونشست زمين در دشت رفسنجان باعث ايجاد ترك در ساختمانها، شكاف در زمينهاي كشاورزي و شكسته شدن لوله جدار چاه ها شده است . با حفر ۱۳۵۹ حلقه چاه از سال ۱۳۳۲ ، بيش از ۷۶۰ ميليون متر مكعب آب از ذخائر آب زيرزميني دشت براي مصارف آبياري استخراج مي شود . برداشت بي رويه آب، افزايش ۵ برابري ميزان مصرف آب از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۷۶ ، باعث افت سطح آب به اندازه ۱۷ متر شده است. افت سطح آب زيرزميني يكي از مهم ترين دلائل فرونشست زمين در دشت رفسنجان مي باشد . در اين مقاله براي شبيه سازي هيدروليك جريان آب زيرزميني و نشست زمين در دشت رفسنجان از مدل سه بعدي تفاضل محدود مادفلو (Modflow) استفاده شده است. با استفاده از مدل ساخته شده و اطلاعات موجود، نوسانات سطح آب و ميزان نشست زمين محاسبه شده است . نتايج محاسبات فرونشست نشان داد كه سطح زمين در چاههاي مشاهداتي ۱۲ و ۲۱ از سال 1370 تل سال 1383 به ترتيب 0/37 و 0/51 متر نشست كرده است. <br />
<br />
<br />
كلمات كليدي: <br />
دشت رفسنجان، آب زيرزميني، فرونشست زمين، مادفلو]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پدیده اوتریفیکاسیون]]></title>
			<link>http://mahab.ir/thread-661.html</link>
			<pubDate>Wed, 26 Nov 2008 00:44:16 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mahab.ir/thread-661.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">اوتریفیکاسیون</span><br />
<div style="text-align: justify;">یکی از جدی ترین تهدیدهای زیست محیطی اکوسیستم های آبی پدیده اوتریفیکاسیون است که  فقط در دریاچه ها ، خلیج ها، حوضچه های تثبیت و بعضی اوقات در رودخانه هایی که با سرعت کم در حرکت می باشند رخ می دهد . <br />
اتروفیکاسیون دلالت بر غنی شدن پیکره آبی به وسیله مواد آلی ورودی و یا روانآب سطحی حاوی نیترات و فسفات دارد که به طور مستقیم رشد جلبکها و دیگر گیاهان آبزی را کنترل میکند. پروسه اوتریفیکاسیون به طور طبیعی اما آهسته و با دورۀ بالاتر از صد سال اتفاق می افتد اما فعالیتهای انسان فرایند اوتریفیکاسیون را تسریع می کند . <br />
 چهار فاکتور اصلی در این پدیده نقش دارندکه شامل نیتروژن ، فسفر، نور خورشید و گاز کربنیک است . عدم وجود هر یک باعث محدود شدن پدیده اوتریفیکاسیون میشود و رشد الگها را محدود می کند. اوتریفیکاسیون اثرات مخرب زیادی بر روی اکوسیستم های آبی و در نهایت بر روی انسان وحیوانات می گذارد که این اثرات را می توان به صورت اثرات بیولوژیکی و فیزیولوژیکی تقسیم بندی نمود . یکی از اثرات بیولوژیکی اوتریفیکاسیون این است که کیفیت آب را برای مصارف خانگی، تفریحی و دیگر مصارف خراب می کنند . جلبک ها در روی سطح آب ایجاد کف می کنند که این کف مانع نفوذ اکسیژن به آب شده و باعث مرگ ماهی ها می شود.</div>
<br />
منبع :         atash1361.blogfa.com]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">اوتریفیکاسیون</span><br />
<div style="text-align: justify;">یکی از جدی ترین تهدیدهای زیست محیطی اکوسیستم های آبی پدیده اوتریفیکاسیون است که  فقط در دریاچه ها ، خلیج ها، حوضچه های تثبیت و بعضی اوقات در رودخانه هایی که با سرعت کم در حرکت می باشند رخ می دهد . <br />
اتروفیکاسیون دلالت بر غنی شدن پیکره آبی به وسیله مواد آلی ورودی و یا روانآب سطحی حاوی نیترات و فسفات دارد که به طور مستقیم رشد جلبکها و دیگر گیاهان آبزی را کنترل میکند. پروسه اوتریفیکاسیون به طور طبیعی اما آهسته و با دورۀ بالاتر از صد سال اتفاق می افتد اما فعالیتهای انسان فرایند اوتریفیکاسیون را تسریع می کند . <br />
 چهار فاکتور اصلی در این پدیده نقش دارندکه شامل نیتروژن ، فسفر، نور خورشید و گاز کربنیک است . عدم وجود هر یک باعث محدود شدن پدیده اوتریفیکاسیون میشود و رشد الگها را محدود می کند. اوتریفیکاسیون اثرات مخرب زیادی بر روی اکوسیستم های آبی و در نهایت بر روی انسان وحیوانات می گذارد که این اثرات را می توان به صورت اثرات بیولوژیکی و فیزیولوژیکی تقسیم بندی نمود . یکی از اثرات بیولوژیکی اوتریفیکاسیون این است که کیفیت آب را برای مصارف خانگی، تفریحی و دیگر مصارف خراب می کنند . جلبک ها در روی سطح آب ایجاد کف می کنند که این کف مانع نفوذ اکسیژن به آب شده و باعث مرگ ماهی ها می شود.</div>
<br />
منبع :         atash1361.blogfa.com]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مديريت سيلاب از طريق بررسي پتانسيلهاي بهره وري از سيلاب با هدف تغذيه سفرههاي زيرزميني]]></title>
			<link>http://mahab.ir/thread-656.html</link>
			<pubDate>Mon, 24 Nov 2008 21:44:45 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mahab.ir/thread-656.html</guid>
			<description><![CDATA[خلاصه مقاله:<br />
<br />
<br />
استان خراسان شمالي از نظر اقليمي در ناحيه خشك و نيمه خشك واقع شده اس ت . 50 درصد از مساحت اين استان داراي آب و هواي نيمه خشك متوسط و شديد مي باشد . توزيع نامناسب مكاني و زماني بارندگي و فقر پوشش گياهي سبب شده است نزولات جوي همه ساله به صورت سيلابهاي مخرب خ سارات هنگفتي به سرمايه هاي جاني و مالي استان وارد سازد . اين استان در فاصله سالهاي 1330-1370 از لحاظ خسارات سيل در كشور رتبه دوم را داشته است همچنين از 9/4 ميليارد متر مكعب كسري مخزن آب در سطح كشور اين استان بيشترين كسر ي مخزن را دارد و اين يك خطر جدي مي باشد . از طرفي در نقاط زيادي از حوضه هاي آبخيز استان عرصه هاي مناسب با رسوبات دانه درشت جهت مهار ، انباشت و پخش سيلاب بر روي مخروط افكنه هاي نفوذپذير و در نتيجه مقابله با خسارات سيل ، تغذيه و تقويت سفره هاي آب زيرزميني و احياء مراتع و جنگلها وجود دارد . <br />
در اين مقاله پتانسيلهاي بهره وري از سيلاب با شناسايي نهشته هاي كو اترنري در گستره استان و بررسي نقشه هاي موضوعي زمين شناسي و ژئومرفولوژي، ارزيابي و قابليت اراضي ، شيب ، تدقيق با تصاوير ماهواره اي TM همچنين كنترل صحرايي و لحاظ شاخصهاي سيلخيزي ، ضخامت آبرفت و اقتصادي و اجتماعي، شناسايي و در نهايت 35 مكان از استان خراسان شمالي با وسعت 000 ، 73 هكتار مشخص گرديد<br />
<br />
<br />
كلمات كليدي: <br />
پخش سيلاب ، بهره وري ، تصاوير ماهواره اي]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[خلاصه مقاله:<br />
<br />
<br />
استان خراسان شمالي از نظر اقليمي در ناحيه خشك و نيمه خشك واقع شده اس ت . 50 درصد از مساحت اين استان داراي آب و هواي نيمه خشك متوسط و شديد مي باشد . توزيع نامناسب مكاني و زماني بارندگي و فقر پوشش گياهي سبب شده است نزولات جوي همه ساله به صورت سيلابهاي مخرب خ سارات هنگفتي به سرمايه هاي جاني و مالي استان وارد سازد . اين استان در فاصله سالهاي 1330-1370 از لحاظ خسارات سيل در كشور رتبه دوم را داشته است همچنين از 9/4 ميليارد متر مكعب كسري مخزن آب در سطح كشور اين استان بيشترين كسر ي مخزن را دارد و اين يك خطر جدي مي باشد . از طرفي در نقاط زيادي از حوضه هاي آبخيز استان عرصه هاي مناسب با رسوبات دانه درشت جهت مهار ، انباشت و پخش سيلاب بر روي مخروط افكنه هاي نفوذپذير و در نتيجه مقابله با خسارات سيل ، تغذيه و تقويت سفره هاي آب زيرزميني و احياء مراتع و جنگلها وجود دارد . <br />
در اين مقاله پتانسيلهاي بهره وري از سيلاب با شناسايي نهشته هاي كو اترنري در گستره استان و بررسي نقشه هاي موضوعي زمين شناسي و ژئومرفولوژي، ارزيابي و قابليت اراضي ، شيب ، تدقيق با تصاوير ماهواره اي TM همچنين كنترل صحرايي و لحاظ شاخصهاي سيلخيزي ، ضخامت آبرفت و اقتصادي و اجتماعي، شناسايي و در نهايت 35 مكان از استان خراسان شمالي با وسعت 000 ، 73 هكتار مشخص گرديد<br />
<br />
<br />
كلمات كليدي: <br />
پخش سيلاب ، بهره وري ، تصاوير ماهواره اي]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[معرفي سامانه جديد اختراعي به نام ارشك ARASHK ، به منظور بررسي منابع آب زيرزميني]]></title>
			<link>http://mahab.ir/thread-649.html</link>
			<pubDate>Sun, 23 Nov 2008 12:43:34 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mahab.ir/thread-649.html</guid>
			<description><![CDATA[خلاصه مقاله:<br />
<br />
<br />
شناسايي منابع آب زيرزميني و مكان سنجي حفر چاه براي اهداف متعدد با انجام يك سري مطالعات و بررسي هاي زمين شناسي، هيدروژئولوژي و ژئوفيزيكي صورت مي پذيرد كه به دستگاه هاي دقيق اندازه گيري و تخصص خاص و محاسبات فني نيازمند بوده، خدمات مهندسي بسيار گران و زمان بر و بعضاً داراي خطا را مي طلبد . دستگاه اختراعي ارشك ( پاك و زلال ) ، براساس استفاده از امواج الكترومغناطيس از نوع پالس، القاء، مغناطيس و عدم استفاده از هرگونه انرژي موجود روز و با استفاده از انرژي ( هاله ) مغناطيسي اطراف منابع و مخازن آب و سفره هاي زيرزميني، قابليت اندازه گيري و محاسبه كميت هاي مختلف مورد نياز براي مطالعات اين منابع را دارد . اين دستگاه از دو عدد آنتن و استوانه حاوي آلياژ هاي ساخته شده از چند عنصر كه آنرا اكسير 7 نام نهاديم، تشكيل يافته است و ازحجم كم و وزن سبك برخوردار بوده، جيبي است . ارشك با حساسيت بسيار زياد در مقابل امواج الكترومغناطيس طبيعي ساطع شده از سطح سفره هاي آب واكنش داده، حتي در شرايط بسيار بد آب و هوايي، توپوگرافي مختلف و حتي در نزديكي با رودخانه ها و آب هاي سطحي و يا ضخامت زياد برف و يخ قادر به ارائه داده است . ضمناً نزديكي با شبكه انتقال انرژي برق كه نويز (noise) هاي آن دستگاه هاي موجود را تحت تأثير قرار مي دهد بر روي آن بي تأثير است . با استفاده از اين دستگاه نوين در روي زمين با پيمايش و متراژ بصورت باورنكردني در كمترين زمان و با بالاترين دقت ممكن ( تقريباً بدون خطا ) و بدون نياز به تخصص هاي خاص و تجهيزات بسيار حساس و پردازشگر گران قيمت، گستره سفره آب زيرزميني ( طول، عرض و ضخامت ) را تعيين و تعداد لايه هاي آبدار، عمق قطعي حفر چاه و دبي متوسط ( گذر جريان عبوري ) آنها را همزمان و بدون عمليات دفتري مشخص مي نمايد . همچنين اندازه گيري عمق لايه ها و رديابي سفره ها از فاصله دور از ديگر مزاياي اين دستگاه است . اين دستگاه در مناطق مختلف ارزيابي و آزمايش شده، مقايسه داده هاي آن با داده هاي حاصل از عمليات پيچيده ژئوفيزيكي قابليت هاي آن را تأييد نموده است . با بكارگيري اين دستگاه بررسي هاي شناسايي و نيمه تفضيلي منابع آب زيرزميني در همه نقاط و با هر سطحي و نيز نقاطي كه در آنجا عمليات تجسس ژئوفيزيكي با مشكل مواجه مي باشد، مقدور بوده، با اطمينان مي توان آب يابي نمود . ارشك مي تواند به كارشناسان و متخصصان امور آب، مديران و كارفرمايان در مكان يابي چاه ها كمك نموده، نياز آنها را از نظر فني، علمي و تصميم گيري برطرف سازد . <br />
<br />
<br />
كلمات كليدي: <br />
ارشك، ميدان هاي مغناطيسي، انرژي، آب يابي، سفره آب زيرزميني، چاه آب]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[خلاصه مقاله:<br />
<br />
<br />
شناسايي منابع آب زيرزميني و مكان سنجي حفر چاه براي اهداف متعدد با انجام يك سري مطالعات و بررسي هاي زمين شناسي، هيدروژئولوژي و ژئوفيزيكي صورت مي پذيرد كه به دستگاه هاي دقيق اندازه گيري و تخصص خاص و محاسبات فني نيازمند بوده، خدمات مهندسي بسيار گران و زمان بر و بعضاً داراي خطا را مي طلبد . دستگاه اختراعي ارشك ( پاك و زلال ) ، براساس استفاده از امواج الكترومغناطيس از نوع پالس، القاء، مغناطيس و عدم استفاده از هرگونه انرژي موجود روز و با استفاده از انرژي ( هاله ) مغناطيسي اطراف منابع و مخازن آب و سفره هاي زيرزميني، قابليت اندازه گيري و محاسبه كميت هاي مختلف مورد نياز براي مطالعات اين منابع را دارد . اين دستگاه از دو عدد آنتن و استوانه حاوي آلياژ هاي ساخته شده از چند عنصر كه آنرا اكسير 7 نام نهاديم، تشكيل يافته است و ازحجم كم و وزن سبك برخوردار بوده، جيبي است . ارشك با حساسيت بسيار زياد در مقابل امواج الكترومغناطيس طبيعي ساطع شده از سطح سفره هاي آب واكنش داده، حتي در شرايط بسيار بد آب و هوايي، توپوگرافي مختلف و حتي در نزديكي با رودخانه ها و آب هاي سطحي و يا ضخامت زياد برف و يخ قادر به ارائه داده است . ضمناً نزديكي با شبكه انتقال انرژي برق كه نويز (noise) هاي آن دستگاه هاي موجود را تحت تأثير قرار مي دهد بر روي آن بي تأثير است . با استفاده از اين دستگاه نوين در روي زمين با پيمايش و متراژ بصورت باورنكردني در كمترين زمان و با بالاترين دقت ممكن ( تقريباً بدون خطا ) و بدون نياز به تخصص هاي خاص و تجهيزات بسيار حساس و پردازشگر گران قيمت، گستره سفره آب زيرزميني ( طول، عرض و ضخامت ) را تعيين و تعداد لايه هاي آبدار، عمق قطعي حفر چاه و دبي متوسط ( گذر جريان عبوري ) آنها را همزمان و بدون عمليات دفتري مشخص مي نمايد . همچنين اندازه گيري عمق لايه ها و رديابي سفره ها از فاصله دور از ديگر مزاياي اين دستگاه است . اين دستگاه در مناطق مختلف ارزيابي و آزمايش شده، مقايسه داده هاي آن با داده هاي حاصل از عمليات پيچيده ژئوفيزيكي قابليت هاي آن را تأييد نموده است . با بكارگيري اين دستگاه بررسي هاي شناسايي و نيمه تفضيلي منابع آب زيرزميني در همه نقاط و با هر سطحي و نيز نقاطي كه در آنجا عمليات تجسس ژئوفيزيكي با مشكل مواجه مي باشد، مقدور بوده، با اطمينان مي توان آب يابي نمود . ارشك مي تواند به كارشناسان و متخصصان امور آب، مديران و كارفرمايان در مكان يابي چاه ها كمك نموده، نياز آنها را از نظر فني، علمي و تصميم گيري برطرف سازد . <br />
<br />
<br />
كلمات كليدي: <br />
ارشك، ميدان هاي مغناطيسي، انرژي، آب يابي، سفره آب زيرزميني، چاه آب]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مطالعه تاثير رسوبات نمك و گچ بر روي آب هاي زير زميني با استفاده از تفسير داده هاي ژئو]]></title>
			<link>http://mahab.ir/thread-648.html</link>
			<pubDate>Sun, 23 Nov 2008 12:39:13 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mahab.ir/thread-648.html</guid>
			<description><![CDATA[خلاصه مقاله:<br />
<br />
<br />
در اين مقاله به بررسي تفسير داده هاي ژئوالكتريك دشت اشتهارد جهت شناسايي و تشخيص رسوبات با مقاومت پايين و تاثير آنها بر روي ديگر رسوباتاين دشت پرداخته شده است . اين منطقه از آنجا كه تحت تاثير دو سازند قرمز بالاي ي و سنگ هاي آتشفشاني ائوسن و اليگوميوسن ايران مركزي قرار گرفته است ، از نظر وجود منابع آب زير زميني داراي محدوديت مشخصي بوده و مطالعات مختلف در اين دشت تا به حال به نتيجه لازم جهت احداث چاه هاي مناسب براي مصرف آب آشاميدن ي نرسيده است . لذا برداشت ها و مطالعات مجدد اين منطقه امري ضروري بوده كه در اين مقاله در مورد برداشتها و مطالعات ژئوالكتريك جديد اين منطقه بحث شده است . بحث اصلي در اين مقاله به اثر نفوذ لا يه هاي نمك و گچ در سا زندهاي با مقاومت بالاتر مي باشد و نهايتا اينكه با مطالعه موردي در دشت اشتهارد مي توان مدل مناسبي براي رديابي اثر اين نوع رسوبات در مناطق ديگر ارائه داد .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[خلاصه مقاله:<br />
<br />
<br />
در اين مقاله به بررسي تفسير داده هاي ژئوالكتريك دشت اشتهارد جهت شناسايي و تشخيص رسوبات با مقاومت پايين و تاثير آنها بر روي ديگر رسوباتاين دشت پرداخته شده است . اين منطقه از آنجا كه تحت تاثير دو سازند قرمز بالاي ي و سنگ هاي آتشفشاني ائوسن و اليگوميوسن ايران مركزي قرار گرفته است ، از نظر وجود منابع آب زير زميني داراي محدوديت مشخصي بوده و مطالعات مختلف در اين دشت تا به حال به نتيجه لازم جهت احداث چاه هاي مناسب براي مصرف آب آشاميدن ي نرسيده است . لذا برداشت ها و مطالعات مجدد اين منطقه امري ضروري بوده كه در اين مقاله در مورد برداشتها و مطالعات ژئوالكتريك جديد اين منطقه بحث شده است . بحث اصلي در اين مقاله به اثر نفوذ لا يه هاي نمك و گچ در سا زندهاي با مقاومت بالاتر مي باشد و نهايتا اينكه با مطالعه موردي در دشت اشتهارد مي توان مدل مناسبي براي رديابي اثر اين نوع رسوبات در مناطق ديگر ارائه داد .]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مطالعه كيفيت منابع آب آشاميدني شهرستان شاهرود]]></title>
			<link>http://mahab.ir/thread-647.html</link>
			<pubDate>Sun, 23 Nov 2008 12:36:29 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mahab.ir/thread-647.html</guid>
			<description><![CDATA[خلاصه مقاله:<br />
<br />
<br />
با توجه به استاندارد هاي موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران و همچنين بر اساس استانداردهاي كشوري و مقايسه اين استانداردها با نتايج آزمايشات فيزيكي و شيميايي و ميكروبي انجام شده برروي نمونه هاي گرفته شده از قسمتهاي مختلف منابع تامين كننده آب آشاميدني شهرستان شاهرود TDS ، كدورت و pH آب آشاميدني منطقه شاهرود در زمان نمونه برداري در حد مطلوب بود . همچنين غلظت عناصر شيميايي مانند كلر، سولفات، منگنز، فلورايد،فسفات، منيزيم،پتاسيم، نيترات و كلسيم موجود در آب آشاميدني شاهرود در حد مطلوب pH و كلر نمونههاي آب وجود داشت . همچنين با بالا رفتن TDS و Ec بوده . همبسسگي مثبت و بالايي بين نمونه هاي آب مقدار pH نمونه هاي آب مقدار كربنات كلسيم و كلر آن نيز افزايش يافت . همچنين با بالا رفتن منابع آب ( چاهها و pH و Ec كربنات كلسيم و كلر نيز افزايش يافت . و اين به اين معناست كه اگر روند افزايش منابع زير زميني ) روند افزايشي داشته باشند در آينده شاهد آن باشيم كه كيفيت اين آبها از نظر سختي، مقدار كربنات كلسيم، سولفات و كلرايد از حد مجاز افزايش نمايد<br />
<br />
<br />
كلمات كليدي: <br />
شاهرود ، مديريت منابع آب ، خصوصيات فيزيكي و شيميايي]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[خلاصه مقاله:<br />
<br />
<br />
با توجه به استاندارد هاي موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران و همچنين بر اساس استانداردهاي كشوري و مقايسه اين استانداردها با نتايج آزمايشات فيزيكي و شيميايي و ميكروبي انجام شده برروي نمونه هاي گرفته شده از قسمتهاي مختلف منابع تامين كننده آب آشاميدني شهرستان شاهرود TDS ، كدورت و pH آب آشاميدني منطقه شاهرود در زمان نمونه برداري در حد مطلوب بود . همچنين غلظت عناصر شيميايي مانند كلر، سولفات، منگنز، فلورايد،فسفات، منيزيم،پتاسيم، نيترات و كلسيم موجود در آب آشاميدني شاهرود در حد مطلوب pH و كلر نمونههاي آب وجود داشت . همچنين با بالا رفتن TDS و Ec بوده . همبسسگي مثبت و بالايي بين نمونه هاي آب مقدار pH نمونه هاي آب مقدار كربنات كلسيم و كلر آن نيز افزايش يافت . همچنين با بالا رفتن منابع آب ( چاهها و pH و Ec كربنات كلسيم و كلر نيز افزايش يافت . و اين به اين معناست كه اگر روند افزايش منابع زير زميني ) روند افزايشي داشته باشند در آينده شاهد آن باشيم كه كيفيت اين آبها از نظر سختي، مقدار كربنات كلسيم، سولفات و كلرايد از حد مجاز افزايش نمايد<br />
<br />
<br />
كلمات كليدي: <br />
شاهرود ، مديريت منابع آب ، خصوصيات فيزيكي و شيميايي]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مديريت بهره برداري از آبخوان ساحلي جنوب شرقي درياچه مهارلو بمنظور جلوگيري از شور شدن]]></title>
			<link>http://mahab.ir/thread-645.html</link>
			<pubDate>Sun, 23 Nov 2008 12:32:30 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://mahab.ir/thread-645.html</guid>
			<description><![CDATA[خلاصه مقاله:<br />
<br />
<br />
بعلت برداشت بي رويه آب زيرزميني از آبخوانهاي ساحلي، همانند دشت سروستان در مجاورت درياچه مهارلو ( درياچه نمك ) ، گراديان هيدروليكي آب زيرزميني بر خلاف وضعيت عادي، از طرف درياچه بطرف دشت تغيير مسير داده است و آب شور درياچه به درون سفره آب زيرزميني حاشيه مهاجرت مي كند . به غير از مهاجرت آب شور، پديده نفوذ آب شور درياچه هم، كمك كننده تخريب كيفيت آب زيرزميني اين سفره ساحلي مي باشد . به منظور ايجاد وضعيتي كه باعث شود شوري آب پمپاژ كاهش يابد، مديريت بهره برداري مناسب مورد توجه قرار گرفته است . از اين رو لازم است وضعيت شوري علاوه بر توسعه افقي، توسعه عمودي آن و همچنين تغييرات شوري آب استخراج شده نسبت به زمان، از شروع پمپاژ، نيز مورد بررسي و توجه قرار گرفته و با درك بهتر شرايط موجود، نسبت به برنامه مديريت بهره برداري اقدام گردد . در اين تحقيق، جهت جريان آب زيرزميني، تغييرات شوري آب زيرزميني در اعماق مختلف آبخوان، تغييرات شوري آب زيرزميني پمپاژ شده نسبت به زمان، اندازه گيري و مطالعه شده است . افزايش تدريجي شوري آب زيرزميني در اين ناحيه نسبت به عمق، از سطح ايستابي آبخوان، تا عمقهاي پايين سفره، بيان مي كند كه آب شور در زير آب شيرين واقع شده است . همچنين تغييرات زماني پارامترهاي فيزيكي و شيميايي آب استخراج شده از چاههاي بهره برداري، نشان مي دهد كه آب شور كف آبخوان، در اثر كاهش فشار، تمايل حركت به سمت عمقهاي بالاتر سفره را دارد و در كاهش كيفيت آب زيرزميني سهيم مي باشد . بعلاوه تبخير از آب زيرزميني، در مناطقي كه سطح سفره نزديك به زمين است، ديگر عامل كاهش دهنده كيفيت آب زيرزميني منطقه مي باشد .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[خلاصه مقاله:<br />
<br />
<br />
بعلت برداشت بي رويه آب زيرزميني از آبخوانهاي ساحلي، همانند دشت سروستان در مجاورت درياچه مهارلو ( درياچه نمك ) ، گراديان هيدروليكي آب زيرزميني بر خلاف وضعيت عادي، از طرف درياچه بطرف دشت تغيير مسير داده است و آب شور درياچه به درون سفره آب زيرزميني حاشيه مهاجرت مي كند . به غير از مهاجرت آب شور، پديده نفوذ آب شور درياچه هم، كمك كننده تخريب كيفيت آب زيرزميني اين سفره ساحلي مي باشد . به منظور ايجاد وضعيتي كه باعث شود شوري آب پمپاژ كاهش يابد، مديريت بهره برداري مناسب مورد توجه قرار گرفته است . از اين رو لازم است وضعيت شوري علاوه بر توسعه افقي، توسعه عمودي آن و همچنين تغييرات شوري آب استخراج شده نسبت به زمان، از شروع پمپاژ، نيز مورد بررسي و توجه قرار گرفته و با درك بهتر شرايط موجود، نسبت به برنامه مديريت بهره برداري اقدام گردد . در اين تحقيق، جهت جريان آب زيرزميني، تغييرات شوري آب زيرزميني در اعماق مختلف آبخوان، تغييرات شوري آب زيرزميني پمپاژ شده نسبت به زمان، اندازه گيري و مطالعه شده است . افزايش تدريجي شوري آب زيرزميني در اين ناحيه نسبت به عمق، از سطح ايستابي آبخوان، تا عمقهاي پايين سفره، بيان مي كند كه آب شور در زير آب شيرين واقع شده است . همچنين تغييرات زماني پارامترهاي فيزيكي و شيميايي آب استخراج شده از چاههاي بهره برداري، نشان مي دهد كه آب شور كف آبخوان، در اثر كاهش فشار، تمايل حركت به سمت عمقهاي بالاتر سفره را دارد و در كاهش كيفيت آب زيرزميني سهيم مي باشد . بعلاوه تبخير از آب زيرزميني، در مناطقي كه سطح سفره نزديك به زمين است، ديگر عامل كاهش دهنده كيفيت آب زيرزميني منطقه مي باشد .]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>